Ad


شهریار و ارتباط او با حافظ از نظر شفیعی کدکنی

تریبون هنر: محمدرضا شفیعی کدکنی بزرگ‌ترین دستاورد شهریار را جمال‌شناسی‌ای که به گفته خودش از شهریار آموخته می‌داند.

صفحه‌ای به نام محمدرضا شفیعی کدکنی، شاعر و استاد دانشگاه همزمان با روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت «شهریار» در نوشتاری که از کتاب «با چراغ و آینه» او منتشر کرده، آورده است: «بزرگ‌ترین دستاورد شهریار چیست؟

شهریار همه عمر عاشقِ حافظ بود و کدام شاعرِ فارسی‌زبان هست که عاشق حافظ نباشد. اما در قرن اخیر یکی از دو سه شاعری است که بیش از همه عاشق حافظ است، دست‌کم هیچ شاعری نتوانسته است این مایه ارادت به حافظ را به ما نشان دهد. بسیار طبیعی است که با این مایه ارادت به حافظ، بسیاری از غزل‌های شهریار به لحاظ وزن و قافیه، شبیه غزل‌های حافظ باشند، اما این امر به خودی خود شیفتگیِ واقعیِ او را به حافظ نشان نمی‌دهد؛ شاید شاعرانِ دیگری هم باشند که دیوانِ حافظ را طابق‌ُ النّعل بِالنّعل جواب گفته باشند از «اَلٰا یا اَیّها السّاقی» تا «می‌ خواه و گل‌افشان کن…»

این کار به خودیِ خود نشانه‌ای از دلبستگیِ آن شاعران به حافظ نیست. هرکدام از مقلّدان حافظ در طول قرون و اعصار این امتیاز را دارند؛ شهریار در این‌جا مقامی فراتر از دیگران دارد. شهریار با حفظ استقلالِ روحیِ خویش و با پاسداری از حال‌وهوای روحی خود توانست به جمال‌شناسیِ شعرِ حافظ نزدیک شود و راز توفیق او همین بود. این‌که در جایی می‌گوید «هرچه دارم همه از دولت حافظ دارم» ناظر به این امر است نه ناظر به استقبال از غزل‌های حافظ که هر آدمِ دیگری هم اگر حوصله به خرج دهد از آن محروم نیست. من در جایی دیگر مبانی جمال‌شناسیِ شعرِ حافظ را تحلیل کرده‌ام که حافظ در اوج هنر شاعری خویش از موسیقی به طرف معنی حرکت می‌کند، شهریار نیز چنین است؛ اصلاحاتی که شهریار در چاپ‌های متعدّد شعرهایش کرده – و مطالعه میدانی این مسأله خود می‌تواند موضوع یک تحقیق جداگانه قرار گیرد – نشان می‌دهد که شهریار تمامی این تغییرات را برای رسیدن به چنان جمال‌شناسی انجام داده است. این‌گونه جمال‌شناسی تنها در استقبال غزل‌های حافظ خود را نشان نمی‌دهد بلکه وقتی او شعری در وزن شاهنامه یا وزن مثنویِ شریفِ مولانا می‌گوید – که از حال‌وهوای غزل حافظ‌وار به دور است – باز هم خود را نشان می‌دهد؛ این همان چیزی است که او از حافظ آموخته و بزرگ‌ترین دستاورد اوست.

من چون از زبانِ ترکی، تقریباً بی‌اطّلاعم به خودم حق نمی‌دهم که بگویم این فرمول، یعنی این اصل جمال‌شناسی، حتی در شعرهایِ تُرکیِ او، مثل حیدر بابایه سلام هم جریان دارد ولی من یقین دارم که چون آن شعرها هم از ذهن او تراویده است، باید بر اساس همین جمال‌شناسی شکل گرفته باشد.»

 

در صفحه اینستاگرام تریبون هنر با ما همراه باشید

تاریخ انتشار :۲۷ شهریور ۱۴۰۰

برچسب‌ها:,
مطالب مرتبط



شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام




یادداشت آرشیو

  • سعید آقاخانی

    تریبون هنر _ سید محمد کاظمی: چند نفر را در سینما و تلویزیون می شناسید که هم کارگردان موفّقی باشد و هم بازیگر قابلی؟!در زمین بازی تلویزیون، سریال پرمخاطب بسازد و ایفاگر نقش اصلی اش باشد؛ در زمین بازی سینما روز به روز اهمّیت خودش را بیش از پیش بالا […]

  • رضا یزدانی

    تریبون هنر: امروز تولد رضا یزدانی، هنرمند برجسته عرصه های موسیقی و سینماست. بابک صحرایی با انتشار ماکت ابتدایی بخشی از آهنگی منتشر نشده با صدای رضا یزدانی نوشت: رضا یزدانی از معدود خواننده های مولف و جریان ساز موسیقی ایران است آگاه و هوشمند است و حضورش در سینما […]

  • نقد سریال چپل ویت

    تریبون هنر _ بابک صحرایی: سریال چپلویت (Chapelwaite) سریالی دلهره آور و روانشناختی است. سریالی با فضای گونیک قرن نوزدهمی که با شروع نفسگیرش در قسمت اول، مخاطب را با خود همراه می کند. تا قسمت های میانی، برجستگی تم جنایی روانشناختی اثر با بازی خوب آدرین برودی، فضای اگرچه […]

  • سریال time

    تریبون هنر _ بابک صحرایی: سریال زمان (Time) درباره حفظ شرافت در شرایط دشوار است. آن جا که یک اشتباه انسان را به ورطه سقوط می کشاند. جایی انسان برای بقا، نیاز دارد که پا روی اصول اخلاقی اش بگذارد. سریال زمان به خوبی نشان می دهد که شرافت و […]

  • تریبون هنر _ بابک صحرایی: سریال بازی مرکب تفکر کمونیستی کهنه ای را به شکلی مدرن و جذاب و هیجان انگیز بیان می کند. فقر، خشونت می آورد، خشونت، مرگ بیرحمانه را در پی دارد و عامل تمام این بدبختی ها، اسثمار مردم تهیدست توسط ثروتمندان بیرحم و بی بند […]

Ad
Ad
Ad