سر صحنه سریال »آنام»

سیروس گرجستانی از حادثه ای خطرناک نجات یافت

ناگهان شاخه درخت شکسته و او افتاد

تریبون هنر: جواد افشار گفت: وقتی گرجستانی بر درخت تکیه زد و چشمانش را بست ناگهان شاخه درخت شکسته و او افتاد اما خدا رحم کرد و پایش در شاخه ای گیر کرده و در هوا و زمین آویزان شد همه شتابان به دنبال او رفته و نجاتش دادیم و خوشحال بودیم از این که خدا او را برای ما حفظ کرده است.

جواد افشار کارگردان «آنام» به جزئیات تولید این سریال و مسائلی که وجود داشت اشاره و بیان کرد: آنام سختی های زیادی در تولید داشت با توجه به محدودیت ها و مشکلات مالی که پیش رو داشتیم سعی کردیم این مشکلات را تحمل کنیم تا خروجی بهتری داشته باشیم به همین دلیل به آذربایجان رفته و در روستاهای محروم و دورافتاده با سختی های بسیار زیاد، محدودیت ها و محرومیت ها توانستیم تصاویر زیبا و خروجی خوب و قصه های ناب روایت کنیم که برای مخاطب تازگی داشته باشد و دوستش داشته باشد که خوشبختانه این اتفاق روی داد.

وی درباره اینکه فیلمبرداری در آذربایجان دلیل خاصی دارد یا خود او آذری است افزود: همه آذری ها را دوست دارم و دوستان زیادی در آذربایجان، اتبریز، ارومیه و اردبیل دارم اما آذری نیستم بلکه اهل قم هستم.

این کارگردان به بیان خاطره ای از سریال آنام پرداخت و توضیح داد: وقتی سکانس مرگ خان با بازی سیروس گرجستانی را ضبط می کردیم این هنرمند باید روی درخت می نشست و ساز می نواخت و به آرامی در همان حال با تکیه بر درخت چشمانش بسته می شد و فوت می کرد. ضبط این صحنه را کلید زدیم و وقتی گرجستانی بر درخت تکیه زد و چشمانش را بست ناگهان شاخه درخت شکسته و او افتاد اما خدا رحم کرد و پایش در شاخه ای گیر کرده و در هوا و زمین آویزان شد همه شتابان به دنبال او رفته و او را نجات دادیم و خوشحال بودیم از این که خدا او را برای ما حفظ کرده است.

افشار به پیشنهاداتی که در حال حاضر برای فیلمسازی دارد اشاره و خاطرنشان کرد: چند پیشنهاد مطرح است اما در حال بررسی هستیم که کدام یک را برای تولید شروع کنیم و فکر می کنم در هفته های آینده ساخت یکی از آن ها را شروع کنیم.

مطالب مرتبط




شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام




یادداشت آرشیو

  • فردین ملک مطیعی بهروز وثوقی
    انتقاد تند نیما حسنی نسب از ستاره های این روزها
    از سلبریتی های دیروز تا صله بگیرهای امروز
    در معاشرت و مشارکتِ تهوع‌آورشان با اربابان پول کثیف و معاونت در پولشویی

    تریبون هنر _ نیما حسنی نسب: به این عکس خوب دقت کنید؛ در هیاهوی هیچِ صله‌بریتی‌های امروزی، در هجومِ زشت و رعشه‌آور اخبار الکی و فهرست‌های جعلی و شعارهای سطحی که از بعضی بازیگرهای معروف این روزگار می‌شنویم، در معاشرت و مشارکتِ تهوع‌آورشان با اربابان پول کثیف و معاونت در پولشویی […]

  • تنگه ابوقریب
    دریچه‌ای به مفهوم مقاومت
    یادداشت کمال تبریزی درباره «تنگه ابوقریب»
    فقط باید دید

    تریبون هنر _ کمال تبریزی: «تنگه ابوقریب» از آن دسته فیلم‌هایی است که غیر قابل توصیف هستند ! مثل موسیقی‌ای که غیر قابل تقلید باشد ! فقط می‌توان گفت که مانند دریچه شهرفرنگ به دنیایی متفاوت هدایت می‌شوید که این بار به شدت ملموس و واقعی است ! دریچه‌ای به […]

  • کیوان کثیریان
    نگاهی به ترکیب سینماها در هفته‌های اخیر
    قصه بی‌سروته، بازی‌های خیلی بد، بازیگرانی بسیار بدتر
    یادداشت کیوان کثیریان

    کیوان کثیریان:  نگاهی به ترکیب اکران سینماها در هفته‌های اخیر می‌تواند گویای حال و روز این روزهای سینمای ما باشد. نگاه معیوب مدیریت سینما که تشویق “سرمایه سالاری” نام گرفته نتیجه‌اش می‌شود همین. از ۱۳ فیلم روی پرده ۸ تایش از جنس فیلم‌هایی است که “کمدی” خوانده می‌شوند و در […]

  • ابراهیم گلستان و مسعود کیمیایی
    گلستان از انگلستان
    یادداشت «ابراهیم گلستان» برای سالروز تولد «مسعود کیمیایی»
    در تریبون هنر بخوانید

    تریبون هنر: «چیزی که مسعود در فیلم «قیصر» گفته بود مرا متوجه نوع دریافت و فکر او کرد، که تفاوت داشت با «ننه من غریبم» بازی‌های قصه‌هایی در تیره‌روزی دخترهای رعیت یا تیره‌کاری‌های پسرهای ارباب، و قس علی‌ذالک‌هایی که از اول سال های ۱۳۰۰ راه افتاده بود» این جملات بخش […]

  • عصبانی نیستم
    عصبانی نیستم؛ بُمبی که خنثی شد
    یادداشتی از سیدمحمد کاظمی

    تریبون هنر: این همه کش و قوس؟این همه شاخ و شانه کشیدن؟این همه دلخوری و قُلدری؟ارزشش را داشت؟ این همه ترس؟ این همه لج بازی؟این همه امضای بی اعتبار؟ارزشش را داشت؟ فیلم “عصبانی نیستم” از رضا درمیشیان بعد از چهار سال سر و صدا ، بالاخره بهار امسال به اکران […]

رضا صادقی مدیون

مغزهای کوچک زنگ زده

آخرین بار کی سحر را دیدی

چراغ های ناتمام

شعله ور