موسیقی‌های قابل دفاع در کنسرت جایگاهی ندارند

ایمان حجت: این مردم موسیقی واروژان و چشم‌آذر را گوش می‌کردند

فرض کنید یک آهنگساز بزرگی مثل آقای کلهر وسط سلو بگوید «نوازنده‌ی کمانچه، کیهان کلهر»

تریبون هنر: ایمان حجت از هنرمندان حرفه‌ای موسیقی ایران است که فعالیت حرفه‌ای خود را از سال ۷۱ آغاز کرده است. او در این سال ها فعالیت های چشمگیری در عرصه های آهنگسازی و تنظیم و صدابرداری داشته است و استودیوی صدابرداری او ب اسن راگا، از بهترین اسنودیوهای یک دهه اخیر بوده است. موسیقی‌های او را در خیلی از فیلم‌های سینمایی و سریال‌ها شنیده‌ایم که از معروف‌ترین آنها می‌توان به «همه‌ فرزندان من»، «بازی پنهان» و … اشاره کرد. سریال «آتش به آتش می‌زند» با ملودی و صدای احسان خواجه‌امیری و تنظیم ایمان حجت و همچنین سریال «هشت و نیم ثانیه» که به تازگی پخش شد، با صدای احسان خواجه‌امیری، ملودی مهرداد نصرتی و تنظیم او که موفق به دریافت جایزه نیز شد. در حوزه‌ی صدابرداری نیز با خیلی از خوانندگان مطرح و سرشناس از جمله احسان خواجه‌امیری، رضا صادقی، محسن یگانه، شهرام شکوهی، مهدی یراحی و …. همکاری‌های موفقی داشته است. تریبون هنر با ایمان حجت، نوازنده، آهنگساز، تنظیم‌کننده گفت‌وگویی را انجام داده است.

 

تولید محصول خوب رسیدگی‌های زیادی لازم دارد
ایمان حجت در خصوص روند موسیقی در سال‌های اخیر در کشور اظهار داشت: به طور کل موسیقی از زاویه‌ی دید من مثل یک باغی‌ست که نیاز به باغبان و رسیدگی دارد. نیاز به سرپرست دارد آن هم نه یک نفر، در واقع یک تفکر حاکم بر آن مجموعه تا میوه‌ی خوب از آن باغ استخراج شود. اگر شما یک باغ را به حال خودش رها کنید ممکن است بارانی هم از آسمان بر آن ببارد اما به طور حتم بدون رسیدگی، علف‌های هرز هم رشد می‌کنند. ولی برای داشتن محصول خوب بدون شک رسیدگی لازم است، آفت‌زدایی، آبیاری منظم و مسایل دیگر. حالا در موسیقی هم به همین شکل است. موسیقی‌هایی که ارزان تولید می‌شود به خصوص در چند سال اخیر با تکنولوژی‌های کامپیوتری که هر کسی با یک ماه تمرین، کار کردن با یک سری نرم‌افزار را یاد می‌گیرد و می‌تواند با یک سری سرهم‌بندی‌ها کاری را به اسم آهنگ جدید منتشر کند در حالی که این‌ها همه یک سری تم‌های از پیش ضبط شده است. بله این‌ها هم رشد می‌کنند و چون بدون هزینه و بدون دردسر و پیشینه وارد بازار موسیقی می‌شوند توقع زیادی هم ندارند و کارشان هم ارزان ارایه می‌دهند و خیلی زود هم دیده و شنیده می‌شوند.

