Ad

در گفت و گو با « تریبون هنر » عنوان شد:

نیکان: همکاری من و بابک صحرایی وصیت استاد بابک بیات بود

+ سعی می کنم ترانه اشتباه به گوش مردم نرسانم

تریبون هنر- سام شرف زاده: با اینکه در سال های اخیر سواد موسیقایی و بینش هنری قشر اصلی مخاطب موسیقی، یعنی نسل جوان در جایگاه بهتری نسبت به سال های گذشته قرار گرفته است اما همچنان شهرت اصلی را خواننده کسب می کند. در میان سه عامل دیگر ترانه سراها وضعیت بهتری در خصوص شناخته شدن توسط مردم دارند و اگر یک آهنگساز و تنظیم کننده را پیدا کنید که در بین مردم شهرت دارد، بدانید که کارنامه هنری اش از سوی مردم نمره قبولی گرفته است که پیگیر او شده اند. «نیکان» یکی از همین آهنگسازان و تنظیم کنندگان است که تعدادشان زیاد هم نیست. او در این سال ها با بزرگان تاریخ موسیقی کشور همکاری کرده که هیچ کدام از این همکاری ها بی دلیل نبوده است. وی به تازگی با تریبون هنر به گفت و گوی دوستانه ای نشسته است که در ادامه می خوانید.

 

 

 

در صحبت هایی که بین من و شما بوده، به خاطر دارم یک بار گفتید که حرفه آهنگسازی و تنظیم کنندگی را با کاغذ و قلم شروع کردید.

 

متاسفانه با گفتن این جمله که آهنگسازی و تنظیم کنندگی را با کاغذ و قلم شروع کردم، کم نیستند کسانی که می خواهند ویترین آدم های حرفه‌ای را برای خود بچینند. این که در صحبت خصوصی و دوستانه  این حرف را به شما گفته بودم نخواستم خودم رو با سواد جلوه بدهم! بلکه معتقدم سواد و حرفه‌ای بودن، در کار و تخصص هر انسانی‌ واضح است. ولی داستان از این قرار است که به اذعان  نوازندگانی که بار نوازندگی اکثریت کارهای این زمان به دوششان است، متاسفانه آهنگ سازانی که برای نوازنده پارت می نویسند تعدادشان به اندازه انگشتان دو دست هم نمی رسد. اما برگردیم به شروع ارتکاب به جرم من در موسیقی (می خندد). علاقه من به موسیقی از کودکی شروع شد و مطمئنا استاد بابک بیات روی زندگی من تاثیر زیادی داشتند. از تاثیر علاقه‌ پدر و مادرم به موسیقی‌ و امواج همیشه در جریان موسیقی‌ در خانه کودکی‌هایم در جذب من به این هنر نمی توانم به سادگی‌ بگذرم. سعی کرده ام تا جایی که شرایط ایران اجازه می دهد این جریان را به صورت آکادمیک دنبال کنم ولی‌ اگر می خواستم به آموزش آکادمیک موسیقی‌ در ایران بسنده کنم فکر نمی کنم امروز در این جایگاه قرار گرفته بودم. به افرادی که به این حوزه خصوصا تنظیم کنندگی علاقه دارند این را بگویم که آنالیز کردن آثار خوب و موفق جهان خیلی مهم است. یکی‌ از تجربه‌های خوب برای تمرین و آنالیز کردن آثار خوب و بین‌المللی بازنگری و تنظیم دوباره(REARRANGE)   خط به خط ساز هاست. در کنار تجربه نوشتاری و هارمونی و … این آثار، گوش موسیقایی عزیزان هم قوی و قوی تر میشود.

