خاطره هایی از صبح جمعه با شما

بیوک میرزایی: گاهی کاسب ها برای کتک زدن «منوچهر نوذری» دم رادیو جمع می شدند

نوذری در میان هر قشری و در هر جایی مخاطب داشت

تریبون هنر: بیوک میرزایی از خاطرات خود با منوچهر نوذری در برنامه «صبح جمعه با شما» گفت و اینکه برخی از صنوف که در برنامه به آنها انتقاد می شد به قصد زدن نوذری پشت در استودیو جمع می شدند.

به گزارش سینماسینما، بیوک میرزایی از حضور دوباره خود در برنامه «صبح جمعه با شما» در رادیو ایران بعد از سال ها اینگونه گفت: آخرین باری که در برنامه «صبح جمعه با شما» حضور داشتم زمانی بود که منوچهر نوذری هنوز زنده بود و این برنامه را اجرا می کرد.

وی با اشاره به درگذشت چهره های مهم رادیو عنوان کرد: ما دیگر از حضور هنرمندانی چون منوچهر نوذری و یا عزت الله مقبلی و دیگر بزرگانی که در رادیو فعالیت داشتند، محروم هستیم. نوذری بسیار حرفه ای بود و خودش به تنهایی یک برنامه را اداره می کرد.

این بازیگر رادیو با اشاره به خاطرات خود از برنامه «صبح جمعه با شما» با اجرای منوچهر نوذری یادآور شد: من به خاطر دارم که گاهی تماشاگرانی با تفکرهای مختلف به استودیو برنامه می آمدند تا از نوذری انتقاد کنند اما او آنقدر مسلط بود که همه منتقدان عقب نشینی می کردند.

وی اضافه کرد: طنز در آن زمان به موضوعات روز جامعه اشاره داشت و گاهی صنف هایی که ما با آنها شوخی می کردیم جلوی در استودیو می آمدند تا به برنامه اعتراض کنند و حتی نوذری را بزنند اما نوذری کار خود را ادامه می داد و به خوبی از پس انتقادها برمی آمد.

میرزایی درباره برنامه های طنز و رویکرد آنها نسبت به مسایل جامعه اظهار کرد: اگر طنز از معضلات و ضروریات جامعه حرف بزند می تواند مورد پسند مردم باشد. زمان نوذری این برنامه در میان هر قشری و در هر جایی مخاطب داشت چون در لفافه حرف ها را بیان می کرد و انتقادها مطرح می شد.

این بازیگر رادیو نمایش در پایان با اشاره به حضور دوباره اش در این برنامه بیان کرد: اکنون بسیاری از قدیمی ها مثل رضا عبدی که در برنامه «صبح جمعه با شما» با هم همکار بودیم دیگر فعالیتی ندارند چون سن شان بالا رفته است. برخی از قدیمی ها هم که به برنامه بازگشته اند به دلیل حضور خود احمد شیشه گران است که پیش از این هم از عوامل اصلی «صبح جمعه با شما» در زمان نوذری بود و در شکل گیری هنر و مهارت بسیاری از گویندگان و هنرمندان رادیو موثر بود. من هم امروز دوباره به حرمت آقای شیشه گران به این برنامه بازگشتم و امیدوارم که برنامه بتواند باز هم برای مردم جذاب باشد.

مطالب مرتبط




شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام




یادداشت آرشیو

  • فردین ملک مطیعی بهروز وثوقی
    انتقاد تند نیما حسنی نسب از ستاره های این روزها
    از سلبریتی های دیروز تا صله بگیرهای امروز
    در معاشرت و مشارکتِ تهوع‌آورشان با اربابان پول کثیف و معاونت در پولشویی

    تریبون هنر _ نیما حسنی نسب: به این عکس خوب دقت کنید؛ در هیاهوی هیچِ صله‌بریتی‌های امروزی، در هجومِ زشت و رعشه‌آور اخبار الکی و فهرست‌های جعلی و شعارهای سطحی که از بعضی بازیگرهای معروف این روزگار می‌شنویم، در معاشرت و مشارکتِ تهوع‌آورشان با اربابان پول کثیف و معاونت در پولشویی […]

  • تنگه ابوقریب
    دریچه‌ای به مفهوم مقاومت
    یادداشت کمال تبریزی درباره «تنگه ابوقریب»
    فقط باید دید

    تریبون هنر _ کمال تبریزی: «تنگه ابوقریب» از آن دسته فیلم‌هایی است که غیر قابل توصیف هستند ! مثل موسیقی‌ای که غیر قابل تقلید باشد ! فقط می‌توان گفت که مانند دریچه شهرفرنگ به دنیایی متفاوت هدایت می‌شوید که این بار به شدت ملموس و واقعی است ! دریچه‌ای به […]

  • کیوان کثیریان
    نگاهی به ترکیب سینماها در هفته‌های اخیر
    قصه بی‌سروته، بازی‌های خیلی بد، بازیگرانی بسیار بدتر
    یادداشت کیوان کثیریان

    کیوان کثیریان:  نگاهی به ترکیب اکران سینماها در هفته‌های اخیر می‌تواند گویای حال و روز این روزهای سینمای ما باشد. نگاه معیوب مدیریت سینما که تشویق “سرمایه سالاری” نام گرفته نتیجه‌اش می‌شود همین. از ۱۳ فیلم روی پرده ۸ تایش از جنس فیلم‌هایی است که “کمدی” خوانده می‌شوند و در […]

  • ابراهیم گلستان و مسعود کیمیایی
    گلستان از انگلستان
    یادداشت «ابراهیم گلستان» برای سالروز تولد «مسعود کیمیایی»
    در تریبون هنر بخوانید

    تریبون هنر: «چیزی که مسعود در فیلم «قیصر» گفته بود مرا متوجه نوع دریافت و فکر او کرد، که تفاوت داشت با «ننه من غریبم» بازی‌های قصه‌هایی در تیره‌روزی دخترهای رعیت یا تیره‌کاری‌های پسرهای ارباب، و قس علی‌ذالک‌هایی که از اول سال های ۱۳۰۰ راه افتاده بود» این جملات بخش […]

  • عصبانی نیستم
    عصبانی نیستم؛ بُمبی که خنثی شد
    یادداشتی از سیدمحمد کاظمی

    تریبون هنر: این همه کش و قوس؟این همه شاخ و شانه کشیدن؟این همه دلخوری و قُلدری؟ارزشش را داشت؟ این همه ترس؟ این همه لج بازی؟این همه امضای بی اعتبار؟ارزشش را داشت؟ فیلم “عصبانی نیستم” از رضا درمیشیان بعد از چهار سال سر و صدا ، بالاخره بهار امسال به اکران […]

رضا صادقی مدیون

مغزهای کوچک زنگ زده

آخرین بار کی سحر را دیدی

چراغ های ناتمام

شعله ور