 

موسیقی نیاز به تفکر درست دارد
او در ادامه توضیح داد: اما در پشت پرده موسیقی‌هایی وجود دارد که نیاز به نوازنده‌های خوب، آهنگساز و خواننده‌های خوب دارد. موسیقی نیاز به تفکر درست دارد. متاسفانه چون این‌ها مورد حمایت قرار نمی‌گیرند و هیچ نیرویی نیست که به آنها رسیدگی کند تا مثل بذر از خاک بیرون بیایند و به ثمر برسند و بعضا چون کار، بازدهی مالی و توجیح اقتصادی ندارد توان ادامه‌ی مسیر برای تولید را ندارند و به این ترتیب ازگردونه خارخ می‌شوند. در حالی که می‌توانند نوازنده‌های بسیار خوب، آهنگسازهای بسیار حرفه‌ای و خواننده‌های بسیار توانمندی باشند. متاسفانه موسیقی امروز ما بخش کوچکی از موسیقی پاپ شده است که می‌رود در مهمانی‌ها و به اصطلاح می‌گیرد. همان موسیقی که می‌شود با آن قر داد.

 

 می‌گویند یک مبلغی را پرداخت کنید تا شما موسیقی سریال را بسازید

ایمان حجت در ادامه‌ گفت: در قدیم ساخت موسیقی سریال را به من واگذار می‌کردند، تهیه‌کننده تا پول نوازنده، شاعر و خواننده را هم پرداخت می‌کرد. امروز با من تماس می‌گیرند و می‌گویند موسیقی فلان سریال را واگذار می‌کنیم. می‌پرسم یعنی چه و می‌گویند یک مبلغی را پرداخت کنید تا شما موسیقی سریال را بسازید. به آنها می‌گویم یعنی چه که من پول پرداخت کنم می‌گویند شما از خواننده پول بگیرید. خب من که در حالت عادی بابت ساخت موسیقی از خواننده پول می‌گیریم برای چه باید پولی را پرداخت کنم تا برای یک سریال موسیقی بسازم؟ متاسفانه این وضعیت بازار موسیقی‌ست. البته از بابت تولید یک سری کارها که هیت بازار می‌شوند و ارزشی هم ندارند، گله‌ای نیست. این‌ها باید باشند و در همه‌ جای دنیا نیز این اتفاق می‌افتد. اما چرا موسیقی خوب رشد نمی‌کند قابل بحث است. به خاطر این که از موسیقی خوب حمایت نمی‌شود و وزارت ارشاد نیز کاری ندارد. کارها با میکس و مسترینگ داغون، با کوآلیتی ضعیف و موسیقی ضعیف وارد ارشاد می‌شود و مجوز می‌گیرد. یعنی بین من که سال‌هاست به صورت مجاز زحمت کشیدم و کار می‌کنم با کسی که همین امروز وارد بازار موسیقی شده، فرقی وجود ندارد. کافی‌ست یک نفر برود خیابان جمهوری، یک کامپیوتر، ساندکارت و یک میکروفون تهیه کند، کار تولید کند و بعد بدهد به ارشاد و مجوز بگیرد. بنابراین وقتی از موسیقی خوب حمایت نمی‌شود می‌میرد، به دلیل این که تولید موسیقی خوب و قابل دفاع پر هزینه‌ است. به همین دلیل سیستم موسیقی غرق شده است. ما هر آن چه در موسیقی داریم عشق هنرمندان است که به سمت جلو حرکت می‌کنند. این هنر حمایتی ندارد تا بتواند فرهنگ‌سازی کند و تفکر جامعه را تغییر دهد و روند جامعه را به سمت نرم و آرام شدن سوق بدهد. همه‌ی این‌ها نیاز به تفکر و برنامه‌ریزی درست و دقیق دارد که به هیچ عنوان وجود ندارد.

 