 

 

در گفته هایتان به این اشاره کردید که در ایران آموزش آکادمیک چیزی را نصیب شما نکرد. بیشتر در این خصوص صحبت کنید. چه چیزی درآموزش ها وجود نداشت؟

 

اول این را بگویم که شاید خیلی ها دوره های آکادمیک را در ایران  گذرانده اند و موفق شده اند و یا حداقل به سقف آرزوهای خود رسیده باشند. متاسفانه و یا خوشبختانه برای من این چنین نبود. من از سن ۶ سالگی به واسطه اصرار و علاقه خودم و علاقه خانوادهام به هنر موسیقیساز کیبوردی(keyboard)   را برای من تهیه کردند و این نقطه آغاز بود .در ادامه چون به دلایل ناخواسته رشته ریاضی- فیزیک را در دبیرستان ادامه دادم و در دانشگاه این فراق غم انگیز عاشق و معشوق، به صورت آکادمیک با موسیقیبه پایان رسید و در طول همه این سالها با مطالعه، تجربه، آزمون و خطا، آنالیز آثار و با شنیدن موسیقیخوب و کسب علم خودم را به روز نگه داشتم.

 

 

اولین همکاری شما در مارکت با کدام خواننده  بود؟

 

اولین آلبومی که از من منتشر شد آلبوم امیر رسائی از خوانندگان قدیمیو خوش صدا به نام «فال» بود. اتفاقی با ایشان آشنا شدم و فکر می کنم سال نود و هشت یا نود و نه میلادی منتشر شد و چون در آن آلبوم چند اثر قدیمیخودشان را باز خوانی کردند، برایم بسیار ارزشمند بود که اسم من در کنار اسم اساتیدی مانند  واروژان و آندرانیک قرار گرفته بود.

 

بیشترین همکاری شما با کدام ترانه سرا بوده است؟

 

 با بابک صحرایی عزیزم، که آشنایی ما توسط استاد بابک بیات صورت گرفت و شاید بتوان گفت همکاری ما با هم به نوعی از خواستهها و وصیت استاد بیات بود. همیشه به من میگفتند از بابک صحرایی ترانه بگیر و بعدا از زبان بابک هم شنیدم این محبت را نسبت به من هم داشتند و به همکاری ما تاکید داشتند.

 

 

خیلی از همکاری های بین شما و بابک صحرایی، نتیجه اش قطعاتی شده که یکی از بهترین آثار آن خواننده  چه از لحاظ کارشناسی چه ازلحاظ اقبال عمومیبه حساب می آید. فکر می کنید نقطه قوت این موفقیتها کجا پنهان شده است؟

 

تمام زوایای یک همکاری در موفقیت یک اثر تاثیر گذار هستند. اگر کمی‌ تخصصی تر به آن بپردازیم می توانیم زاویه‌های یک اثر موسیقایی را در تقسیم کنیم به ملودی، ساز بندی ارکستر یا همون تنظیم موسیقی، ترانه، مجری یا خواننده‌ توانا، میکس، نحوه عرضه موسیقی‌ به ویترین شنیداری مردم که گاهی‌ حتا تصویر  هم به کمکش می آید. البته درست است که همیشه این حکم مخصوصاً در کشور خودمان صادق نیست ( می خندد) و به علت داشتن مردمِ کاملا غیر قابل پیش بینی‌ واقعا تکلیف هنرمند و خالق آثار هنری از هر ژانر با خودش مشخص نیست حتا گاهی شده از موفقیت یک اثر بسیار مطمئنیم و خوب شنیده نشده و بالعکس ولی‌ مطمئناً این گذشت زمان است که غربال خواهد کرد هنر مصرفی و تاریخ انقضا دار را از هنرِ با رسالت و صحیح.

