Ad

یادداشت مسعود کیمیایی در آستانه اکران قاتل اهلی

مسعود کیمیایی: به آن ٢٩ فیلم قسم که هیچ‌کدام عذاب‌آورتر از این «قاتل اهلی» نبود

اما لطف آقای لشگری‌قوچانی به اینجا رسید به وکالت آقای طوسی از جانب این دوست که آقای لشگری فقط در آخر فیلم «قاتل اهلی» نه کم نه اضافه، چند نما، شاید سه، چهار نما جابه‌جا شود

تریبون هنر: قاتل اهلی آخرین ساخته مسعود کیمیایی پس از گذراندن جنجال های فراوان به زودی اکران خواهد شد. اتلاف پیش آمده بین مسعود کیمیایی، کارگردان بزرگ سینمای ایران و منصور لشگری قوچانی، تهیه کننده قاتل اهلی باعث شد این فیلم به حواشی زیادی روبرو شود و حتی پای پرویز پرستویی بازیگر اصلی فیلم نیز به این جتجال کشیده شد

در آستانه اکران قاتل اهلی، مسعود کیمایی یادداشت مهمی منتشر کرده می توانید در تریبون هنر بخوانید:

 

«فیلم‌ساختن برای مهرجویی، تقوایی، فرمان‌آرا و… همین‌طور سخت‌تر، پرعذاب‌تر و پرخاطره‌تر می‌شود. عباس کیارستمی که رفت و آسمان ما را بی‌ستاره کرد. آخرین فیلمی که ساخته‌ام در ٧۵ سالگی و سی‌اَُمین آن است. باور کنید به آن ٢٩ فیلم قسم که هیچ‌کدام عذاب‌آورتر از این «قاتل اهلی» نبود.
قانون، دوستان، حرف حساب، خانه سینما و بیشتر از همه ارشاد کمک کرد تا این زورق بر توفان رفته را به ساحل برگردانند.
اما امان از دقایق و روزهایی که این قایق در میان موج‌های ساخته‌شده کژ میشه و مژ میشه. دوستان یکی به کژی‌ گرفت یکی به مژی.
معشوق فیلم‌ساز آقای عذاب تمام شد- بعد از همه این حرفا- فیلم شد، گفتند سینما نشد – سینما شد.
اما لطف آقای لشگری‌قوچانی به اینجا رسید به وکالت آقای طوسی از جانب این دوست که آقای لشگری فقط در آخر فیلم «قاتل اهلی» نه کم نه اضافه، چند نما، شاید سه، چهار نما جابه‌جا شود. ایشان به لطف یک خجالتی به من خجالتی دادند و نامه‌ای به این مضمون را امضا کردند که ما را از هم دور کردند! خالقا… آشتی تا روز بهشتی و من در متن نامه از شما… پوزش… و… .
«قاتل اهلی» به پول می‌پردازد. زیباترین منظره و خوش‌صداترین موسیقی درحد ‌یک سمفونی چهار موومنت که هم در لانگ‌شات زیباست و هم در کلوزآپ، برای هر دردی دواست. جناب پول‌های خوش‌رنگ در حساب‌‌های قاتل. رانت و برده‌شده مناقصه‌های خریده‌شده و جناب تمیزخان که می‌شوید و تمیز می‌کند و به جارختی با گیره بند می‌آویزد. شستن پول- و دختر و پسر جوانی که به ازدواج فکر می‌کنند. پسر خواننده است و دختر، دختر یکی از این حاج‌آقاهای خوب، ‌تهرونی قدیمی که از قبل از انقلاب، ‌هم پول را می‌شناسد و هم خرج‌کردنش را و هم پر از عاشقانه‌های پاک است، به خانه و خانواده‌ و یتیم‌پروری. دیندار اصل است. اما در این روزگار منظره زیبا، لانگ‌شات بانک است، نمی‌خواهد بازنده. اما بازنده می‌شود؟ درسی که با پول دزدی خوانده شود، ‌آخرش طرفِ دزد را می‌گیرد؟
شهر ما شهری دیگر شد. جنگ‌ها آمد- معنای خون و جوان را دیدیم- در روزهای انقلاب که خودم فیلم‌برداری می‌کردم- مغز و سری کنارم منفجر شد و روی دوربین ریخت. راست می‌گویم- هیچ‌کس نه کسی جرئت پاک‌کردن آن را داشت و نه کسی طاقت گریستن بر آن. شهر ما شهری دیگر شد. مادرِ خدا رحمت‌کرده من تهرانی چینه پشت هم بود، اما به خیابان که می‌آمد، گم می‌شد. تهران آرام نیست. شهرها مضطربند.
ما در هر دو سو فیلم ساختیم، شعر نوشتیم، رمان نوشتیم- نمیشه صبر کرد تا چه شود. چه شود خودش اصل مطلب است.
مردم در تهران، تهرانی حرف نمی‌زنند. زبان پیاده‌رو و خیابان زبانی گیج و ناساخته است.
صبح ده‌ها اصطلاح می‌آید – شب شاید یکی برای فردا بماند. خب من اون‌جوری – یه جور دیگری بشم تو اون‌جور دیگه گم می‌شم.
رو چتر ما بارون نیومد – یا کم آمد- هر دیر بازی. آدم‌های تازه میهمان می‌شوند و آدم‌های تازه قصه‌های تازه می‌سازند. همان قصه‌ خون و جوان، ‌پر از ابهت.
اما آدم‌های تازه دروغ‌های تازه می‌گویند. عشق‌های دروغ می‌آورند. منظره‌های زیبا و پرنمود کم شدند و منظره‌ها بانک‌ها شدند. بانک‌هایی پر از زندگی تازه برای سارقان، وام‌های گم‌شده، قسم‌های گم‌شده، قصرهای پیداشده.
در خیابان معین‌الدوله، ایران- یک عزیزکیایی بود که می‌گفت خدا برکت به سرسیخ بدهد. من از سرسیخ در باغ در شمیران خریدم – وقتی گوشت را به سیخ بکشند سر آن را برای صاف‌شدن با دو انگشت می‌کنند. و به همان ظرف گوشت‌ها می‌اندازند.
کاش دوستداران منظره‌های بانک از سرسیخ‌شان چندتا مدرسه می‌ساختند – یتیم‌خانه بچه‌های سرطانی – روزنامه آزاد – لباس برای کودکان و همه حتی این سرسیخ‌ها را هم بردند.
قاتل اهلی- قاتل خودی است. اهل است. عاشق باجه پرداخت است.
عشق درش بیچاره بازنده نیست. درش درختان بلند و صبوری که در جنگلی دور گم شده‌اند. خدا کند عقل به وجد بیاید.
فیلم قاتل اهلی همین‌هاست. صبر موسیقی، رفتن حاج‌آقای خوب. دختر عاشق. جوانی پاک که شغلش صداقت است و فیلم‌های دیگر. چه دانم میان این فیلم‌های خنده‌زا… کی هم حوصله دیدن رنج‌های خودش را دارد؟ عشقی را می‌خواهم که در عاشقی بدکاره نباشد».