مایه‌ای از موسیقی ایرانی در موسیقی روز کشورمان شنیده می‌شود
نوازنده، آهنگساز و تنظیم‌کننده‌ی سرشناس موسیقی کشور در خصوص تعدد خواننده ها اظهار داشت: تعداد خواننده معیار و ملاک نیست بلکه سطح کیفیت خواننده مهم است که متاسفانه این سطح پایین است. البته یک چیزی را این اواخر شاهد بودیم که ملودی‌ و سبک موسیقی‌ها یک مقدار به سمت ملودی‌های ایرانی‌تر کشیده شده و طبیعی‌ست خواننده‌هایی که صاحب تحریرهای ایرانی هستند و تسلط بیشتری برسبک‌ها و دستگاه‌های ایرانی دارند، بیشتر خودنمایی می‌کنند. این نکته‌ی مثبتی‌ست که یک مایه‌ای از موسیقی ایرانی در موسیقی روز کشورمان شنیده می‌شود. ولی همان‌طور که گفتم تعداد زیاد مهم نیست سطح کیفیتی قابل اهمیت است که متاسفانه در کل سطح کیفیت ضعیف است مگر تعداد کمی و یا خیلی‌ها که شنیده نمی‌شوند.

 

 

هیچ شبکه‌ای نداریم که از موسیقی کشور حمایت کند
ایمان حجت در مورد فاکتورهایی که کمک می‌کند تا یک قطعه‌ی موسیقایی شنیده شود این طور توضیح داد: متاسفانه ما هیچ شبکه‌ای نداریم که از موسیقی کشور حمایت کند. یک و یا چند شبکه برای سبک‌های مختلف موسیقی، برای هنرمندان مختلف که مردم با آنها آشنا شوند تا با موسیقی خوب آشتی کنند. در نتیجه فقط و فقط شبکه‌های اجتماعی و اینترنت هستند که راهی‌ست برای ارسال که در قدیم رایگان بود و امروز مبلغی هم باید برای پخش کار پرداخت شود. متاسفانه این راه‌ها نیز راه‌های پیش پا افتاده‌ای‌ست. شبکه‌ای که بشود به آن تکیه کرد نداریم مثل تمام کشورها که بخشی از موسیقی را پخش می‌کنند و موسیقی جدید را حمایت می‌کنند و به مخاطبان ارایه می‌دهند. نداشتن شبکه‌های اینچنینی باعث شده تنها یک سری از موسیقی‌های خاص امکان پخش خوب را پیدا کنند.

 

در موزیک‌های ارزان، آهنگساز و تنظیم کننده اسم خودشان را معرفی می‌کنند

فرض کنید یک آهنگساز بزرگی مثل آقای کلهر وسط سلو بگوید «نوازنده‌ی کمانچه، کیهان کلهر»
او در ادامه توضیح داد: باید به این نکته اشاره کنم که متاسفانه چند سالی‌ست آهنگساز و تنظیم‌کننده برای معرفی خودش در ابتدا و یا پایان یک قطعه نام خود را می‌گوید و این به اعتقاد من متاسفانه کار بی‌ارزشی‌ست که اتفاقا جا افتاده که بیشتر همان کسانی که موزیک‌های ارزان تولید می‌کنند این کار را انجام می‌دهند. شما فرض کنید یک آهنگساز بزرگی مثل آقای کلهر آیا می‌تواند وسط سلو بگوید «نوازنده‌ی کمانچه، کیهان کلهر»، خب این کار بی‌ارزشی‌ست. اما وقتی جایی برای ارایه و معرفی خودشان و کارهای‌شان را ندارند به طور حتم این کار انجام نمی‌شود.

 

 