 

 

اشاره کردید به آهنگ هایی که امید به موفقیت آن ها در میان مخاطب داشتید اما اتفاقی برایشان پیش نیامده. به نظر شما این اختلافسلیقه بین مخاطب موسیقی و مولف موسیقی چقدر است و از کجا آمده؟

 

وقتی موسیقی پاپ می نویسیم به نوعی باید برای مردم و خواسته مردم بسازیم. ولی وقتی نام هنر با آن آمیخته می شود  دیگر هنرِ بی رسالت معنی پیدا نمی کند. باید برای گوش، ذهن، وقت و پولی که مخاطب برای خرید اثر هزینه می کند  احترام و ارزش قائل شد. نمی شود کار هنری کرد و رسالت آن را نادیده گرفت! توجه به نکاتی که گفتم در من نهادینه شده و در خون من است. سعی می کنم با هر خواننده ای کار نکنم،هر ترانه ای و هر کیفیت موسیقی رو به گوش مردم نرسانم و پیش خودم بگویم ” مردم که متوجه نمی شن! “متاسفم که این حرف را زیاد از دوستان موزیسین می شنوم. من معتقدم مردم باهوشی داریم و اگر هم به اشتباه دنبال موسیقى هاى سطحى و کم ارزش بروند، با گذشت زمان متوجه اشتباه خودشان می شوند و تاریخ این را بارها ثابت کرده است. من دست همه عزیزانم را به گرمی می فشارم. خیلی‌‌ها هستتند که به اصطلاح فکر می کنند با داشتن یک میکروفون و یک کامپیوتر ، استودیوی خانگی دارند و کار ضبط می کنند که متاسفانه کم هم نداریم قطعاتی را که به این شکل تولید شده اند و از کارهای هیت این روزها شده اند که اصلا به درست و غلط بودنِ کارشان کاری ندارم. من  اگر استودیوی مجهزی نداشته باشم، صدابرداری با تجربه کنارم نباشد و و و … احساس می کنم به مردم خیانت خواهم .الان آن دسته از عزیزان به من می گویند دیوونه! (می خندد)

 

سعی می کنید ترانه اشتباه به گوش مردم نرسانید. سلیقه و معیار شما در انتخاب ترانه چیست؟

 

به گفته خیلی از افرادی که در این حوزه تخصص دارند، با اینکه جسارت نمی کنم و ترانه نمی‌نویسم ، به ترانه کمی اشراف دارم. ترانه را از نظر وزن و قافیه می شناسم و بارها شده ترانه سرایی ترانه اش را با اشتباه تایپی فرستاده یا یک هجا کم داشته و متوجه آن شده ام و و در تماس با ترانه سرا متعجب شده و گفته اگر فرد دیگری بود شاید همین‌ شکل کار را می ساخت! نمی توانم بگویم چه سوژه ای را دوست دارم و معتقدم به عنوان کسی که  خلق می کند،  باید به نوعی بازیگر باشیم و خودمان را درنقش‌های مختلف با دغدغه‌های مختلف قرار دهیم. اگر ترانه به روحیه من نزدیک باشه که بهتر. ممکن است در بدترین شرایط، لازم باشد روی یک ترانه عاشقانه مثبت آهنگ ساخت یا برعکس. گاهی تحت تاثیر ترانه، ملودی می سازم و بعضی وقت ها واقعا تحت تاثیر بعضی ترانه ها قرار می گیرم که سوژه جدید و جذابی دارند. البته بعضی از ترانه ها روی ملودی های من نوشته می شود که با بابک صحرایی چنین تجربه هایی را زیاد داشته ام که خیلی از آن ها موفق بوده اند.

 

سال هاست موسیقی ما با فقر ملودی دست و پنجه نرم می کند. با سرودن ترانه روی ملودی شرایط کمی بهتر شد و به اعتقاد بعضی هاتنظیم به تنهایی می تواند فضا  را تغییر دهد حتی اگر ملودی به نوعی تکراری باشد. حتی می گویند در یک قطعه سازبندی می تواند حرفاول را بزند نه ترانه یا صدای خواننده نظر شما چیست؟

 

یک مسئله را هیچ وقت نباید فراموش کرد. ما داریم در ایران و برای مردم ایران موسیقی تولید می کنیم. در خیلی از کشورهای دنیا، در خیلی از سبک ها، در ابتدا موسیقی به شکل کلی ساخته می شود، بعد ملودی خواننده‌ و بعد از آن تکست یا ترانه را می‌نویسند و این خودش دلیل تنوع موسیقیِ آن ها است. اما در ایران شرایط فرق دارد. مردم ما مردمی هستند که بیشتر ترانه را زمزمه می کنند و نه تنظیم آن قطعه را. اگر ترانه را به یاد نداشته باشند آوای ملودی خواننده را زمزمه می کنند .تنظیم در گوش مردم عام به تنهایی کار زیادی نمی تواند انجام دهد.

