Ad


شرکت در جشنواره فجر خیانت نیست / یادداشت عبدالجواد موسوی

تریبون هنر _ سید عبدالجواد موسوی: چیزی نوشته بودم درباره جشنواره های فجر و بیشتر فیلم فجر. طبیعی است که برپایی جشنواره در چنین روزهایی که حال خیلی ها خوب نیست از نظر من کار چندان درستی نباشد و اصلا در چنین روزگارانی برپایی هرگونه جشنواره ای را دهن کجی به آدم های مصیبت دیده بدانم. حتی پیشنهاد دادم که اگر من به جای دوستان بودم برگزاری مراسمی از این دست را به وقت دیگری موکول می کردم. اما ظاهرا همین چند خط حرف خیرخواهانه هم طور دیگری شنیده شد.

راستش را بخواهید انتظار این که در فضای دوقطبی آن هم به تعبیر بزرگواری دوقطبی تهی مغزان حرف معقول و معتدل شنیده شود توقع بیجایی است. تریبون ها هم اغلب به اغراض سیاسی آلوده اند و انتشار این حرف ها در جایی که منتقد رسمی دولت است مشکل را دوچندان می کند. تا آن جا که دوستی که به حسن نیت من در موارد این چنینی شک نداشت وقتی زنگ زدم تا حالش را بپرسم گفت: مگر تو مرا خائن نمی دانی؟ گفتم:چرا خائن؟ گفت: چون من امسال نه تنها در جشنواره شرکت می کنم که در گوشه و کنار جشنواره کارهایی هم انجام می دهم. گفتم روی چه حسابی این حرف را می زنی؟ گفت: روی حساب همان یادداشتی که نوشته بودی. که دیدم بعله، ‌مثل همیشه در فضایی پر از سوء تفاهم زندگی می کنیم و من باید به نزدیک ترین دوستانم هم توضیح بدهم که من هیچ وقت چنین روحیه ای نداشتم و الفاظی مثل خائن و مزدور را به این راحتی ها به کار نمی برم. این همه سال تلاش کردیم و تاوان دادیم تا ادبیاتی این چنینی از این مملکت رخت بربندد. این همه سال درباره و علیه دوقطبی نوشتیم و همه کسانی را که سعی دارند مردم را به دو دسته خائن و شریف تقسیم کنند به سعی در سوریه سازی متهم کردیم آن وقت به سادگی چند نفری را که مثل ما فکر نمی کنند و می خواهند در جشنواره فیلم فجر شرکت کنند خائن بنامیم؟ دور باد چنین روش و منشی از همه ما که شیوه اهریمنان است. ایدون باد!

من در جشنواره شرکت نمی کنم. پارسال هم شرکت نکردم. سال ۸۸ هم شرکت نکردم و خیلی از سال های دیگر را هم. با این که شرکت در جشنواره حقیقتا یکی از لذت بخش ترین کارهای زندگی ام بوده و هست. دست کم برای این که بسیاری از عزیزترین دوستانم را در همین جشنواره می بینم. یک دل سیر هم می بینم. یاد و خاطره علیرضا غفاری عزیز بخیر. جشنواره دو سال پیش را ده روز کامل باهم سر کردیم و به او گفتم علیرضا این هم کفاره همه قول و قرارهایی که با تو گذاشتم و بد عهدی کردم و نیامدم. جشنواره فیلم فجر برای من که از اوایل دهه هفتاد پایم به آن جا باز شد تا به امروز یکی از گرم ترین محافلی بوده که نظیرش را سراغ ندارم.

جشنواره فیلم فجر فقط جایی برای فیلم دیدن و کارنامه یک ساله سینمای ایران را مرور کردن نبوده، جایی بوده برای گپ و گفت و خاطره بازی با آدم حسابی های این سرزمین. این ها را گفتم تا بدانید نرفتن به جشنواره فیلم فجر برای من کار راحتی نبوده و نیست. اما یک وقتی هایی اتفاقاتی رخ می دهد که دل و دماغ زندگی کردن را از تو می گیرد چه رسد رفتن به جشنواره را. اختیار خودم را که دارم. دیگران را هم از جشنواره رفتن منع نمی کنم. قطعا آن ها آن جوری که من به دنیا نگاه می کنم نگاه نمی کنند و شاید هم همین طور نگاه می کنند اما فکر نمی کنند شرکت در یک جشنواره به معنای مزدوری و خیانت است که اگر این طور فکر می کردند قطعا پایشان را به آن جشنواره نمی گذاشتند. مشکل ما این جاست که هیچ وقت خودمان را جای دیگری نمی گذاریم. حساب خبرنگاران و عشق فیلم ها به کنار. بعضی هامان توقع داریم تهیه کننده و سرمایه گذاری که همه زندگی شان را وقف یک فیلم کرده اند مثل من و شما رفتار کنند. و یا حتی فلان بازیگری که عمری دویده بلکه در یک اثر سینمایی دیده شود تا از آن طریق بتواند مابقی عمر هنری اش را طی کند باید مثل من و شمایی که هیچ جای زندگی مان به سینما ربطی ندارد رفتار کند و با تحریم اتفاقی مثل جشنواره فیلم فجر با آینده حرفه ای اش قمار کند. این حرف خدابیامرز دکتر علی شریعتی که یا حسینی باش و یا زینبی وگرنه یزیدی هستی در این مملکت کم تلفات نداده. بعضی از ماها صبح تا شب علیه ایدئولوژی حرف می زنیم اما خودمان تا مغز استخوان ایدئولوژی زده ایم و هرکسی را که به شکل و شمایل ما نباشد داخل آدم نمی دانیم و حاضریم هر تهمت و دشنامی را نثارش کنیم.