موسیقی می‌تواند تاثیر مثبتی بر جامعه داشته باشد
ایمان حجت در مورد شرایط و قوانین حاکم بر برگزاری کنسرت‌ها گفت: به هر حال یک مخالفتی در برخی از شهرستان‌ها با برگزاری کنسرت می‌شود و هیچ وقت نفهمیدم که چطور می‌شود این افراد را متوجه کرد که موسیقی چه تاثیر مثبتی می‌تواند در جامعه داشته باشد. ببینید درست مثل همان فاکتورهایی که در رابطه با پخش موسیقی گفتم. ای کاش مسوولین تاثیر موسیقی را درک می‌کردند که سالن‌های بزرگ و متنوعی را در شهرهای مختلف حتی به صورت رایگان در اختیار هنرمندان قرار می‌داند تا هر روز و هر هفته تمرین و اجرای زنده داشته باشند تا عایدی که برمی‌گردد خرج پیشرفت این هنرمندان بشود تا سطح کلی موسیقی ارتقا پیدا کند. اما درست برعکس این سیاست عمل می‌شود. سالن‌ها را بسیار بسیار گران در اختیار اهالی موسیقی قرار می‌دهند، بلیط را بسیار گران می‌کنند و قشر متوسط به پایین توان رفتن به کنسرت را ندارند. به طور مثال چهار نفر از یک خانواده برای رفتن به کنسرت باید چهارصد هزارتومان از حقوق یک میلیون تومانی خودشان را پرداخت کنند. خب این نشدنی‌ست. حالا از آن طرف خواننده اگر بتواند سالن را پر کند یعنی آن قدر قطعه‌ی هیت داشته باشد تا مردم مرفه بتوانند بلیط تهیه کنند و سالن را پر کنند. همان مردمی که در مهمانی‌های‌شان آن کارها را گوش می‌کنند می‌آیند تا خواننده‌ی آن موزیک‌ها را ببینید.

 

 موسیقی‌های قابل دفاع در کنسرت نیزجایگاهی ندارند

ایمان حجت در ادامه گفت: حالا اگر خواننده بتواند سالن را پر کند و هزینه‌های گزاف آن را پرداخت کند، می‌تواند به سوددهی برسد. بنابراین باز هم می‌رسیم به صحبت‌های قبل من که تنها یک سری موسیقی های خاص امکان ارایه و برگزاری کنسرت دارند و سبک‌ها و موسیقی‌های دیگر از گردونه خارج می‌شوند و نتیجه این می‌شود که موسیقی‌های قابل دفاع در کنسرت نیزجایگاهی ندارند. در حالی که کودکان از همان کودکی باید صدای موسیقی خوب را بشنوند شاید جرقه‌ای زده شود و به جای این که جوانان به راه‌های انحرافی کشیده شوند به سمت موسیقی بیایند. ما باید سالن‌ها را برای ارایه‌ی موسیقی حرفه‌ای و معرفی هنرمندان بزرگ به صورت رایگان در اختیارشان قرار دهیم. فراموش نکنیم سالن متعلق به هنر است نه هنر به سالن، پس مسیر روند برگزاری کنسرت‌ها غلط است. وقتی هزینه‌های سالن پایین بیاید می‌شود مردم را کم‌کم جذب سالن‌ها کرد و موسیقی‌های ارزشمند را هم به آنها معرفی کرد. مردم را باید با سازهای مختلف، موسیقی و سبک‌های مختلف، نوازنده‌های حرفه‌ای و موزیسین‌های کاربلد آشنا کنیم. آن زمان است که مردم به جای این که بروند و بی‌هدف در پارک‌ها بگردند می‌آیند و موسیقی خوب گوش می‌کنند.

 

این مردم موسیقی واروژان و چشم‌آذر را گوش می‌کردند
همچنین در مورد دیدگاه‌شان نسبت به سلیقه‌ی مخاطبان و علاقه‌مندان به موسیقی به تریبون هنر اظهار داشت: این مردم همان‌هایی هستند که موسیقی «واروژان» و «چشم‌آذر» را گوش می‌کردند و خیلی از هنرمندان بزرگ دیگر که یک دنیا کارهای ارزشمند و خوب ساختند. آدم متاسف می‌شود که مخاطبان آن موسیقی‌ها امروز شنونده‌ی موسیقی‌های سطح پایین و ضعیف هستند. البته باید به این موضوع اشاره کنم که به اعتقاد من سطح سلیقه‌ی مخاطب و مردم را بازار مشخص می‌کند. به طور حتم اگر از موسیقی خوب و حرفه‌ای حمایت می‌شد سطح سلیقه‌ی مردم تغییر می‌کرد. منظور این نیست که که موسیقی که امروز تولید می‌شود گوش نکنند بلکه باید هر موسیقی در جایگاه خودش شنیده شود. نمی‌شود گفت سلیقه‌ی مردم خراب شده است، مردم آن چه به آنها به عنوان خوراک داده می‌شود می‌کنند. موسیقی‌های امروز بد نیست اما چرا مردم موسیقی دیگر، موسیقی‌های فاخر و سنگین‌تر گوش نمی‌کنند؟ متاسفانه نتوانستیم مردم را با موسیقی درست آشتی بدهیم و وصل کنیم و تفکرشان را نسبت به موسیقی تغییر بدهیم. درست مثل کتاب خواندن است وقتی یک فرد عادت به مطالعه را با رمان خواندن شروع کندکم‌کم می‌تواند کتاب‌های عمیق و حتی فلسفی و اجتماعی بخواند. وقتی افراد یک جامعه را از کودکی با موسیقی آشنا کنیم بدون شک آرام‌آرام کارهای فاخر و سنگین هم برای‌شان جذاب می‌شود و از هر موسیقی به اندازه‌ی جایگاه آن توقع شنیداری پیدا می‌کنند. این مردم موسیقی واروژان و چشم‌آذر را گوش می‌کردند

