Ad


یادداشت عبدالرضامنجزی درباره لاتاری

تولد موسای قهرمان!!

لاتاری یک فیلم است. دستگاه دیپلماسی کشور را نمایندگی نمی کند

تریبون هنر _ عبدالرضا منجزی: امشب لاتاری را دیدم. حالا متوجه این حجم از مخالفت ها شدم،به نظرم متولیان مجریان و هواخواهان سینمای خنثی با سیاسیون لیبرال و بخشی تکنوکرات های محافظه کار،همراه میشوند تا فیلم را خفه و کله کنند..بخشی از صاحبان قدرت و حتی دستگاه دیپلماسی ما این کنشگری فردی را برنمی تابند..
کاش مهدویان و موسای فیلم و تهیه کننده عصبی و پرخاشگر و طلبکارش ،حرف نزنند.. انها با فیلم شان حرف مهمی زده اند. ورود به بحث های حاشیه ای انها را به ورطه ای خواهد کشاند که تار و مار میشوند، فیلم را از رونق و تاثیرگذاری و اهمیت میاندازند،میدان ژورنال و فضای مجازی مال اینها نیست،رقبا یشان میداندار این عرصه اند…
امشب در سه سالن باحترام فیلم از جا برخاستند مردم، برای فیلم کف زدند،گریستند،به وجد امدند…فیلم بلد است مستقیما چشم در چشم، رخ به رخ از تماشاچی دلبری کند..بگذارند فیلم راه خودش را برود..
لاتاری یک فیلم اجتماعی ست..گرم سرزنده به روز سرپا و خوش فرم…فیلم نماینده ی دوران خویش است،فیلم زمانه و دیار است…
کاری که باید یکی از این نسل رقمش میزد و نزد ،حالا با همت و بدست این دو سه تن رقم خورد…
فیلم صاحب دارد،امضا و عقبه دارد..مرام و عرق و ریشه دارد…یک قهرمان الگو دارد،عشق امروزی را نشان داده،ادبیات محاوره ای و اما دلنشینی دارد،
دعوای مخالف و موافق ،اصلا یک مشاجره ژورنالی نیست.. ان پشت ،ورای این بگو مگوها، تقابل دو دیدگاه بچشم میخورد..
یک تلقی به ما دیکته می کند که ریشه نابسامانی را در خود جستجو کنیم.. در دروغ،غیبت،حسادت،قضاوت های زود هنگام ،بی اعتمادی،بی اخلاقی،طمع،و….نماینده این تلقی فرهادی ست..یک اپارتمان ،زن و شوهر،یک کلفت،یک بحران،و نتیجه گیری نهایی اش که مقصر ماییم،دروغ نگوییم..همین
تلقی دوم ،پا را از گلیم خود بیرون گذاشته و به خیابان میزند تا مسبب را پیدا کند. تا عدالت را اجرا کند.او ارمانگراست… مثل شیرمحمد تنگسیر…
این سال ها دوران اقتدار و محبوبیت سینمای دسته اول بود…
اگر پر لاتاری بگیرد، موج نوی سینمای اجتماعی،یکبار دیگر پس از قیصر در سال ۴۸ ،رونقی دوباره خواهد گرفت ..اما نمی گذارند.نخواهند گذاشت.. تا بعد که بیشتر خواهم نوشت… این ،همان تنها گونه سینمایی است که برانگیختگی را در ما شکل داد.از همه ی ما یک مصلح ساخت. این همان سینمایی ست که شورمندی توام با شعور را در ما زنده کرد.اگر پر باتاری بگیرد، موج نو سینمای اجتماعی ،دوباره رونقی خواهد گرفت.اما نمی گذارند.نخواهند گذاشت..
به یاد داشته باشیم که لاتاری یک فیلم است. دستگاه دیپلماسی کشور را نمایندگی نمی کند. بیانیه دولت رسمی ایران نیست.این فیلم یک روایت دسته اول از معضلی بزرگ در جامعه امروز. و جهان پیرامون ماست.در طول سال دهها فیلم با موضوعاتی بمراتب خشن تر در امریکا ساخته میشود.سفر یک قهرمان به اروپا اسیا و حتی روسیه برای انتقام گیری،اما در هیچ موردی دولت ها معترض نبوده اند. دولت بدلیل مصالح دیپلماسی در اینگونه موارد حسابش را اژ سینما جدا کند..این به نفع همه است.حتی دموکراسی..
فیلم یک معادله ریاضی پیچیده نیست.. سینمای اجتماعی هم فلاسفه و افکار فلسفی را نمایندگی نمی کند..این نوشته هم ،نقد فیلم نیست..عکس العمل بهنگام در مواجهه با تماشای یک فیلم است.. بکر، تر و تازه و طبیعی.. اتفاقا این درست است..انچه از تماشا در من نشسته همین است…حالا نه بعنوان منتقد ،بلکه تماشاچی،بعد از چند دهه فیلم بازی و زندگی کردن با سینما،با یک بار تماشا،یک فیلم مرا پس میزند یا در خود حل خواهد کرد …لاتاری حل کرد…لاتاری یک مشکل اساسی و دغدغه درونی من با این روزگار ،با ادمهایش ،با خاموشی و سکوت یک نسل در برابر ذلت را حل کرد..لاتاری خیلی چیزهای دیگر را هم موجب شد که بعد خواهم گفت..بوسه میزنم بر حنجره خوش خوان موسای قهرمان،بوسه میزنم بر دستان نحیف اما قلندر قهرمان..تو گمشده ی بزرگ این روزگار بودی،..خوش امدی قهرمان …

