همه جا کربلاست حتى وسط امریکا

بنیامین در امریکا هیات راه انداخت و نذری پخش کرد

قیمه هاى نذرى را بى‌قید و شرط پخش کردیم به هر کسى که مى‌شد؛ به مسلمون و نامسلمون

تریبون هنر: بنیامین بهادری از نوجوانی مداحی کرده و خادم اهل بیت بوده و اولین آهنگی که از او شنیده شد نیر مداحی اش برای حضرت ابوالفضل (ع) بود. او این روزها برای تولد فرزند دومش در آمریکا به سر می برد اما در آنجا هم ارادتش به امام حسین (ع) را نشان داده است

بنیامین درباره عزاداری اش در ایام محرم در کشور امریکا اظهار داشت: «میگن همه جا کربلاست و همه روزها عاشورا، مثلاً حتى وسط امریکا و مثلاً تو ماه سپتامبر
بالاخره دلم طاقت نیاورد. رفتم دو متر پارچه مشکى خریدم و روش با یه رنگ پاش خراب هر جورى بود یه یا حسین از ته دل نوشتم و نشستم هى نگاش کردم. کم کم قیمه اى هم پخته و نوحه اى نسبتاً قدیمى هم از موبایل پخش مى شد. روضه ماهیانه خونه ما تو محرم به همین سادگى و با کمترین امکانات و نفرات ولى با اشتیاق بالا و باشکوه انجام شد.

بعدش قیمه هاى نذرى را بى‌قید و شرط پخش کردیم به هر کسى که مى‌شد؛ به مسلمون و نامسلمون، به فقیر و غنى. راستش من زیاد موافق نیستم که میگن این نذرى ها بیشتر باید به دست فقرا برسه، چرا که همه انسان‌هاى دارا و ندار یک اندازه بهش نیازمندند. بیشتر از اینکه غذاى جسم باشه براى روح آدم کار مى کنه. استادمون مى گفت که از همه برنامه ها و مراسم ها و سخنرانى ها و نوحه هایى که تو زندگیم تجربه کردم هیچکدوم رو عمیقاً به اندازه همین غذاى نذرى با پوست و گوشت خودم درک نکردم. اصلاً مورد داریم همین حالا تو فامیلمون یه خانواده اى که اصلاً محرم و امام حسین و کربلا رو قبول ندارن ولى اربعین ها نذر شله زرد دارند، من هر سال محتاج همون شله زرد مثلاً بى اعتقادم.

چاى روضه هم که آدمو مست خودش مى کنه، نشنیدى این شعر رو که میگه: سماورى که به بزم حسین مى جوشد، بخار رحمت آن جرم خلق مى پوشد، حدیث کوثر و تسنیم و سلسبیل مگو، بگو حکایت مستى که چاى مى نوشد.

آخر شب پارچه مشکى رو زدیم بالاى سر تو اتاق خودمون که تا آخر محرم زیر سایه اش باشیم. سرمایه وسایل روضه ماهیانه مون تو امریکا؛ چند متر پارچه سیاه و شش تا استکان چاى کمرباریک و چند تا دل شکسته براى کودک در گهواره رُباب.»

مطالب مرتبط




شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام




یادداشت آرشیو

  • فردین ملک مطیعی بهروز وثوقی
    انتقاد تند نیما حسنی نسب از ستاره های این روزها
    از سلبریتی های دیروز تا صله بگیرهای امروز
    در معاشرت و مشارکتِ تهوع‌آورشان با اربابان پول کثیف و معاونت در پولشویی

    تریبون هنر _ نیما حسنی نسب: به این عکس خوب دقت کنید؛ در هیاهوی هیچِ صله‌بریتی‌های امروزی، در هجومِ زشت و رعشه‌آور اخبار الکی و فهرست‌های جعلی و شعارهای سطحی که از بعضی بازیگرهای معروف این روزگار می‌شنویم، در معاشرت و مشارکتِ تهوع‌آورشان با اربابان پول کثیف و معاونت در پولشویی […]

  • تنگه ابوقریب
    دریچه‌ای به مفهوم مقاومت
    یادداشت کمال تبریزی درباره «تنگه ابوقریب»
    فقط باید دید

    تریبون هنر _ کمال تبریزی: «تنگه ابوقریب» از آن دسته فیلم‌هایی است که غیر قابل توصیف هستند ! مثل موسیقی‌ای که غیر قابل تقلید باشد ! فقط می‌توان گفت که مانند دریچه شهرفرنگ به دنیایی متفاوت هدایت می‌شوید که این بار به شدت ملموس و واقعی است ! دریچه‌ای به […]

  • کیوان کثیریان
    نگاهی به ترکیب سینماها در هفته‌های اخیر
    قصه بی‌سروته، بازی‌های خیلی بد، بازیگرانی بسیار بدتر
    یادداشت کیوان کثیریان

    کیوان کثیریان:  نگاهی به ترکیب اکران سینماها در هفته‌های اخیر می‌تواند گویای حال و روز این روزهای سینمای ما باشد. نگاه معیوب مدیریت سینما که تشویق “سرمایه سالاری” نام گرفته نتیجه‌اش می‌شود همین. از ۱۳ فیلم روی پرده ۸ تایش از جنس فیلم‌هایی است که “کمدی” خوانده می‌شوند و در […]

  • ابراهیم گلستان و مسعود کیمیایی
    گلستان از انگلستان
    یادداشت «ابراهیم گلستان» برای سالروز تولد «مسعود کیمیایی»
    در تریبون هنر بخوانید

    تریبون هنر: «چیزی که مسعود در فیلم «قیصر» گفته بود مرا متوجه نوع دریافت و فکر او کرد، که تفاوت داشت با «ننه من غریبم» بازی‌های قصه‌هایی در تیره‌روزی دخترهای رعیت یا تیره‌کاری‌های پسرهای ارباب، و قس علی‌ذالک‌هایی که از اول سال های ۱۳۰۰ راه افتاده بود» این جملات بخش […]

  • عصبانی نیستم
    عصبانی نیستم؛ بُمبی که خنثی شد
    یادداشتی از سیدمحمد کاظمی

    تریبون هنر: این همه کش و قوس؟این همه شاخ و شانه کشیدن؟این همه دلخوری و قُلدری؟ارزشش را داشت؟ این همه ترس؟ این همه لج بازی؟این همه امضای بی اعتبار؟ارزشش را داشت؟ فیلم “عصبانی نیستم” از رضا درمیشیان بعد از چهار سال سر و صدا ، بالاخره بهار امسال به اکران […]

رضا صادقی مدیون

مغزهای کوچک زنگ زده

آخرین بار کی سحر را دیدی

چراغ های ناتمام

شعله ور