 

اکثر خواننده‌ها در خواندن توانایی خوبی ندارند

ایمان حجت در خصوص فاکتورهایش برای همکاری با خواننده ها گفت: به طور حتم صدا و توانایی در اجرای خوب، برای من اهمیت زیادی دارد اما خب این موضوع در همه وجود ندارد. من اگر ببینم فردی در خواندن ضعف دارد او را بدون شک به یک استاد آواز معرفی می‌کنم تا در طول مدت تولید موسیقی به سطح خوبی برسد. اما خیلی‌ها از این موضوع ساده رد می‌شوند و نتیجه‌ای که باید بگیرند را دریافت نمی‌کنند. ولی واقعیت این است که اکثر خواننده‌ها در خواندن توانایی خوبی ندارند و دنبال رسیدن به شهرت و زرق و برق خوانندگی هستند.

موسیقی آینه‌ی تمام زیبایی‌های طبیعت است
این موزیسین حرفه‌ای کشور در خصوص دیدگاه‌شان نسبت به موسیقی گفت: به اعتقاد من هنر موسیقی تنها هنری‌ست که خدا خلق آن را به انسان سپرد و در پاسخ تمام هنرهای زیبایی‌ که خدا در طبیعت خلق کرده، انسان می‌تواند موسیقی را بیافریند. موسیقی آینه‌ی تمام زیبایی‌های طبیعت است. به این جهت معتقدم هنرمند و موزیسین از یک جایگاه بسیار بالا و ارزشمندی برخوردار است.

 

هنوز باید بروم و مجوز دریافت کنم در حالی که خودم می‌توانم مجوز صادر کنم

ایمان حجت در پایان به تریبون گفت: باید بگویم به اعتقاد من نه تنها موسیقی، هنر و فرهنگ این سرزمین نیاز به رسیدگی شدید دارد. به شدت روبه سقوط و در حال از دست دادن خیلی از موارد که به صورت اپیدمی درآمده، هستیم که باعث نابودی فرهنگ جامعه می‌شود. متاسفانه از سمت هیچ نهادی رسیدگی لازم انجام نمی‌شود. من بعد از این همه سال فعالیت حرفه‌ای هنوز باید بروم و مجوز دریافت کنم در حالی که خودم می‌توانم مجوز صادر کنم. چرا باید مجوز بگیرم یعنی هر روز صبح باید از پلیس برای رانندگی کردن اجازه بگیرم ؟ من که هنوز کوچک هستم اما این همه هنرمند بزرگ همچنان باید در صف دریافت مجوز بایستند درست مثل بقیه که کارشان را تازه شروع کردند. وزارت ارشاد فقط کار رد و تایید را انجام می‌دهد همین و بس. نظارت دقیق و درست برای بهبود و کیفیت کار وجود ندارد. برنامه‌ریزی و تفکر درست وجود ندارد. به طور مثال یک کمپین راه بیاندازند و بگویند موسیقی‌های متفاوت و فاخر تولید شود. در کل مدیریت به سمت محدود کردن است نه به سمت پیشرفت.

