Ad


علیرضا میرآقا در گفت و گو با «تریبون هنر»:

بیشتر مخاطبین موسیقی ما بیننده اند و ناشنوا هستند

+ بهترین اتفاق در خوانندگی برای من تیتراژ سریال O+ بود

تریبون هنر-سام شرف زاده: تعداد نوازندگان کاریزماتیک موسیقی کشور انگشت شمار است و علیرضا میرآقا یکی از همین نوازندگان است که ترومپت در دست، در گروه خوانندگان مطرح دیده شده است و می شود. او دو قطعه با نام های «بانو» و «ولنتاین» را منتشر کرده است اما همچنان نوازندگی را نسبت به خوانندگی در اولویت می داند. گفت و گوی کوتاهی با او انجام شده تا گفتنی های زیادی به گوش مخاطب برسد.

 

 

این روزها مشغول چه کاری هستید؟

 

این روزها به نوعی روزهای استراحت کردن من است. هفته ای یک بار با گروه «بادی کارا» تمرین می کنم. این گروه، گروه نوازنده های بادی است که حسین شریفی وحسن فراهانی در آن حضور دارند و به یک ترک جدید فکر می کنم.

 

 
بازخورد دو قطعه ای که منتشر کرده اید تا امروز چه بوده است؟

 

قطعه اول با نام «بانو»، بازسازی یک کار قدیمی بود و تا جایی که من متوجه شدم مورد توجه قرار گرفته بود و در سایت های موسیقایی تعداد شنوندگانش بالا بود. از طرف نوازندگان و خوانندگان هم نظرات خوبی شنیدم و تشویق هم شدم که این روند را ادامه بدهم. بهمن ماه هم کار دیگری با نام «ولنتاین» که آن هم اثری بود که دوباره تنظیم کرده بودیم. من در اینستاگرام قطعات خاطره انگیزی را که پشت پیانو خوانده ام را منتشر می کنم و قطعاتی که رمانتیک تر هستند بیشتر مورد توجه قرار می گیرند. من در خوانندگی تنبل هستم و این به روند کار لطمه وارد می کند.

 

 

ریشه این تنبلی در خوانندگی کجا است؟

 

در ابتدای جواب این سوال بگویم از ته قلبم، عاشقانه نوازندگی را دوست دارم. بهترین اتفاق در خوانندگی برای من تیتراژ سریال O+ بود. قطعه ای که خواندم خیلی مورد توجه قرار گرفت و چه در داخل چه در خارج از کشور کسی در آن سبک نمی خواند. آن زمان فردین خلعتبری از من خواست خوانندگی را ادامه بدهم که نشد. حدود پانزده سال پیش یک آلبوم تهیه کردم و برای مجوز گرفتن اقدام کردم و مسئولین آن روزگار من را خیلی اذیت کردند. آلبومی که هیچ مشکلی از نظر کیفیت و قانونی نداشت. حتی به گوشم رسیده بود که بعضی از دست اندرکاران آن روزگار، از شنیدن آلبوم لذت برده اند اما چوب لای چرخ من گذاشته بودند و این اتفاق باعث دلسرد شدن من از خوانندگی شد. من خواندن را دوست دارم. مردم ما هر چه را که می بینند می پسندند. هنرپیشه و خواننده. نوازنده زیاد مهم نیست.

 
همیشه مولفین کمتر دیده می شوند.

 

بله.ترانه سراها را مثال می زنیم. ترانه سراهای خوبی داریم اما همیشه سلیقه مردم را می نویسند. ترانه سرا باید به مردم جهت بدهد نه مردم به ترانه سرا. در خصوص نوازنده ها باید بگویم در همه جای دنیا همین است. موسیقی در دنیا خواننده محور شده و خود مخاطبین علاقه ای به مولفین ندارند.

 

 

نوازنده ها واقعا مشکلات خاص خودشان را دارند.
بالاترین دستمزد برای یک نوازنده، آن هم زمانی که در سمت رهبر ارکستر هست مى باشد. اما یک خواننده به راحتی در یک سانس میلیونها تومان می گیرد و وقتی نوبت به نوازنده می رسد پول ندارند! نوازنده چند ساعت قبل از اجرای کنسرت برای ساند چک به سالن می رود، سازش را خودش حمل می کند، بعد از اجرا سازش را جمع می کند و در کل بیشترین زمان و انرژی را خرج می کند اما خواننده با شرایط ویژه اش می آید و می رود.

 

 

خود شما در چه شرایطی هستید؟

 

از سال هفتاد و پنج موسیقی پاپ را شروع کردم و در حال حاضر که نوازنده بنیامین هستم، از شرایطم راضی ام. در این چند سال مشکلی نداشته ایم و اگر چیزی بوده با هم کنار آمده ایم. از سال هشتاد و هشت با آقای رجب پور آشنا شدم و وارد گروه آریان و بنیامین شدم و در کار کردن با وی به اسکان در شهرستان ها برای کنسرت هم اشاره می کنم که واقعا خوب است. کار کردن با سلیم احمدی هم همین طور. خیلی دوست و راحتیم. اما از حال و روز پیشکسوتان نوازندگی خبر دارم که تعریفی نیست.