 

 

مطالب مرتبط



شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام


*

code



یادداشت آرشیو

  • لس انجلس تهران
    به بهانه ی هجومِ کم سابقه به "لس آنجلس،تهران"
    به جای قلع و قمع، به خودمان رحم کنیم
    یادداشت سیدمحمد کاظمی

    تریبون هنر: تینا پاکروان کارگردان توانایی ست که اگر نبود فیلم های قابل قبولی چون “خانوم” و “نیمه شب اتفاق افتاد” را نمی ساخت.پس اگر فقط کمی انصاف داشته باشیم ، استعدادی همچون پاکروان را پرپر نمی‌کنیم.حدود دو سال پیش این کارگردان خوش فکر که اتفاقا کنار دست بسیاری از […]

  • فردین ملک مطیعی بهروز وثوقی
    انتقاد تند نیما حسنی نسب از ستاره های این روزها
    از سلبریتی های دیروز تا صله بگیرهای امروز
    در معاشرت و مشارکتِ تهوع‌آورشان با اربابان پول کثیف و معاونت در پولشویی

    تریبون هنر _ نیما حسنی نسب: به این عکس خوب دقت کنید؛ در هیاهوی هیچِ صله‌بریتی‌های امروزی، در هجومِ زشت و رعشه‌آور اخبار الکی و فهرست‌های جعلی و شعارهای سطحی که از بعضی بازیگرهای معروف این روزگار می‌شنویم، در معاشرت و مشارکتِ تهوع‌آورشان با اربابان پول کثیف و معاونت در پولشویی […]

  • تنگه ابوقریب
    دریچه‌ای به مفهوم مقاومت
    یادداشت کمال تبریزی درباره «تنگه ابوقریب»
    فقط باید دید

    تریبون هنر _ کمال تبریزی: «تنگه ابوقریب» از آن دسته فیلم‌هایی است که غیر قابل توصیف هستند ! مثل موسیقی‌ای که غیر قابل تقلید باشد ! فقط می‌توان گفت که مانند دریچه شهرفرنگ به دنیایی متفاوت هدایت می‌شوید که این بار به شدت ملموس و واقعی است ! دریچه‌ای به […]

  • کیوان کثیریان
    نگاهی به ترکیب سینماها در هفته‌های اخیر
    قصه بی‌سروته، بازی‌های خیلی بد، بازیگرانی بسیار بدتر
    یادداشت کیوان کثیریان

    کیوان کثیریان:  نگاهی به ترکیب اکران سینماها در هفته‌های اخیر می‌تواند گویای حال و روز این روزهای سینمای ما باشد. نگاه معیوب مدیریت سینما که تشویق “سرمایه سالاری” نام گرفته نتیجه‌اش می‌شود همین. از ۱۳ فیلم روی پرده ۸ تایش از جنس فیلم‌هایی است که “کمدی” خوانده می‌شوند و در […]

  • ابراهیم گلستان و مسعود کیمیایی
    گلستان از انگلستان
    یادداشت «ابراهیم گلستان» برای سالروز تولد «مسعود کیمیایی»
    در تریبون هنر بخوانید

    تریبون هنر: «چیزی که مسعود در فیلم «قیصر» گفته بود مرا متوجه نوع دریافت و فکر او کرد، که تفاوت داشت با «ننه من غریبم» بازی‌های قصه‌هایی در تیره‌روزی دخترهای رعیت یا تیره‌کاری‌های پسرهای ارباب، و قس علی‌ذالک‌هایی که از اول سال های ۱۳۰۰ راه افتاده بود» این جملات بخش […]

Ad
Ad
Ad
Ad
Ad
Ad
Ad
Ad
Ad