Ad


لامینور؛ تکامل فلسفی موسیقی در سینمای داریوش مهرجویی

یادداشت بابک صحرایی در مجله فیلم امروز

تریبون هنر _ بابک صحرایی: شوپنهاور موسیقی را عالی ترین نوع هنری می داند که نیازی به حمایت اشکال دیگر هنری ندارد. او می گوید موسیقی را نمی توان به زبان یا قلم بازگفت. باید شنید و آزمود.
پیش تر از شوپنهاور و شیفتگی اش به موسیقی، افلاطون اولین فیلسوفی است که نگاهی جدی به موسیقی داشته و در رساله جمهوری به تفصیل به این هنر پرداخته است. افلاطون موسیقی را به عنوان بخش اصلی در آموزش و پرورش معرفی کرده است. در ادامه ارسطو به نسبت استادش افلاطون، علاقه بیشتری به موسیقی نشان داده و در بوطیقا، یادگیری موسیقی را الزامی دانسته است.

با توجه به خاستگاه فلسفی سینمای داریوش مهرجویی، موسیقی عنصری شاخص در آثار اوست اما حضور موسیقی در این آثار، اشکال مختلفی داشته است که با نگاه به لامینور می شود گفت موسیقی در سینمای داریوش مهرجویی از منظر فلسفی، دارای روندی تکاملی است.

موسیقی در فیلم های مهرجویی گاهی حضور بسیار پررنگی داشته و گاهی هیج حضوری نداشته. مثل فیلم مهم دایره مینا که به کل موسیقی متن ندارد.
با این وجود مهرجویی همیشه نگاهی جدی به موسیقی در ساختار مفهومی آثارش داشته است. او دارای دانش بسیطی در حوزه موسیقی است و طبق گفته خودش، پیش از ورود حرفه ای به سینما، قصد داشته موسیقیدان شود. همکاری اش با هرمز فرهت در قبل از انقلاب نیز نشاندهنده شناخت او از موسیقی کلاسیک و سلیقه متفاوتش نسبت به موسیقی است.

همکاری اش با ناصر چشم آذر در بعد انقلاب نیز نشاندهنده نگاه مدرن او به موسیقی است. به یاد داشته باشیم که موسیقی الکترونیک اولین بار توسط ناصر چشم آذر در دهه ۶۰ وارد موسیقی ایران می شود. آهنگسازی که آثارش هم مورد اقبال توده مردم بود و هم ارزش های شاخص هنری داشت. برعکس هرمز فرهت که اگرچه نام بزرگی در در عرصه های بین المللی بود اما موسیقی اش با سلیقه و ذائقه مخاطب ایرانی سازگاری چندانی اشت. این عدم سازگاری به معنی عدم زیبایی و نفی ارزشهای هنری موسیقی فرهت نیست.

 

از سوی دیگر، ساز زدن یکی از شحصیت ها از ویژگی های فیلم های مهرجویی است. حتی در برخی از آثارش که موسیقی در متن فیلم حضوری پررنگ ندارد گهگاه می بینیم یکی از شخصیت ها سازی می زند و آوازی می خواند مثل سکانس طرب انگیز نوزاندگی و آوازخوانی عزت الله انتظامی در بانو.

داریوش مهرجویی تا سال ها با ترانه و موسیقی باکلام میانه ای نداشت تا اینکه برای اولین بار در لیلا، از قطعه ای با صدای علیرضا افتخاری در برخی سکانس ها استفاده کرد و در نهایت با فیلم سنتوری، در دهه پنجم فیلمسازی اش، پیوند عمیقی میان او و ترانه و موسیقی باکلام ایجاد شد که در لامینور دوباره تکرار شده است.

موسیقی در فیلم های داریوش مهرجویی از دو زاویه قابل بررسی است:
حضور موسیقی در متن فیلم ها
نگرش به موسیقی در ژرف ساخت مفهومی فیلم ها

در مورد اول، موسیقی در فیلم های داریوش مهرجویی در ابتدا حضوری حاشیه ای داشته و به مرور پررنگ تر شده است. یعنی در فیلم های او به خصوص آثار دهه اول کارنامه اش، عنصری به عنوان موسیقی متن حضور شاخصی ندارد اما در فیلم های پس از انقلاب کم کم حضور موسیقی پررنگ تر می شود تا جایی که در سنتوری و لامینور به اوج می رسد.

در بین فیلم های شاخص مهرجویی در دهه چهل و پنجاه، دایره مینا به کل موسیقی متن ندارد. در گاو، آقای هالو و پستچی نیز موسیقی از عناصر حاشیه ای فیلم است. ساختار موسیقی هرمز فرهت که آهنگساز موسیقی متن این سه فیلم بوده، در کلیت دارای ساختار کلاسیک با ارکستراسیون کاملا غربی است و حضور گاه به گاه سازهای ایرانی فقط به خاطر نزدیک شدن به اقلیم رخ دادن وقایع فیلم ها و یا وجه بومی شخصیت های داستان بوده.

