Ad


انتقاد تند نیما حسنی نسب از ستاره های این روزها

از سلبریتی های دیروز تا صله بگیرهای امروز

در معاشرت و مشارکتِ تهوع‌آورشان با اربابان پول کثیف و معاونت در پولشویی

تریبون هنر _ نیما حسنی نسب: به این عکس خوب دقت کنید؛ در هیاهوی هیچِ صله‌بریتی‌های امروزی، در هجومِ زشت و رعشه‌آور اخبار الکی و فهرست‌های جعلی و شعارهای سطحی که از بعضی بازیگرهای معروف این روزگار می‌شنویم، در معاشرت و مشارکتِ تهوع‌آورشان با اربابان پول کثیف و معاونت در پولشویی و ویترین‌شدن برای رانت‌خواریِ مُشتی علف هرزِ بی‌بُته و با تماشای ظهور و حضورِ چهره‌های مقوایی و مهوع روی پرده و قاب شیشه‌ای و فضای مجازی بیشه‌ای، عجیب یاد صورت‌های دلپذیر و حضورهای دلچسب و تماشاییِ ستاره‌های واقعی و نورانی سال‌های دور می‌افتم؛ یاد آن‌ها که حتی کنار هم در یک قاب کوچکِ باقیمانده از روزگار سپری‌شده هم هنوز حضور و فردیت و جلوه‌‌گری‌شان آدم را سر شوق می‌آورد. این‌ها که بی‌ریا و صادقانه در این عکس لبخند می‌زنند، ستارگان واقعیِ آسمان سینمای ایران بودند. این‌ها به معنای درست و دقیق کلمه “محبوب” بودند و هیچ بنی‌بشری از زندگی مرفه و درآمدها و دستمزدهای آن‌ها عقده به دل نداشت و شاکی نبود. آن‌ها حلال‌خور بودند و مردم مشتاقانه و از رضای دل برای دیدن‌شان پول می‌دادند و در یک مکانیسم ساده و سالم از جیب مردم و طرفداران‌شان ارتزاق می‌کردند و روزگار را به خوشی و رفاه می‌گذراندند. کسی از انتشار ارقام دستمزدهای کلانِ آن‌ها خُرده نمی‌گرفت و پی تحقیق و تفحص نبود و از اختلاف طبقاتی حرفی نمی‌زد، چون پولی که درمی‌آوردند “حق”‌شان بود. سینما آن روزها نظام تولید درست و معقول و منطقی داشت و آلوده به ده جور ویروس و باکتری و آفت و انگل نبود. رانت‌خوارهای گنگسترمآب و سارقان صندوق‌ها و دزدان سر گردنه بر حیات و ممات سینما چنبره نزده بودند و پا روی خرخره‌‌‌ی فیلم‌سازی نگذاشته بودند. این صورت‌های شفاف و بشاش و تماشایی، سرمایه‌های واقعیِ سینمای ما بودند و هنوز سرمایه‌ی فیلم‌ساختن به بشکه‌های متعفنِ پولِ کثیف متصل نشده نبود. آن روزها سینما سینما بود و این‌ها “ستاره سینما” بودند. آسمان سینما این روزها ابری‌تر و آلوده‌تر از این است که نور ستاره‌های پوشالی به چشم و دل کسی بتابد. سینما دیگر نور و جلوه‌ی سابق را ندارد و از قدیم گفته‌اند آب‌انباری که آب ندارد، قورباغه لازم ندارد

 

فردین ملک مطیعی بهروز وثوقی

تاریخ انتشار :۲۱ مهر ۱۳۹۷

مطالب مرتبط



شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام


*

code



یادداشت آرشیو

  • عبدارضا منجزی
    به بهانه ی تولد بازیگر ما....
    بهروز وثوقی، یه مرد بود ، یه مرد ..
    یادداشتی از عبدالرضا منجزی

    تریبون هنر _ عبدالرضا منجزی: دو تا بمب اتم باید ترکونده شود ، زمین و زمان رو شخم بزند ، این و آن را بهم بدوزد، یه انرژی هایی رها بشود، یک چیزهایی در چیزی دیگر قاطی بشود تا یه همچو موجود عجیبی مثل تو ، از توش دربیاید، تا […]

  • مسعود فراستی
    خانم ها، آقایان! نظرشماچیست؟
    آیا فراستی عاشق شده است؟
    به قلم سیدمحمد کاظمی

    تریبون هنر: پدیده ی عجیبی ست این عشق.ماجرای غریبی ست این عشق.فقط عشق می تواند سیاه ترین صحنه های زندگی و مقوّا ترین آدم های اجتماع را تبدیل به بهترین پلان ها و “درآمده ترین” شخصیّت ها کند‌. خانم ها، آقایان ! ما مسعود فراستی را خوب می شناختیم.او نوازنده […]

  • مردی بدون سایه

    تریبون هنر: علیرضا رئیسیان جزو فیلمساز های محترم سینمای ما به حساب می آید.او اعتبار و جایگاه ویژه ای را برای خودش در سینما پیدا کرده.در فیلم هایش تلاش می کند که هم الگوهای صحیح سینما را در نظر بگیرد و هم توجه مخاطب را جلب کند.به همین خاطر است […]

  • طلا

    تریبون هنر: “طلا” اصلاً فیلم بدی نیست.لازم دانستم یادداشت خودم را با این جمله شروع کنم تا همین اول کار ، جمله ی آخر را گفته باشم.ولی باز هم پای انتظارات برآورده نشده ی ما از یک کارگردان خوش سابقه به میان می آید. کارگردانی که “نفس عمیق” و “دربند” […]

  • زهرمار
    زهرمار؛ چیزی نزدیک به هیچ
    به قلم سیدمحمد کاظمی

    تریبون هنر: مگر می شود از جواد رضویان توقّع فیلمی غیر از ژانر کمدی را داشت؟ بدون استثنا تمام کسانی که آماده می شدند تا”زهرمار” را تماشا کنند ، منتظر اثری کمدی و البته خارج از قالب جشنواره بودند.انتظار دوم به صورت کامل برآورده شد.یعنی “زهر مار” به هیچ عنوان […]

Ad
Ad