 

 

شما با خوانندگان زیادی روی صحنه بوده اید. خواننده هایمان را در چه سطح و جایگاهی می بینید؟

 

تعداد خوانندگانی که دوره های خوانندگی را گذرانده اند و به صورت دانشگاهی درسش را خوانده اند مثل علی تفرشی، امید حاجیلی، سالار عقیلی و همایون شجریان کم است. خوانندگانی مثل خشایار اعتمادی، حامی، مانی رهنما افرادی بودند که برای خوانندگی وقت گذاشتند و در موردش مطالعه کردند. با ترانه و نُت آشنا شدند. اما خیلی از خوانندگان معروف ما کسانی بودند که مستعد بودند و خدا برایشان خواست. من با امید حاجیلی در یک دانشگاه بودم و زحمت هایی که کشیده را از نزدیک دیده ام.

 
نظر شما در مورد امید حاجیلی چیست؟

 

به عنوان یک نوازنده بسیار توانا است اما مخاطب خواندنش نیستم. دروغ است اگر بگویم جایی موسیقی اش را شنیده ام و از آن لذت نبردم. امید اگر شش و هشت هم کار می کنم تفکری پشت آن قرار گرفته است امید زحمت کشیده و مسیرش را پیدا کرده است. اما هستند خوانندگانی که هیچ نبودند و در یک سال زندگیشان به کلی عوض شده.

 

 

فکر می کنید چرا موسیقی به بستری تبدیل شده که یک خواننده آماتور و یا نابلد بتواند به چنین جایی برسد؟

 

من با خواننده های زیادی روی صحنه بوده ام و خیلی ها را تجربه کرده ام. خیلی ها زحمت کشیده اند و خواننده های مطرحی شده اند و بعضی آدم های بی ربط با شانس و خواست خدا به جایی رسیدند و در یک سال به درامد میلیاردی رسیدند. بیشتر مخاطبین موسیقی ما بیننده اند و ناشنوا هستند.

 

 

در این سن و به عنوان یک نوازنده، در حوزه موسیقی چه آرزویی دارید؟

 

در سی و هشت سالگی می خواهم بخوانم تا دیده شوم. بعد از این همه سال خیلی آرزو دارم و دوست دارم به عنوان یک خواننده- نوازنده روی صحنه باشم. مطمئن هستم زمانی که به این نقطه برسم همه می گویند ادای امید حاجیلی را در می آورد و اطمینان دارم این روزگار را خواهم دید.

 

 

در پایان چه صحبتی دارید؟
در پایان بى نهایت ممنونم از شما و همکارهاى گرامیتان که براى این گفت و گو وقت گذاشتید و زحمت می کشید که صداى ما را به مخاطبانمان برسانید.

 

 

 

منبع: اختصاصی تریبون هنر

تاریخ انتشار :۹ شهریور ۱۳۹۵

مطالب مرتبط



شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام


*

code



یادداشت آرشیو

  • عبدارضا منجزی
    به بهانه ی تولد بازیگر ما....
    بهروز وثوقی، یه مرد بود ، یه مرد ..
    یادداشتی از عبدالرضا منجزی

    تریبون هنر _ عبدالرضا منجزی: دو تا بمب اتم باید ترکونده شود ، زمین و زمان رو شخم بزند ، این و آن را بهم بدوزد، یه انرژی هایی رها بشود، یک چیزهایی در چیزی دیگر قاطی بشود تا یه همچو موجود عجیبی مثل تو ، از توش دربیاید، تا […]

  • مسعود فراستی
    خانم ها، آقایان! نظرشماچیست؟
    آیا فراستی عاشق شده است؟
    به قلم سیدمحمد کاظمی

    تریبون هنر: پدیده ی عجیبی ست این عشق.ماجرای غریبی ست این عشق.فقط عشق می تواند سیاه ترین صحنه های زندگی و مقوّا ترین آدم های اجتماع را تبدیل به بهترین پلان ها و “درآمده ترین” شخصیّت ها کند‌. خانم ها، آقایان ! ما مسعود فراستی را خوب می شناختیم.او نوازنده […]

  • مردی بدون سایه

    تریبون هنر: علیرضا رئیسیان جزو فیلمساز های محترم سینمای ما به حساب می آید.او اعتبار و جایگاه ویژه ای را برای خودش در سینما پیدا کرده.در فیلم هایش تلاش می کند که هم الگوهای صحیح سینما را در نظر بگیرد و هم توجه مخاطب را جلب کند.به همین خاطر است […]

  • طلا

    تریبون هنر: “طلا” اصلاً فیلم بدی نیست.لازم دانستم یادداشت خودم را با این جمله شروع کنم تا همین اول کار ، جمله ی آخر را گفته باشم.ولی باز هم پای انتظارات برآورده نشده ی ما از یک کارگردان خوش سابقه به میان می آید. کارگردانی که “نفس عمیق” و “دربند” […]

  • زهرمار
    زهرمار؛ چیزی نزدیک به هیچ
    به قلم سیدمحمد کاظمی

    تریبون هنر: مگر می شود از جواد رضویان توقّع فیلمی غیر از ژانر کمدی را داشت؟ بدون استثنا تمام کسانی که آماده می شدند تا”زهرمار” را تماشا کنند ، منتظر اثری کمدی و البته خارج از قالب جشنواره بودند.انتظار دوم به صورت کامل برآورده شد.یعنی “زهر مار” به هیچ عنوان […]

Ad
Ad
Ad
Ad