Ad


حمید جبلی و افشای جرمش در تولد ۶۳ سالگی

تریبون هنر:‌ حمید جبلی ۶۳ ساله شد. امروز، دهم مهر ماه سالروز تولد حمید جبلی است. همان هنرمندی که تبریک تولد و این جور گپ و گفت‌ها را دوست ندارد. ما هم به این عقیده‌اش احترام می‌گذاریم و در سالروز تولدش، یکی از داستان‌های کتاب خاطرات او را به علاقه‌مندان این هنرمند تقدیم می‌کنیم.

داستان «اسم‌نویسی» اولین داستان از جلد دوم کتاب خاطرات حمید جبلی است که در کتابی با عنوان «پسر بچه شصت ساله» از سوی نشر «پریان» منتشر شده و بازنشر آن بی‌مناسبت با فصل آغاز به کار مدارس هم نیست.

این خاطره شیرین را با یکدیگر می‌خوانیم:

«هر روز نیمه خوب بودم که پدرم کت و شلوار می‌پوشید و به جلوی موهایش روغن می‌زد . کراواتش را جلوی آینه درست می‌کرد، به کفش‌هایش دستمال می‌کشید و از خانه بیرون می‌رفت. یک روز قرار شد اسم مرا در مدرسه بنویسند. من مثل پدر کت و شلوار پوشیدم، کراوات کِشی خودم را زدم و گفتم از ادکلنش به من هم بزند. موهایم را آب و شانه کردم . بعد به جای مغازه به مدرسه اقدسیه رفتیم .

از کوچه باغ سید رد شدیم. شناسنامه من دست پدر بود.میدان عشرت‌آباد را رد کردیم . چقدر دور بود. پدرم با علی یخی دکه‌دار سلام و علیک کرد و به من گفت: «این پیرمرد وقتی من هم مدرسه می‌رفتم، اینجا بود.» روی دیوار چوبی‌اش یک عکس بزرگ سِوِن‌آپ بود، خیلی سبز ولی رنگ و رو رفته و نم‌کشیده. او قره قوروت داشت و فوتینا و آلاسکا.

بعد یک سفال‌فروشی بود که دو برادر پیر روی گلدان‌ها را رنگ می‌زدند و مغازه‌های دیگر هم بماند.

بالاخره در خیابان خواجه‌نصیر رو به روی خیابان گرگان به دیوار آجری عظیمی رسیدیم ؛ مثل یک قلعه، مثل دیوار زندان قصر. پدرم اداره مخابرات را که رو به روی آن بود، به من نشان داد و گفت:«به به، چه ساعت قشنگی!» بالای در مدرسه تابلوی سیاهی بود از یک مجمعه هم بزرگ‌تر با نقش شیر و خورشید که روی آن نوشته بود: توانا بود هر که دانا بود.

وارد حیاطی شدیم که دور تا دورش کلاس بود. سکوت. حتی یک بچه هم در حیاط نبود. فراش جلو در آمد ؛ ترکه خیس آلبالو را در دستش تکان می‌داد. پرسید: «چه کار دارید؟»

پدرم مهربانانه گفت: «ما فامیل آقای کاویانی هستیم.»

با همان ترکه ما را به بالای پله‌ها راهنمایی کرد. پدرم گفت: «این جا شاه‌نشین دوره قاجار بوده و الان دفتر است.» از پله‌ها بالا رفتیم. فراش همچنان مثل سامورایی‌ها چوبش را در هوا تکان می‌داد تا صدا دربیاورد.

از دو ردیف پله که به یک ایوان خیلی کوچک می‌رسید، بالا رفتیم. وارد سالنی شدیم که بوی نا می‌داد و یک میز پینگ پونگ وسط آن بود. درها همه قهوه‌ای بودند و بسیار بلند.

پدرم به من گفت: «خوش به حالت. این آقای کاویانی که الان مدیر مدرسه است، فامیل خودمان است. ولی وقتی من دانش‌آموز بودم، کسی هوای مرا نداشت. فقط ترکه بود و فلک.»

درِ قهوه‌ای بزرگ را زد و یک نفر گفت: «بفرمایید.»

وارد شدیم. آقای مدیر با پدرم به مهربانی رفتار کرد و اصلا به فکر فلک کردن او نبود. وقتی حال عزیز و آقا بزرگ را پرسید، من خیلی خیالم راحت شد. شناسنامه مرا از پدرم گرفت و کلی نگاه کرد. بعد گفت: «این بچه ده روز کم دارد.» و به من گفت: عمو جان بایست.

من خبردار ایستادم. حتی قدم را هم بالا کشیدم. پدر به من و آقای مدیر نگاه کرد. سرش را تکان داد. گفتم:« از زیبا الف و ب و بابا آب داد را یاد گرفته‌ام.» هر دو با هم خندیدند و منِ بدبخت را دوباره به خانه فرستادند.