 

گفتگو: مریم خوشرنگ

منبع: تریبون هنر

 

ایمان حجت

مطالب مرتبط




شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام




یادداشت آرشیو

  • فردین ملک مطیعی بهروز وثوقی
    انتقاد تند نیما حسنی نسب از ستاره های این روزها
    از سلبریتی های دیروز تا صله بگیرهای امروز
    در معاشرت و مشارکتِ تهوع‌آورشان با اربابان پول کثیف و معاونت در پولشویی

    تریبون هنر _ نیما حسنی نسب: به این عکس خوب دقت کنید؛ در هیاهوی هیچِ صله‌بریتی‌های امروزی، در هجومِ زشت و رعشه‌آور اخبار الکی و فهرست‌های جعلی و شعارهای سطحی که از بعضی بازیگرهای معروف این روزگار می‌شنویم، در معاشرت و مشارکتِ تهوع‌آورشان با اربابان پول کثیف و معاونت در پولشویی […]

  • تنگه ابوقریب
    دریچه‌ای به مفهوم مقاومت
    یادداشت کمال تبریزی درباره «تنگه ابوقریب»
    فقط باید دید

    تریبون هنر _ کمال تبریزی: «تنگه ابوقریب» از آن دسته فیلم‌هایی است که غیر قابل توصیف هستند ! مثل موسیقی‌ای که غیر قابل تقلید باشد ! فقط می‌توان گفت که مانند دریچه شهرفرنگ به دنیایی متفاوت هدایت می‌شوید که این بار به شدت ملموس و واقعی است ! دریچه‌ای به […]

  • کیوان کثیریان
    نگاهی به ترکیب سینماها در هفته‌های اخیر
    قصه بی‌سروته، بازی‌های خیلی بد، بازیگرانی بسیار بدتر
    یادداشت کیوان کثیریان

    کیوان کثیریان:  نگاهی به ترکیب اکران سینماها در هفته‌های اخیر می‌تواند گویای حال و روز این روزهای سینمای ما باشد. نگاه معیوب مدیریت سینما که تشویق “سرمایه سالاری” نام گرفته نتیجه‌اش می‌شود همین. از ۱۳ فیلم روی پرده ۸ تایش از جنس فیلم‌هایی است که “کمدی” خوانده می‌شوند و در […]

  • ابراهیم گلستان و مسعود کیمیایی
    گلستان از انگلستان
    یادداشت «ابراهیم گلستان» برای سالروز تولد «مسعود کیمیایی»
    در تریبون هنر بخوانید

    تریبون هنر: «چیزی که مسعود در فیلم «قیصر» گفته بود مرا متوجه نوع دریافت و فکر او کرد، که تفاوت داشت با «ننه من غریبم» بازی‌های قصه‌هایی در تیره‌روزی دخترهای رعیت یا تیره‌کاری‌های پسرهای ارباب، و قس علی‌ذالک‌هایی که از اول سال های ۱۳۰۰ راه افتاده بود» این جملات بخش […]

  • عصبانی نیستم
    عصبانی نیستم؛ بُمبی که خنثی شد
    یادداشتی از سیدمحمد کاظمی

    تریبون هنر: این همه کش و قوس؟این همه شاخ و شانه کشیدن؟این همه دلخوری و قُلدری؟ارزشش را داشت؟ این همه ترس؟ این همه لج بازی؟این همه امضای بی اعتبار؟ارزشش را داشت؟ فیلم “عصبانی نیستم” از رضا درمیشیان بعد از چهار سال سر و صدا ، بالاخره بهار امسال به اکران […]

رضا صادقی مدیون

مغزهای کوچک زنگ زده

آخرین بار کی سحر را دیدی

چراغ های ناتمام

شعله ور