تاریخ انتشار :۳ تیر ۱۳۹۶

برچسب‌ها:,
مطالب مرتبط



شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام




یادداشت آرشیو

  • تمام داستان‌های فیلم‌های کوتاه جشنواره فجر

    تریبون هنر: در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، مجموعه‌ای از فیلم‌های کوتاه با موضوعات مختلف اکران خواهد شد که شماری از آنها تا به حال موفق به کسب جوایز معتبر داخلی و بین‌المللی شده‌اند.   به گزارش تریبون هنر، چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر امسال میزبان ۱۳فیلم کوتاه خواهد بود که برخی از آنها برای اولین بار در این دوره از جشنواره اکران خواهند شد.   از این […]

  • بابک رضایی (مدیرکل دفتر موسیقی): امروز روز «آواها و نواهای ایرانی» است

    تریبون هنر: بابک رضایی، مدیرکل دفتر موسیقی در پیامی به مناسبت ششم شهمن، روز آواها و نواهای ایرانی نوشت: «این روز نه تنها روز «آواها و نواها» که روز یادآوری وظیفه انسانی و تکلیف اجتماعی ما در برابر ارزش‌ها و زیبایی‌های ایران به عنوان محوری‌ترین مولفه انسجام مردم شریف ساکن […]

  • داوران جشنواره تئاتر فجر: از ایرج راد و امیرکاوه آهنین جان تا فریبا کوثری

    تریبون هنر: چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر در حال برگزاری است. داوران این دوره، ترکیبی از چهره های برجسته تئاتر هستند که در شاخه های مختلف این هنر، از جایگاه و پیشینه قابل اعتنایی برخوردارند. ترکیب امسال داوران، در نگاه نخست نشان از نوعی تعادل میان تجربه، تنوع، و […]

  • جشنواره موسیقی فجر در چه وضعیتی قرار دارد؟

    تریبون هنر: با وجود اعلام ستاد برگزاری چهل و یکمین جشنواره موسیقی فجر در هفته های گذشته مبنی بر برگزاری یک ماهه آن به نظر می آید این رویداد ملی در بازه کمتری پیش روی مخاطبان قرار خواهد گرفت.   به گزارش تریبون هنر، آرش امینی دبیر چهل و یکمین […]

  • سهم ۳۶ درصدی فیلم اولی‌ها از جشنواره فجر

    تریبون هنر: فیلم اولی‌ها از بخش سینمای ایران جشنواره‌ی ملی فیلم فجر سهم ۳۶ درصدی دارند. به گزارش تریبون هنر، در دوره چهل و چهارم جشنواره، ۱۲ فیلم از ۳۳ فیلم بخش فیلم‌های بلند سینمایی، آثار کارگردانی است که نخستین فیلم سینمایی خود را مقابل دوربین برده‌اند. همانطور که پیش […]

Ad
Ad
Ad
Ad
Ad