Ad


هیجان تازه ای را در آثارم جاری خواهم کرد

رضا صادقی: خودمان باید به داد خودمان برسیم

از  «بانوان» باسواد و حرفه ای نوازنده در ارکسترم استفاده خواهم کرد

تریبون هنر _ بابک صحرایی: رضا صادقی هنرمندی حقیقی است که به معنای واقعی درد و بغض مردمش را در جان دارد. او چه در خلق آثار نابش و چه در حضور اثرگذارش در بطن جامعه، اصلی ترین هدفش کاستن درد و بغض مردم است. مرور او و آثار و اعمالش، گواه این اتفاق ارزشمند است که رضا صادقی هم زمان با ایستادن در قله های موفقیت و محبوبیت، نفس به نفس با مردمش همراه بوده. او هنرمند باارزشی است که اصالت هنر ایران را بیشتر و باارزش تر کرده. با رضای عزیز درباره این روزها گپ زدیم. از فصل تازه ای که در حیات هنری اش آغاز کرده تا دغدغه های این روزهایش. صحبت های رضا صادقی درباره فعالیت های این روزها و تصمیم ها و دغدغه هایش در ادامه بخوانید

 

کارهایم را به صورت ویژه تر و با اتفاق های به روزتر ارائه خواهم کرد

قطعاتی را آماده کرده ام که به ترتیب منتشر خواهند شد. بعد از اتمام همکاری ام با آوای هنر، به فکر اینم که یک سری از کارهایم را به صورت ویژه تر و با اتفاق های به روزتر ارائه کنم. اکثر تک تراک هایی که به زودی منتشر خواهم کرد با ویدئو و تیزرهای تصویری همراه خواهند بود. این روزها یک سری دغدغه ها برای ارکستر دارم و فکرهایی دارم که تصمیم دارم به زودی به مرحله عمل برسانم. مشغول ساخت سه تا ویدئو کلیپ هستم. ویدئوهای نفس، وقتشه و یک کار دیگر که هنوز اسمش مشخص نیست

 

اگر بخشی از ترانه و موسیقی از مسیر صحیحش خارج شده، ما باید اصلاحش کنیم

این روزها دغدغه عمده ام این است که ما خیلی داریم از وضعیت موسیقی گله می کنیم. اینکه چرا بخشی از ترانه و موسیقی ما از مسیر صحیحش خارج شده و دغدغه ام این است که به شکل عملی و نه صرفا تئوری اتفاقی پیش بیاورم که اگر چیزی خطا رفته من و بقیه دوستان اصلاحش کنیم و این اصلاح احتیاج به فکر دارد. اینکه گوشه خانه بنشینیم و فقط بگوییم چرا وضعیت موسیقی به این شکل شده نه تنها اتفاقی نمی افتد بلکه روز به روز بدتر می شود و ما دلشکسته تر.

 

ضبط برخی از کارها در خارج از کشور و همراه کردن نمایش با کنسرت هایم از برنامه های تازه ام است

یک سری اتفاقات دیگر هم هست که مربوط به ضبط کارهایم در خارج از کشور می شود. نه به خاطر خارج از کشور بودن، به خاطر تجربه خودم است که می خواهم ضبط مدلی دیگر و از نگاهی دیگر را تجربه کنم. مد نظرم هست که کنسرت هایی اجرا کنم با یک سری آهنگ های قدیمی ام که تنظیم های به روز و متفاوت تر و اجراهای تازه تری دارند. بسیار قائل به اینم که بتوانم فضای نمایش را در کنسرت هایم به طور گسترده ایجاده کنم. اینکه در یک کالبد تخصصی اجرا بشود و مردم ما بیشتر از یک کنسرت را ببینند. فقط دیدم تصویر خواننده و ارکستر روی ال ای دی نباشد و نمایش هم در اجراهای موسیقی دخیل باشد. اتفاقی که پیش آمده این بوده که ما هیچ وقت نتوانستیم دنیای موسیقی مان را به سطح ویژه ای که مد نظر نگاه مخاطبان ویژه است برسانیم و نو آوری داشته باشیم. ته نوآوری مان این شده که یک کلیپ بسازیم و در کنسرت در بک گراند خواننده پخش شود.

 

هیجان تازه ای را در آثارم جاری خواهم کرد

یک سری کارهای قدیمی ام را دارم از نو می سازم. یک سری از کارهایی که در دوران جوانی ام ارائه کرده ام را دارم دوباره تنظیم می کنم و می خوانم. در کارهایی که جدید است و قصد ارائه شان را دارم، مثل قطعه »پای تو موهام سفید شد» با ترانه بابک صحرایی و موسیقی نیکان که هنوز هم اسمی برایش انتخاب نکرده ایم، واقعا دوست دارم یک جوری اجرا بشود که هم اجرای زنده و هم اجرای استودیویی اش، هیجان خاصی داشته باشد. ما هیجان را فقط در موسیقی های اکتیو می بینیم در صورتی که هیجان می تواند در موسیقی های خیلی آرام هم به وجود بیاید. حدود ۱۰، ۱۱ سال پیش هنگامی که سلن دیون داشت قطعه Power Of Love را اجرا می کرد یک بچه ۱۶ ساله از شدت هیجان ایست قلبی کرد. قائل به این هم هستم که موسیقی ما با موسیقی آن ها فاصله دارد اما باید این فاصله را کم کرد و در این راه سعی خودمان را بکنیم. من هم مثل خیلی ها از خیلی چیزها ناامیدم اما این ناامید بودن دلیل بر این نیست که ایست کنیم.

