از «درکم کن» تا «دلخوشی»؛

موسیقی به دغدغه های جامعه نزدیکتر شد

تریبون هنر- سام شرف زاده: چاره ای جز این نیست که باور کنیم جریان اصلی موسیقی کشور، تنها برای استفاده و لذت در لحظه است و کمتر یک اثر قابل توجه به گوش می رسد. پیشتر هم در یادداشتی گفته بودم که هنر موسیقی در میان هنرهای هفت گانه، نزدیکترین به مردم است. اگر زلزله بیاید، بیست و چهار ساعت از آن نگذشته یک قطعه منتشر می شود و چنین پتانسیلی در هنرهای دیگر نیست و افسوس که کمتر از آن استفاده می شود. در این میان گاهی اتفاق خوبی رخ می دهد. خوانندگانی پیدا می شوند که از میزان تاثیر موسیقی بر جامعه آگاهی دارند و از یک تک آهنگ، پلی از جنس جلب توجه برای موضوعی خاص می سازند.

 

در چند روز گذشته دو قطعه موسیقایی قابل تقدیر به گوش مخاطب رسید. یکی «درکم کن» با ترانه ای از حسن علیشیری، آهنگسازی و صدای رضا یزدانی که همیشه از پیشتازان موسیقی کشور بوده و تنظیم بهروز پایگان و دیگری قطعه «دلخوشی» با ترانه ای از پریسا سیر، آهنگسازی امین قباد، تنظیم معین راهبر و با صدای خواننده خوش صدا و محبوب کشورمان امیرعباس گلاب. «درکم کن» نه تنها به بیماران اوتیسم پرداخته، بلکه تلنگری زده به افراد و خانواده هایی که با این بیماران در ارتباط هستند. «درکم کن» با بیان شرایط این بیماران، مخاطبی که شاید اصلا نداند اوتیسم چیست و با مبتلایان چطور باید رفتار کرد را به آگاهی می رساند. مخاطبی که در آینده شاید با یک فرد مبتلا به این بیماری هم خونی داشته باشد! در «دلخوشی» که به اعتقاد نگارنده در قالب ویدئو به بلوغ رسیده است، با چالش اهدای عضو رو به ور می شوید. موضوعی که شاید تا در شرایطش قرار نگیریم آن را درست درک نمی کنیم. امیرعباس گلاب خواننده ای است که مخاطب موسیقی همیشه با آثارش به خوبی ارتباط برقرار می کند و این نکته باعث شده شنونده به خوبی به آن شرایط سخت نزدیک شود.

 

نزدیک شدن موضوع یک اثر موسیقایی به موضوعات اجتماعی می تواند کورسوی امید را در دل آن ها که دغدغه هایشان را کمرنگ یا فراموش شده می دانند زنده نگه می دارد. به فردایی دلخوشیم که اتفاقات این چنینی را بیشتر ببینیم. آنچه باعث شد این یادداشت نوشته و به انتشار برسد، قدردانی از مولفین این دو اثر در حد توان نگارنده بود.

 

 

منبع: اختصاصی تریبون هنر

 

 

 

مطالب مرتبط




شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام




یادداشت آرشیو

  • فردین ملک مطیعی بهروز وثوقی
    انتقاد تند نیما حسنی نسب از ستاره های این روزها
    از سلبریتی های دیروز تا صله بگیرهای امروز
    در معاشرت و مشارکتِ تهوع‌آورشان با اربابان پول کثیف و معاونت در پولشویی

    تریبون هنر _ نیما حسنی نسب: به این عکس خوب دقت کنید؛ در هیاهوی هیچِ صله‌بریتی‌های امروزی، در هجومِ زشت و رعشه‌آور اخبار الکی و فهرست‌های جعلی و شعارهای سطحی که از بعضی بازیگرهای معروف این روزگار می‌شنویم، در معاشرت و مشارکتِ تهوع‌آورشان با اربابان پول کثیف و معاونت در پولشویی […]

  • تنگه ابوقریب
    دریچه‌ای به مفهوم مقاومت
    یادداشت کمال تبریزی درباره «تنگه ابوقریب»
    فقط باید دید

    تریبون هنر _ کمال تبریزی: «تنگه ابوقریب» از آن دسته فیلم‌هایی است که غیر قابل توصیف هستند ! مثل موسیقی‌ای که غیر قابل تقلید باشد ! فقط می‌توان گفت که مانند دریچه شهرفرنگ به دنیایی متفاوت هدایت می‌شوید که این بار به شدت ملموس و واقعی است ! دریچه‌ای به […]

  • کیوان کثیریان
    نگاهی به ترکیب سینماها در هفته‌های اخیر
    قصه بی‌سروته، بازی‌های خیلی بد، بازیگرانی بسیار بدتر
    یادداشت کیوان کثیریان

    کیوان کثیریان:  نگاهی به ترکیب اکران سینماها در هفته‌های اخیر می‌تواند گویای حال و روز این روزهای سینمای ما باشد. نگاه معیوب مدیریت سینما که تشویق “سرمایه سالاری” نام گرفته نتیجه‌اش می‌شود همین. از ۱۳ فیلم روی پرده ۸ تایش از جنس فیلم‌هایی است که “کمدی” خوانده می‌شوند و در […]

  • ابراهیم گلستان و مسعود کیمیایی
    گلستان از انگلستان
    یادداشت «ابراهیم گلستان» برای سالروز تولد «مسعود کیمیایی»
    در تریبون هنر بخوانید

    تریبون هنر: «چیزی که مسعود در فیلم «قیصر» گفته بود مرا متوجه نوع دریافت و فکر او کرد، که تفاوت داشت با «ننه من غریبم» بازی‌های قصه‌هایی در تیره‌روزی دخترهای رعیت یا تیره‌کاری‌های پسرهای ارباب، و قس علی‌ذالک‌هایی که از اول سال های ۱۳۰۰ راه افتاده بود» این جملات بخش […]

  • عصبانی نیستم
    عصبانی نیستم؛ بُمبی که خنثی شد
    یادداشتی از سیدمحمد کاظمی

    تریبون هنر: این همه کش و قوس؟این همه شاخ و شانه کشیدن؟این همه دلخوری و قُلدری؟ارزشش را داشت؟ این همه ترس؟ این همه لج بازی؟این همه امضای بی اعتبار؟ارزشش را داشت؟ فیلم “عصبانی نیستم” از رضا درمیشیان بعد از چهار سال سر و صدا ، بالاخره بهار امسال به اکران […]

رضا صادقی مدیون

مغزهای کوچک زنگ زده

آخرین بار کی سحر را دیدی

چراغ های ناتمام

شعله ور