نشست فیلم سرو زیر آب

با حضور مسعود رایگان، مینا ساداتی، ستاره اسکندری و محمدعلی باشه آهنگر برگزار شد

گزارش و عکس ها را در تریبون هنر ببینید

تریبون هنر: نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «سرو زیر آب» با حضور ؛ محمدعلی باشه آهنگر ؛کارگردان فیلم، ؛ سید حامد حسینی؛ تهیه کننده، مسعود رایگان، رضا بهبودی، مهتاب نصیرپور، مینا ساداتی، ستاره اسکندری؛ بازیگران فیلم، علیرضا زرین دست؛ فیلمبردار، عباس بلوندی؛ طراح صحنه و لباس، حمید باشه آهنگر؛ تدوینگر، امیرحسین قاسمی؛ صداگذار و با مدیریت محمود گبرلو عصر ۱۷بهمن‌ماه در پردیس سینما گالری ملت برگزارشد.
به گزارش ستاد خبری جشنواره فیلم فجر، در ابتدای جلسه آنتونیا شرکا از ماهنامه فیلم درباره ساختار فیلمنامه پرسید که باشه‌آهنگر درباره قصه و اثرگذاری هر داستان‌ بر داستان‌های دیگر توضیح داد. او گفت: قصه ما، قصه معراجی است که این اتفاق در آن رخ می‌دهد. خبرنگار دیگری در ادامه گفت: آیا ادامه مسیر کاری محمدعلی باشه آهنگر همین خواهد بود؟ باشه آهنگر گفت: به من قوت قلب می‌دهید و من در ادامه راهم مصمم می‌شوم.

او گفت: در حین ساخت این فیلم من را بسیار اذیت کردند به طوری که می‌خواستند ببینند من بیشتر ملی‌گرا هستم یا شیعه؟! این مسیر را دوست دارم و امیدوارم بتوانم خوب کار کنم و مجبور نشوم هر ۶ سال یک بار فیلم بسازم…
باشه‌آهنگر گفت: ما مجبور شدیم ۱۶ بار فیلمنامه را بازنویسی کنیم و این دشوار است…
علی دهبان از خبرگزاری فارس در ادامه پرسید: چرا باید ساخت این فیلم این قدر زمان می‌برد و چرا سازمان‌ها و… با شما همکاری نمی‌کردند؟ باشه‌آهنگر در پاسخ گفت: واقعا نمی‌دانم بگویم یا نه. دو تا از اسامی فیلم یعنی سیاوش و جهانگیر را می‌گفتند باید عوض کنیم. من نمی‌دانم چرا باید این کار را بکنم؟ مسئله دیگر کار بحث ادیان ما بود. من شش سال قبل هم بحث ادیان در کشور را مطرح کردم. این کشور برای همه ما است. در یک نسبت بندی مربوط به آن زمان شهدای زرتشتی ما خیلی زیاد بودند. شهدای کلیمی و مسیحی کم نداشتیم. حتی شهید بهایی هم داشتیم که در مورد آنها می‌توان فیلم ساخت. شهید مطهری مارکسیست‌ها را دعوت می‌کند… اما به من می‌گفتند زرتشتی‌ها را بردار و اهل سنت را به جای آنها بگذار! از این دست مشکلات واقعا خیلی در ساخت فیلم داشتیم. فکر می‌کردند بازار مکاره پیکر شهدا می‌خواهم بگذارم… در پلانی که شهدا را با طناب می‌بندیم، این متن در فیلمنامه را دیدند و گفتند می‌خواهید شهدا را با طناب ببندید؟! من خطاب به چهار نفری که مقابل ما نشسته بودند گفتنم شما قطعا اگر در طول عمرتان فیلمنامه نوشته بودید، این حرف را نمی‌زدید. گفتند می‌نوشتی با روبان آنها را به هم ببند!!
خرم‌دل از تابناک در ادامه پرسید: در مورد بودجه فیلم توضیح دهید که چند نهاده شدن برای ساخت فیلم برای شما مشکلی ایجاد نکرد؟ سوال دوم: در مورد فیلمبردای فیلم توضیح دهید.
حامد حسینی تهیه کننده اثر در ادامه گفت: فیلم ما خیلی هم گران تمام نشد. اگر آن را با سایر آثاری که در این زمینه در سال‌های اخیر تولید شده است مقایسه کنیم؛ دکور سنگین و پروداکشن سنگینی داشتیم اما با توجه به اشل فیلم، بازهم ارزان تمام شد. ما یک لوکیشن داشتیم که ریل قطار بود و ما قطار را در کوچه آوردیم و فیلمبردای کردیم و این اصلا آسان نبود. زمان تولید هم طولانی نبود و عاقلانه کار کردیم.
باشه‌آهنگر گفت: من اگر سرمایه‌گذار خصوصی داشتم که شش سال برای ساخت این فیلم صبر نمی‌کردم…! نگران پول بیت‌المال نباشید. من اگر دستم به جایی بند بود و حمایتی داشتم، تهیه‌کننده‌ام ماشینش را نمی‌فروخت برای ساخت!
زرین‌دست هم در ادامه در مورد هلی‌شات‌ها گفت: این بخش توسط گروه دیگری زیر نظر حمید باشه آهنگر به ما کمک کردند.
خبرنگار دیگری در مورد موسیقی فیلم پرسید مگر قرار نبود علیزاده موسیقی را کار کند، چه شد؟
باشه‌آهنگر گفت: همین طور بود و قرار بود او بسازد اما به مشکلاتی برخوردیم و این همکاری میسر نشد. تصمیم گرفتیم بهزاد عبدی کمک کند موسیقی انتخابی به ما بدهد اما او گفت شاید بتواند موسیقی متن بسازد و به ما برساند و شبانه‌روزی تلاش کرد تا موسیقی به ما برسد.
خبرنگار دیگری از مینا ساداتی پرسید که در چهار کار آخر با بابک حمیدیان کار کرده‌اید. چه دلیل دارد؟
ساداتی گفت: این سوال ربطی به فیلم ندارد و ما هم از این مسئله عصبانی هستیم که چرا همیشه ما را باهم دعوت می‌کنند.
خبرنگار ایسنا در ادامه از کارگردان پرسید: این فیلم را دو منظوره ساختید و قرار است سریالی از آن بسازید؟
باشه‌آهنگر گفت: من درخواستی برای تهیه نسخه سریال این فیلم داشتم و برای سریالی که فقط یک داستانش این داستان است، تصمیم به ساخت سریالی دارم که البته هنوز آن را به هیچ جا ارائه نداده‌ام.