 

از  «بانوان» باسواد و حرفه ای نوازنده در ارکسترم استفاده خواهم کرد

اتفاقاتی  که روی استیج قرار است بهش فکر کنم استفاده از یک سری سازهای ایرانی و همچنین اما به شکل مدرن است تا فضای ارکستر از آن فضای همیشگی که می بینیم خارج شود و تازگی پیدا کند. نگاهی ویژه ای هم به حضور نوازندگان باسوار و حرفه ای خانم در ارکسترم دارم. باید اهمیت ویژه ای برای حضور نوازنده های خانم در ارکسترها قائل بشویم. جاری شدن جهان زن و تفکرات زن و بانوی ایرانی که همیشه مظلوم هم هست در ارکسترها،  می تواند اتفاق های بسیار خوبی را رقم بزند.

 

باید ایده آل تر کار کینم چون جهان بینی موسیقی و نگاه مخاطب به آن تغییر کرده

مساله مهم تری که در فصل تازه کارهایم به آن خواهم پرداخت، برنامه ریزی و مدیریت درست برای تولید و انتشار آثارم است. جهان بینی موسیقی و نگاه مخاطب به آن تغییر کرده و باید ایده آل تر از همیشه به خلق و انتشار آثار بپردازیم. از طرفی مردم به خاطر مسایل زیادی که درگیرش هستند مخصوصا در سرزمین ما که هر روز با اتفاق تازه ای روبرو هستیم، شاید فرصت نکنند که مدام سراغ از تو بگیرند و ببینید در حال انجام چه کاری هستی. به همین خاطر ما باید به سمت شان برویم و برای این به سمت شان رفتن، باید از همه امکاناتی که وجود دارد به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم که من این کار را خواهم کرداین فصل تازه، نگاه تازه من است به موسیقی خودم. نگاهی که مسبت به موسیقی دارم و شکل ارائه اش به مردم و مخاطبانی که همیشه دوست شان داشته ام

 

مدیریت بحران زده داریم، مدیریت بحران نداریم

چه حرفی می شود زد که مردم را آرام کرد. چه می شود گفت. چقدر هنرمندها و کسانی که دیده می شوند بیایند و ابراز همدردی کنند. چقدر اعتراض کنیم؟ یک وقت کسی می آید و از حقی که از تو گرفته شده حرف می زند و همین اتفاق شاید آرامت کند اما وقتی فایده ای ندارد چه بگوییم. تنها جمله ای که می توانم بگویم این است که مجبوریم خودمان به داد خودمان برسیم. تا آنجا که من فهمیدم، در زلزله، در برف، در سانچی، در سقوط هواپیما، مدیریت بحران زده داریم مدیریت بحران نداریم. برای این مدیریت بحران زده فقط می شود دعا کرد. نگاه من به بعضی از اتفاق ها متاسفانه خیلی خاکستری شده و خودم هم این نگاهم را دوست ندارم ولی به مردم می گویم که ما اهالی هنر به اندازه ای که می توانیم سعی می کنیم که حال تان را خوب کنیم. چه بحث هنری اش و چه بحث اینکه کنار مردم باشیم تا دردشان را کمتر کنیم. تنها کاری که از دست ما بر می آید همین است.

 

خودمان باید به داد خودمان برسیم

باور کن دیگر رویم نمی شود به مردم بگویم بیایید دور هم یک مبلغی را برای فلان اتفاق جمع کنیم. بیایید دور جمع جمع شویم تا فلان اتفاق را حل کنیم. تمام جامعه من دچار یک زلزله است. یکی زلزله اش اقتصادی است، یکی زلزله اش روحی است و یکی زلزله اش مثل کرمانشاه همه با هم است. نقل زلزله یک طرف، از اهواز و خاکش چه بگویم. از مردم و بی مسئولیتی آدم هایی که قرار است بهشان امید ببندیم چه بگویم. باور کن اگر من و امثال من عشق به این خاکش نداشتیم، با این فاجعه هایی که مدام می بینیم این سرزمین را رها کرده بودیم و رفته بودیم. اما این خاک را نمی شود رها کرد. من عاشق این سرزمینم. خانواده من، دوستان من، مردم من این خاک را دوست دارند. از همه مهم تر ما انسان های دوست داشتنی ای در این خاک داریم که نمی شود رهایشان کرد. پس خودمان فقط باید به داد خودمان برسیم. خسته شدیم از تسلیت هر روزی. خسته شدیم از اینکه بدانیم دردی هست و مدام باید برای تسلایش حرفی بزنیم که می دانیم کاری از پیش نمی برد. الان جواب این ۶۶ خانواده ای که در فاجعه هواپیما داغدار شدند را که می دهد؟ یک هواپیمای افتضاح با تکنولوژی هفتاد سال پیش که باعث عزادار شدن اینهمه خانواده شد. بنا بر دلایلی با جهان مهمانداری آشنایی دارم و می دانم با چه عشقی به این کار مشغولند. الان با رویاهای نابود شده خانواده های مهمانداران و مسافران و دیگر کسانی که مربوط به این اتفاق بودند چه کنیم؟ چه بگوییم که آرام شان کند؟ آرزو می کند اتفاق هایی که خیر هستند برای این سرزمین رخ بدهد و این سالی که واقعا سال زیبایی نبود زودتر تمام بشود و به سال بعد برسیم و انشالله سالی که می آید سال خوبی باشد.

