دبیر شورای عالی تهیه‌کنندگان اظهار داشت

غلامرضا موسوی: ۷۰ درصد فیلم ها اکران می شوند و مابقی پشت در اکران می مانند

فیلمی که نه به درد هنر و تجربه می‌خورد و نه سینماهای حرفه ای، جایی برای اکران ندارد

تریبون هنر: غلامرضا موسوی، دبیر شورای عالی تهیه کنندگان گفت: سینمای ایران در سال تولیدات بسیاری دارد، اما الزاما تمامی آنها رنگ پرده سینما را نخواهند دید.

غلامرضا موسوی دبیر شورای عالی تهیه‌کنندگان؛ درمورد ظرفیت اکران در سینمای ایران گفت: هر سال ظرفیت اکران ۶۵ تا ۷۰ درصد است که با توجه به حجم تولیدات سینمایی بخشی از آن ها نمایش داده نمی شوند. تهیه کننده از روز اول وقتی اثرش را تدارک می بیند، به خوبی می تواند تشخیص دهد که فیلمش می‌تواند در سینما نگاه ها را به خود جذب کند یا می تواند رنگ پرده اکران را به خود ببیند یا خیر.

وی ادامه داد: اگر این محوریت ها در زمان تولید در نظر گرفته شود دیگر هیچ فیلمی پشت درب اکران نخواهد ماند و تولیدات به درستی صورت می گیرد. تولید کنندگان باید در ابتدا بدانند که فیلمشان مخاطب دارد یا نه و طبیعی است که وقتی فیلمی نه به درد هنر و تجربه می‌خورد و نه سینماهای حرفه ای، قاعدتا به نمایش خانگی می رسد و جایی برای اکران ندارد.

موسوی در پاسخ به این سوال که چرا با پیش داوری برخی سینماداران فیلم های خوب اکران نمی شوند و یا بدترین زمان را به آن اختصاص می‌دهند، گفت: برخی مواقع سینماداران تخمین می زنند که یک فیلم نمی فروشد، اما بعد از اکران مشخص می شود که نگاه مخاطبان را به خود جلب می‌کند که البته این اتفاق نادر است. در سال ۹۷ هم به طور حتم آثاری داریم که به اکران نرسد و تنها ۷۰ درصد فیلم ها اکران می شوند و مابقی پشت در اکران می مانند. تا زمانی که عرضه و تقاضا با هم منافات داشته باشد، این روند ادامه دارد. ما ۵ هزار سالن سینما نیاز داریم و تنها ۵۰۰ پرده سالن داریم و باید به این عدد مورد نیاز برسیم. در واقع فیلم های خارجی هم نباید به عرصه اکران ما ورود نکنند تا این چرخه به درستی به کار خود ادامه دهد.

دبیر شورای عالی تهیه‌کنندگان در ادامه به محوریت فیلمنامه اشاره کرد و خاطرنشان کرد: سینما پروسه خاص خودش را دارد تا مخاطب را به سمت خود جذب کند. یک فیلم باید فیلمنامه و کارگردان مناسب و کار بلدی داشته باشد تا بتواند نگاه مخاطب را به خود جلب کند. یک فیلم خوب چارچوب های خاص خودش را دارد که رکن اصلی آن فیلمنامه است و تا زمانی که یک اثر داستان خوبی نداشته باشد، مخاطب به سمت سینما نمی رود.

مطالب مرتبط




شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام




یادداشت آرشیو

  • تنگه ابوقریب
    دریچه‌ای به مفهوم مقاومت
    یادداشت کمال تبریزی درباره «تنگه ابوقریب»
    فقط باید دید

    تریبون هنر _ کمال تبریزی: «تنگه ابوقریب» از آن دسته فیلم‌هایی است که غیر قابل توصیف هستند ! مثل موسیقی‌ای که غیر قابل تقلید باشد ! فقط می‌توان گفت که مانند دریچه شهرفرنگ به دنیایی متفاوت هدایت می‌شوید که این بار به شدت ملموس و واقعی است ! دریچه‌ای به […]

  • کیوان کثیریان
    نگاهی به ترکیب سینماها در هفته‌های اخیر
    قصه بی‌سروته، بازی‌های خیلی بد، بازیگرانی بسیار بدتر
    یادداشت کیوان کثیریان

    کیوان کثیریان:  نگاهی به ترکیب اکران سینماها در هفته‌های اخیر می‌تواند گویای حال و روز این روزهای سینمای ما باشد. نگاه معیوب مدیریت سینما که تشویق “سرمایه سالاری” نام گرفته نتیجه‌اش می‌شود همین. از ۱۳ فیلم روی پرده ۸ تایش از جنس فیلم‌هایی است که “کمدی” خوانده می‌شوند و در […]

  • ابراهیم گلستان و مسعود کیمیایی
    گلستان از انگلستان
    یادداشت «ابراهیم گلستان» برای سالروز تولد «مسعود کیمیایی»
    در تریبون هنر بخوانید

    تریبون هنر: «چیزی که مسعود در فیلم «قیصر» گفته بود مرا متوجه نوع دریافت و فکر او کرد، که تفاوت داشت با «ننه من غریبم» بازی‌های قصه‌هایی در تیره‌روزی دخترهای رعیت یا تیره‌کاری‌های پسرهای ارباب، و قس علی‌ذالک‌هایی که از اول سال های ۱۳۰۰ راه افتاده بود» این جملات بخش […]

  • عصبانی نیستم
    عصبانی نیستم؛ بُمبی که خنثی شد
    یادداشتی از سیدمحمد کاظمی

    تریبون هنر: این همه کش و قوس؟این همه شاخ و شانه کشیدن؟این همه دلخوری و قُلدری؟ارزشش را داشت؟ این همه ترس؟ این همه لج بازی؟این همه امضای بی اعتبار؟ارزشش را داشت؟ فیلم “عصبانی نیستم” از رضا درمیشیان بعد از چهار سال سر و صدا ، بالاخره بهار امسال به اکران […]

  • آن سوی ابرها
    فیلم تازه مجید مجیدی
    نگاهی به آن سوی ابرها
    محصول مشترک ایران و هنر

    تریبون هنر: فیلم تازه مجید مجیدی داستان خواهر و برادری است که مدتی از هم دور بوده‌اند اما ماجرایی تازه، دوباره سرنوشت آنها را به هم گره می‌زند. این فیلم در ستایش عشق و زندگی و تنوع روابط انسانی است. نکته‌ها: – مجید مجیدی دو سال بعد از پروژه‌ی عظیم […]

مغزهای کوچک زنگ زده

آخرین بار کی سحر را دیدی

چراغ های ناتمام

شعله ور