 

چقدر اجازه می دهید خواننده یا ترانه سرا در کار شما دخالت کند؟

 

این اتفاق زمانی رخ می دهد که شما آماتور هستید. زمانی که در شرایط حرفه ای کار می کنید و تیم شما یک تیم حرفه ای است این اتفاق نمی افتد. راحت ترین کارهای من با حرفه های ترین ها بوده. با کسانی که همه می گویند کارکردن با آن ها به نظر سخت می آید. ولی سخت ترین کارهای من با افرادی بوده که خودشان  فکر می کنند حرفه ای هستند ولی اخلاقشان حرفه ای نیست حتی اگر صدای خوبی داشته باشند.

 

 

به نظر شما هنر موسیقی در کشور ما چقدر صنعتی شده یا به صنعت موسیقی نزدیک شده است؟ تبدیل شدن این هنر به صنعت در کشورما چه اندازه تاثیرات مثبت دارد و چقدر آثار منفی ممکن است داشته باشد؟

 

به نظر من همه جای دنیا موسیقی یکی از صنعت های درامدزا است و صنعتی شدنش در ایران بد نیست اما  اگر همه چیز را به بیراهه نکشانیم. خوب است اگر از موسیقی درامد خوبی به دست بیاید تا با خیالی آسوده تر کار کرد.

 

 

چقدر به شانس برای شنیده شدن و موفقیت یک اثر اعتقاد دارید؟

 

شانس شاید واژه خوبی نباشد. اسم چیزی را شانس می گذاریم که متوجه آن اِلمان که باعث موفقیت کارمان شده نشده ایم. حالا این اِلمان را باید تعریف کنیم که حتما نباید ارتباط مستقیم با خود اثر داشته باشد! خیلیعوامل جانبی هم باعث شنیده شدن میشوند مثل زمان و تاریخی که کار منتشر میشود که با چه حال و احوالی از مردم همراه است و یا تصویر و کلیپ یک موسیقیکه آن را دیدنی می کند و تاکید میکنم  ،دیدنی‌ ! و خیلیعوامل جانبی که می توان کاملا اسم این آن ها را  شانس گذاشت ولیاگر در ادامه راه چیزی برای عرضه نباشد به سرعت از بین خواهیرفت.

 

 

ارتباط شما با مخاطبین آثارتان چگونه است؟

 

فضای مجازی و شبکه های اجتماعی پیدا کردن آدم ها  را راحت کرده . به خاطر دارم بچه بودم و مقابل استودیو پاپ ساعتها و روزها انتظار می کشیدم تا ببینیم کدام هنرمند مورد علاقهام را برای یک امضا غافلگیر می کنم. در حال حاضر پیدا کردن هنرمند ها که البته من خودم را هنوز در این ژرفهای بیپایان هنر شاگردی بیش نمیبینم، راحت شده . البته متاسفانه گاهی بخاطر سوءاستفاده عده کمی، حق بقیه عزیزان که به موسیقیمن علاقه دارندضایع می شود. برای مثال گاهیترانه سراهای نو پا برای رسیدن به خواننده مورد علاقه خود، فقط خود را طرفدار جلوه می دهند. همیشه با افرادی که می دانم من را دوست دارند یا کارهای من را می پسندند در ارتباط بوده ام. اگر ایمیلی بوده جواب داده ام، اگر در شبکه های اجتماعی بوده  رابطه دو طرفه برقرار شده  اما گاهی همین جواب دادن ها هم حاشیه ساز بوده اند.