 

مطالب مرتبط




شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام




یادداشت آرشیو

  • فردین ملک مطیعی بهروز وثوقی
    انتقاد تند نیما حسنی نسب از ستاره های این روزها
    از سلبریتی های دیروز تا صله بگیرهای امروز
    در معاشرت و مشارکتِ تهوع‌آورشان با اربابان پول کثیف و معاونت در پولشویی

    تریبون هنر _ نیما حسنی نسب: به این عکس خوب دقت کنید؛ در هیاهوی هیچِ صله‌بریتی‌های امروزی، در هجومِ زشت و رعشه‌آور اخبار الکی و فهرست‌های جعلی و شعارهای سطحی که از بعضی بازیگرهای معروف این روزگار می‌شنویم، در معاشرت و مشارکتِ تهوع‌آورشان با اربابان پول کثیف و معاونت در پولشویی […]

  • تنگه ابوقریب
    دریچه‌ای به مفهوم مقاومت
    یادداشت کمال تبریزی درباره «تنگه ابوقریب»
    فقط باید دید

    تریبون هنر _ کمال تبریزی: «تنگه ابوقریب» از آن دسته فیلم‌هایی است که غیر قابل توصیف هستند ! مثل موسیقی‌ای که غیر قابل تقلید باشد ! فقط می‌توان گفت که مانند دریچه شهرفرنگ به دنیایی متفاوت هدایت می‌شوید که این بار به شدت ملموس و واقعی است ! دریچه‌ای به […]

  • کیوان کثیریان
    نگاهی به ترکیب سینماها در هفته‌های اخیر
    قصه بی‌سروته، بازی‌های خیلی بد، بازیگرانی بسیار بدتر
    یادداشت کیوان کثیریان

    کیوان کثیریان:  نگاهی به ترکیب اکران سینماها در هفته‌های اخیر می‌تواند گویای حال و روز این روزهای سینمای ما باشد. نگاه معیوب مدیریت سینما که تشویق “سرمایه سالاری” نام گرفته نتیجه‌اش می‌شود همین. از ۱۳ فیلم روی پرده ۸ تایش از جنس فیلم‌هایی است که “کمدی” خوانده می‌شوند و در […]

  • ابراهیم گلستان و مسعود کیمیایی
    گلستان از انگلستان
    یادداشت «ابراهیم گلستان» برای سالروز تولد «مسعود کیمیایی»
    در تریبون هنر بخوانید

    تریبون هنر: «چیزی که مسعود در فیلم «قیصر» گفته بود مرا متوجه نوع دریافت و فکر او کرد، که تفاوت داشت با «ننه من غریبم» بازی‌های قصه‌هایی در تیره‌روزی دخترهای رعیت یا تیره‌کاری‌های پسرهای ارباب، و قس علی‌ذالک‌هایی که از اول سال های ۱۳۰۰ راه افتاده بود» این جملات بخش […]

  • عصبانی نیستم
    عصبانی نیستم؛ بُمبی که خنثی شد
    یادداشتی از سیدمحمد کاظمی

    تریبون هنر: این همه کش و قوس؟این همه شاخ و شانه کشیدن؟این همه دلخوری و قُلدری؟ارزشش را داشت؟ این همه ترس؟ این همه لج بازی؟این همه امضای بی اعتبار؟ارزشش را داشت؟ فیلم “عصبانی نیستم” از رضا درمیشیان بعد از چهار سال سر و صدا ، بالاخره بهار امسال به اکران […]

رضا صادقی مدیون

مغزهای کوچک زنگ زده

آخرین بار کی سحر را دیدی

چراغ های ناتمام

شعله ور