مخلص کلام این که شرکت در جشنواره را خیانت نمی دانم. عدم شرکت در جشنواره را هم فضیلت نمی دانم اگرچه با آن هایی که در جشنواره شرکت نمی کنند ممکن است همدل تر باشم. بعضی از دوستان خوب من از دست اندرکاران این جشنواره هستند که باز اگرچه ته دلم دوست داشتم امروز این مسئولیت ها را قبول نمی کردند اما باز این تفاوت ها باعث نمی شود از ارادتم به آن ها کاسته شود. من اگر با آن ها دعوایی داشته باشم بر سر مسائل جدی تری است. در بین آن دوستان کسانی هستند که سال ها در میادین جنگ بوده اند و مصائبی را به جان خریده اند که خیلی ها در خواب هم نمی توانند تصورش کنند. قطعا من با آن ها بر سر مسائل حکمرانی اختلاف دارم. اختلاف جدی هم دارم. اگر هم خدای ناکرده روزی کار به جاهای خیلی باریک بکشد شاید برای همیشه با آن ها وداع کنم اما رفاقتم را بر سر چیزی مثل برپایی جشنواره با آن ها بهم نخواهم زد.

 

بیشتر بخوانید:

پاسخ رئیس سازمان سینمایی به تحریم کنندگان جشنواره فیلم فجر

در صفحه اینستاگرام تریبون هنر با ما همراه باشید

تاریخ انتشار :۱۶ بهمن ۱۴۰۱

برچسب‌ها:, ,
مطالب مرتبط



شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام




یادداشت آرشیو

  • انتقاد تند تتلو از هیچکس: جاوید فلان گفتن «هیچکس» بازگشت پیشرو و تهی به ایران را خراب کرد

    تریبون هنر: امیر تتلو، خواننده زندانی، در یادداشتی تازه که در کانال یوتیوبش منتشر شده، به‌شدت از سروش هیچکس انتقاد کرده است. این یادداشت در پی کنسرت اخیر رضا پیشرو در لندن و حضور سروش هیچکس و حسین تهی در کنار او منتشر شده است. تتلو در این نوشته، علاوه […]

  • وداع با «اوا ماری سنت» در 102 سالگی
    مروری بر کارنامه هنری و زندگی اش
    وداع با «اوا ماری سنت» در ۱۰۲ سالگی
    یادداشت بابک صحرایی

    تریبون هنر _ بابک صحرایی: اوا ماری سنت، از آخرین بازماندگان نسل طلایی هالیوود، در ۱۰۲سالگی درگذشت. او ۳۰ ساله بود که نخستین فیلمش، «در بارانداز» ساخته الیا کازان را مقابل مارلون براندو بازی کرد و با همان فیلم اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را گرفت. پس از آن […]

  • هنرمندانی که در دوران محمدرضا شاه زندانی شدند
    روایت یک فصل از تاریخ هنر ایران
    هنرمندانی که در دوران محمدرضا شاه زندانی شدند

    تریبون هنر: در دوران حکومت محمدرضا شاه پهلوی، بسیاری از چهره‌های برجسته شعر، ادبیات، موسیقی و هنر ایران به دلیل فعالیت‌های سیاسی، عقایدشان یا خلق آثار اجتماعی و انتقادی بازداشت و زندانی شدند؛ برخی ماه‌ها و سال‌ها در زندان ماندند و برخی حتی جان خود را از دست دادند. از احمد شاملو و مهدی اخوان ثالث تا داریوش اقبالی، شهیار قنبری، جنتی عطایی و اسفندیار منفردزاده تا نجف دریابندری و […]

  • روایت تازه مونا مهرجویی از قتل داریوش مهرجویی و محیده محمدی فر

    تریبون هنر: مونا مهرجویی، در سومین سالروز قتل داریوش مهرجویی، کارگردان برجسته سینمای ایران، و همسرش وحیده محمدی‌فر، یادداشتی تکان‌دهنده منتشر کرده است.   مونا که هنگام قتل پدر و مادرش در ۲۲ مهر ۱۴۰۲ حدود ۱۷ سال داشت، نخستین کسی بود که پس از بازگشت به خانه، با پیکر […]

  • شیدا یوسفی؛ از پشت دوربین تا بامداد خمار

    تریبون هنر: شیدا یوسفی این روزها با بازی در نقش «طاووس» در سریال «بامداد خمار» به کارگردانی نرگس آبیار، توجه بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کرده است. نقطه قوت بازی شیدا یوسفی در نقش طا‌وس، شخصیت‌پردازی از طریق جزئیات رفتاری است. او با تسلط بر بیان و لهجه، […]

Ad
Ad
Ad