 

 

در پایان چه صحبتی دارید؟

همیشه گفته ام باز هم می گویم. حرف آخر نه، حرف اول پدر و مادر ، همیشه دستشان را می‌بوسم که اگر نفس آن ها نبود من نبودم. یک دغدغه و شاید بهتراست بگویم یک خواهش به عنوان پسر و یا برادر کوچک از مردمِ همیشه در قلبم دارم. به نظرات و عقاید هم احترام بگذارید، به خصوص در موسیقی. کسانی‌ که در موسیقی‌ زحمت می کشند، بدون چشم داشت به حتی خرید یکی از آهنگ هایشان، بدون حتی بیمه در کارشان فقط به عشق شما کار می‌کنند.

بعضی‌ وقت‌ها کمی‌ تحمل کنیم …

ارادتمند همه عزیزانم

 

 

عکس از شهرزاد داور

منبع: اختصاصی تریبون هنر

تاریخ انتشار :۲ مرداد ۱۳۹۵

برچسب‌ها
مطالب مرتبط



شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام


*

code



یادداشت آرشیو

  • گورخوابها

    تریبون هنر: بابک صحرایی درباره تئاتر «گورخوابها» نوشت: گورخوابها عیان کننده وجه دیگرى از توانایى هاى منحصر به فرد نسیم ادبى در بازیگرى است دگردیسى شخصیت زن قصه در طول نمایش و آشنایى با روان پریشى هایش، به زیبایى هرچه تمام توسط نسیم ادبى به عینیت رسیده از سوى دیگر، […]

  • فرزاد حسنی در هوس و هفت دقیقه

    تریبون هنر: بابک صحرایی بازی فرزاد حسنی در نمایش «هوس و هفت دقیقه» را تحسین برانگیز دانست و نوشت: شاه نقشی را روی صحنه تئاتر خلق کرده بابک صحرایی در صفحه شخصی اش در اینستاگرام درباره بازی فرزاد حسنی در «هوس و هفت دقیقه» نوشت: بازى فرزاد حسنی در این […]

  • نیلوفر لاری پور بابک صحرایی رازیما میرزایی

    تریبون هنر _ بابک صحرایی: تئاتر “به وقت پازولینى” را دو بار ببینید «به وقت پازولینى از چندین منظر، تئاتر زیبا و تحسین برانگیزى است نمایش “به وقت پازولینى” با نویسندگى و کارگردانى آرش سنجابى مفهوم عمیقى دارد که راز و رمزش با روایتى درست و تعلیقى جذاب، آرام آرام در […]

  • عبدارضا منجزی
    به بهانه ی تولد بازیگر ما....
    بهروز وثوقی، یه مرد بود ، یه مرد ..
    یادداشتی از عبدالرضا منجزی

    تریبون هنر _ عبدالرضا منجزی: دو تا بمب اتم باید ترکونده شود ، زمین و زمان رو شخم بزند ، این و آن را بهم بدوزد، یه انرژی هایی رها بشود، یک چیزهایی در چیزی دیگر قاطی بشود تا یه همچو موجود عجیبی مثل تو ، از توش دربیاید، تا […]

  • مسعود فراستی
    خانم ها، آقایان! نظرشماچیست؟
    آیا فراستی عاشق شده است؟
    به قلم سیدمحمد کاظمی

    تریبون هنر: پدیده ی عجیبی ست این عشق.ماجرای غریبی ست این عشق.فقط عشق می تواند سیاه ترین صحنه های زندگی و مقوّا ترین آدم های اجتماع را تبدیل به بهترین پلان ها و “درآمده ترین” شخصیّت ها کند‌. خانم ها، آقایان ! ما مسعود فراستی را خوب می شناختیم.او نوازنده […]

Ad
Ad
Ad