 

ای کاش بتوانیم لااقل بلیت کنسرت ها را ارزان کنیم

ای کاش بتوانیم برای این مردم کاری کنیم. ای کاش بتوانیم لااقل بلیت کنسرت ها را ارزان کنیم که طفلی ها بتوانند دو ساعت بیایند و از دردهایی که دارند فارغ شوند و دم آن عزیزانی گرم در سینما انقدر به مردم هیجان می دهند، در تئاتر انقدر به مردم هیجان می دهند چون دیگر به جز این هیجان های لحظه ای، چیزی برای مردم نمانده

 

گفتگو از بابک صحرایی

منبع: تریبون هنر

 

مطالب مرتبط



شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام


*

code



یادداشت آرشیو

  • فیلم کلمبوس
    یادداشت بابک صحرایی درباره فیلم کلمبوس
    یک کمدی سیاه با اندیشه ای قابل احترام

    تریبون هنر _ بابک صحرایی: دیشب فیلم «کلمبوس» به کارگردانی هاتف علیمردانی را در پردیس کورش دیدم. یک کمدی ابزورد زیبا که در قیل و قال کمدی های سطحی این روزها، دارای شاخص های صحیح یک کمدی سیاه با اندیشه ای قابل احترام است اسم هاتف علیمردانی را اولین بار […]

  • لس انجلس تهران
    به بهانه ی هجومِ کم سابقه به "لس آنجلس،تهران"
    به جای قلع و قمع، به خودمان رحم کنیم
    یادداشت سیدمحمد کاظمی

    تریبون هنر: تینا پاکروان کارگردان توانایی ست که اگر نبود فیلم های قابل قبولی چون “خانوم” و “نیمه شب اتفاق افتاد” را نمی ساخت.پس اگر فقط کمی انصاف داشته باشیم ، استعدادی همچون پاکروان را پرپر نمی‌کنیم.حدود دو سال پیش این کارگردان خوش فکر که اتفاقا کنار دست بسیاری از […]

  • فردین ملک مطیعی بهروز وثوقی
    انتقاد تند نیما حسنی نسب از ستاره های این روزها
    از سلبریتی های دیروز تا صله بگیرهای امروز
    در معاشرت و مشارکتِ تهوع‌آورشان با اربابان پول کثیف و معاونت در پولشویی

    تریبون هنر _ نیما حسنی نسب: به این عکس خوب دقت کنید؛ در هیاهوی هیچِ صله‌بریتی‌های امروزی، در هجومِ زشت و رعشه‌آور اخبار الکی و فهرست‌های جعلی و شعارهای سطحی که از بعضی بازیگرهای معروف این روزگار می‌شنویم، در معاشرت و مشارکتِ تهوع‌آورشان با اربابان پول کثیف و معاونت در پولشویی […]

  • تنگه ابوقریب
    دریچه‌ای به مفهوم مقاومت
    یادداشت کمال تبریزی درباره «تنگه ابوقریب»
    فقط باید دید

    تریبون هنر _ کمال تبریزی: «تنگه ابوقریب» از آن دسته فیلم‌هایی است که غیر قابل توصیف هستند ! مثل موسیقی‌ای که غیر قابل تقلید باشد ! فقط می‌توان گفت که مانند دریچه شهرفرنگ به دنیایی متفاوت هدایت می‌شوید که این بار به شدت ملموس و واقعی است ! دریچه‌ای به […]

  • کیوان کثیریان
    نگاهی به ترکیب سینماها در هفته‌های اخیر
    قصه بی‌سروته، بازی‌های خیلی بد، بازیگرانی بسیار بدتر
    یادداشت کیوان کثیریان

    کیوان کثیریان:  نگاهی به ترکیب اکران سینماها در هفته‌های اخیر می‌تواند گویای حال و روز این روزهای سینمای ما باشد. نگاه معیوب مدیریت سینما که تشویق “سرمایه سالاری” نام گرفته نتیجه‌اش می‌شود همین. از ۱۳ فیلم روی پرده ۸ تایش از جنس فیلم‌هایی است که “کمدی” خوانده می‌شوند و در […]

Ad
Ad
Ad
Ad