کت و شلوار، کراوات، بلد بودنِ بابا آب داد، موهای آب و شانه کرده، حتی کیف هم که داشتم، مداد رنگی ولی باز هم نشد که نشد. چرا هیچ کس نمی‌خواهد من درس بخوانم؟

مدیر گفت: «سال دیگر تو اولین دانش‌آموز مدرسه اقدسیه هستی.»

فقط به خاطر ده روز کمتر!

با گریه به خانه برگشتم. متولد ده مهر بودن، جرمم بود و اصلا نمی‌دانستم چرا.

باید یک سال دیگر حسرت می‌خوردم.»

حمید جبلی، زاده دهم مهر ماه سال۱۳۳۷، بازیگر، کارگردان، صداپیشه، عکاس، نقاش و مجسه‌ساز و مدرس است که گاهی هم دست به قلم می‌برد و اتفاقا نوشته‌های او فقط در حوزه فیلمنامه و نمایشنامه نیست بلکه در زمینه داستان کوتاه هم تجربیات گوناگونی دارد.

او چندی پیش خاطرات خود را در قالب کتابی با عنوان «پسربچه شصت ساله» از سوی نشر «پریان» منتشر کرد. جلد اول و دوم این کتاب با اقبال خوانندگان رو به رو شد و تجدید چاپ هم شده است.

 

 

در صفحه اینستاگرام تریبون هنر با ما همراه باشید

تاریخ انتشار :۱۰ مهر ۱۴۰۰

برچسب‌ها:
مطالب مرتبط



شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام




یادداشت آرشیو

  • انتقاد تند تتلو از هیچکس: جاوید فلان گفتن «هیچکس» بازگشت پیشرو و تهی به ایران را خراب کرد

    تریبون هنر: امیر تتلو، خواننده زندانی، در یادداشتی تازه که در کانال یوتیوبش منتشر شده، به‌شدت از سروش هیچکس انتقاد کرده است. این یادداشت در پی کنسرت اخیر رضا پیشرو در لندن و حضور سروش هیچکس و حسین تهی در کنار او منتشر شده است. تتلو در این نوشته، علاوه […]

  • وداع با «اوا ماری سنت» در 102 سالگی
    مروری بر کارنامه هنری و زندگی اش
    وداع با «اوا ماری سنت» در ۱۰۲ سالگی
    یادداشت بابک صحرایی

    تریبون هنر _ بابک صحرایی: اوا ماری سنت، از آخرین بازماندگان نسل طلایی هالیوود، در ۱۰۲سالگی درگذشت. او ۳۰ ساله بود که نخستین فیلمش، «در بارانداز» ساخته الیا کازان را مقابل مارلون براندو بازی کرد و با همان فیلم اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را گرفت. پس از آن […]

  • هنرمندانی که در دوران محمدرضا شاه زندانی شدند
    روایت یک فصل از تاریخ هنر ایران
    هنرمندانی که در دوران محمدرضا شاه زندانی شدند

    تریبون هنر: در دوران حکومت محمدرضا شاه پهلوی، بسیاری از چهره‌های برجسته شعر، ادبیات، موسیقی و هنر ایران به دلیل فعالیت‌های سیاسی، عقایدشان یا خلق آثار اجتماعی و انتقادی بازداشت و زندانی شدند؛ برخی ماه‌ها و سال‌ها در زندان ماندند و برخی حتی جان خود را از دست دادند. از احمد شاملو و مهدی اخوان ثالث تا داریوش اقبالی، شهیار قنبری، جنتی عطایی و اسفندیار منفردزاده تا نجف دریابندری و […]

  • روایت تازه مونا مهرجویی از قتل داریوش مهرجویی و محیده محمدی فر

    تریبون هنر: مونا مهرجویی، در سومین سالروز قتل داریوش مهرجویی، کارگردان برجسته سینمای ایران، و همسرش وحیده محمدی‌فر، یادداشتی تکان‌دهنده منتشر کرده است.   مونا که هنگام قتل پدر و مادرش در ۲۲ مهر ۱۴۰۲ حدود ۱۷ سال داشت، نخستین کسی بود که پس از بازگشت به خانه، با پیکر […]

  • شیدا یوسفی؛ از پشت دوربین تا بامداد خمار

    تریبون هنر: شیدا یوسفی این روزها با بازی در نقش «طاووس» در سریال «بامداد خمار» به کارگردانی نرگس آبیار، توجه بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کرده است. نقطه قوت بازی شیدا یوسفی در نقش طا‌وس، شخصیت‌پردازی از طریق جزئیات رفتاری است. او با تسلط بر بیان و لهجه، […]

Ad
Ad
Ad