Ad

دیده شدن به چه قیمت؟

گل ناز عباسی: همه جای جهان بوی مرگ می دهد، حتی صحنه تئاتر

تریبون هنر: گل ناز عباسی، بازیگر و کارگردان، درباره وضعیت تئاتر در دوران کرونا و انتقاد از روی صحنه رفتن بعضی نمایش ها نوشت:

من عاشق تئاترم

روی صحنه زندگی کردم

بخشی از بهترین لحظات عمرم صرف خواندن، آموختن و تمرین تئاتر شده است … این روزها همه جای جهان بوی مرگ می دهد، حتی صحنه تئاتر

همه ی ما دلمان برای قدم گذاشتن دوباره روی صحنه تئاتر می تپد اما به چه قیمت؟

صحنه ی امروز، هم برای هنرمندش خطر دارد هم برای تماشاگر

دیده شدن به چه قیمت؟

تاریخ انتشار :۳۰ آبان ۱۳۹۹

برچسب‌ها:
مطالب مرتبط



شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام




یادداشت آرشیو

  • ناتالی وود الیا کازان وارن بیتی
    یادداشت بابک صحرایی
    الیا کازان؛ ایستاده در دوراهی خیانت و جاودانگی
    ویدئویی از شاهکارهای او را در تریبون هنر ببینید

    تریبون هنر _ بابک صحرایی: الیا کازان یکی از بهترین و تاثیرگذارترین کارگردان های تاریخ سینما و یکی از منفورترین هنرمندان زمانه خود است. الیا کازان با تاسیس موسسه اکتورز استودیو و رواج متد اکتینگ، پرورش بازیگرهایی مثل مارلون براندو و جیمز دین و ساخت تعدادی از مهم ترین فیلم […]

  • مجید صالحی
    مجید صالحی؛ بهتر از همیشه
    یادداشت سید محمد کاظمی

    تریبون هنر: طی چند ماه اخیر و با انتشار سریال “سیاوش” در رابطه با نقش آفرینی متفاوت مجید صالحی صحبت های زیادی شد. البتّه بسیاری از تعریف و تمجید ها به اغراق نزدیک شدند ولی تردیدی نیست که صالحی از یک میدان جدید و متفاوت (لااقل نسبت به حیطه فعالیت […]

  • تکه های یک زن

    تریبون هنر _بابک صحرایی: تکه های یک زن فیلم زیبایی از جنگیدن یک زن برای غلبه بر اندوهی بزرگ است. افسردگی بعد از زایمان و سقط جنین از مباحث مهم روانشناسی در دهه های اخیر بوده است. نتیجه تحقیقات نشان می دهد حدود پانزده درصد زنان بعد از زایمان دچار […]

  • ناصرالدین شاه

    تریبون هنر _ بابک صحرایی: دوازدهم اردیبهشت، ۱۲۵ سال از کشته شدن ناصرالدین شاه گذشت. پادشاهی که عیاشی اش باعث رونق عکاسی و نقاشی و حتی موسیقی در دوران پنجاه ساله سلطنتش شد. قبله عالم علاقه اش به عکاسی را با عکس انداختن از زنان حرمسرایش آغاز کرد. در ادامه […]

  • ربه کا

    تریبون هنر _ بابک صحرایی: در اوائل فیلم «ربه کا» جوآن فونتین به لارنس الیویه می گوید: من دلم می خواست دستگاهی اختراع می کردم که خاطره رو نگه می داشت. مثل عطر توی شیشه و این خاطره هرگز محو نمی شد و من هروقت دلم می خواست می تونستم […]

Ad
Ad
Ad
Ad
Ad