دهه های چهل و پنجاه دوره اوج گرفتن گرایش مردم و سینماگران به سمت موسیقی های ملودیک بود اما موسیقی هرمز فرهت موسیقی هارمونیک و معمولا دور از فضاهای ملودیک بوده که تا حد زیادی با جریان رایج موسیقی متن فیلم های آن روزگار فاصله داشت. در روزگار مد شدن موسیقی اسفندیار منفردزاده در سینما و موفقیت موسیقی فیلم هایی مثل قیصر، رضا موتوری، داش آکل و گوزنها در بین توده مردم، نگاهی به موسیقی فیلم های داریوش مهرجویی نشاندهنده سلیقه دیگرگونه او در سبک و ساختار موسیقی و اجتناب ویژه اش از کاربرد موسیقی به شکل پررنگ در فیلم هایش است. در زمینه موسیقی باکلام نیز هیچ حضوری در فیلم های این دوره اش دیده نمی شود.

 

در سال های بعد از انقلاب همکاری اش با ناصر چشم آذر در اجاره نشینها، شیرک، هامون و بانو، روند حضور موسیقی در آثار مهرجویی را تغییر می دهد. در اجاره نشین ها موسیقی حضور پررنگی دارد و یکی از شخصیت های فیلم با بازی حسین سرشار نیز یک خواننده اپرا است.
گرایش ناصر چشم آذر به سمت موسیقی ملودیک، حضور موسیقی در این فیلم ها را به نسبت گذشته، متفاوت می کند. هرچند که به پیشنهاد مهرجویی، موسیقی هامون بر اساس تم هایی از باخ ساخته می شود که نشاندهنده علاقه همیشگی و ویژه این کارگردان به موسیقی کلاسیک و قرون وسطایی است.

در دهه هفتاد بعد از سارا که موسیقی اش قطعاتی از فیلیپ گلس است و پری، با لیلا حضور موسیقی در سینمای مهرجویی شکل دیگری می گیرد. استفاده از قطعه ای باکلام با صدای علیرضا افتخاری که خواننده پرطرفدار این دهه است در چندین سکانس، نشاندهنده گرایش مهرجویی به موسیقی باکلام در چهارمین دهه فیلمسازی اش است. برای اولین بار نیز آهنگسازی که از نام های برجسته موسیقی به اصطلاح سنتی است، یعنی فریدون شهبازیان نامش کنار کیوان جهانشاهی به عنوان آهنگساز موسیقی لیلا به چشم می خورد.

در درخت گلابی، دوباره بازگشت به سلیقه گذشته مشاهده می شود و از قطعاتی ساخته فیلیپ گلس در فیلم استفاده شده است.
در میکس بار دیگر ناصر چشم آذر موسیقی فیلم را ساخته و در نقش خودش هم در فیلم بازی کرده است.

در دهه هشتاد با سنتوری، عمیق ترین پیوند مهرجویی با موسیقی شکل گرفت. فیلمی که به خاطر سوژه داستان و حاشیه هایش تبدیل به یکی از مهم ترین فیلم های بعد از انقلاب می شود. سنتوری یکی از برجسته ترین و مهم ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران است که با محوریت موسیقی ساخته شده و قطعات باکلام فیلم با صدای محسن چاوشی در این فیلم در زمان انتشار به محبوبیت زیادی رسیدند.

 

لامینور، تکرار حضور پررنگ موسیقی در فیلمی از مهرجویی است. این بار داستان فیلم نیز مستقیما درباره موسیقی است. در سنتوری اگر شخصیت اصلی نوازنده سنتور بود که دچار تراژدی عاشقانه می شود، این بار در لامینور خود موسیقی است که نقش اصلی را بر عهده دارد. دختر جوانی عاشق موسیقی است و به این بهانه بخشی از حضور موسیقی پاپ در جامعه ایران، روایت می شود. پدربزرگ دختر عاشق موسیقی است و آواز می خواند. عموی دختر نیز از نگاه پدر این دختر، به خاطر موسیقی جان خود را از دست داده.

موسیقی لامینور را کریستف رضاعی بساخته است. او با ساخت موسیقی فیلم های محروم و فاتح به کارگردانی بهرام ری پور در دهه هفتاد وارد عرصه موسیقی فیلم شد و همکاری اش با مهرجویی از فیلم چه خوبه برگشتی آغاز شد. پس از آن موسیقی «نارنجی پوش» را ساخت و لامینور سومین همکاری اش با مهرجویی است. کریستف رضاعی با ساخت موسیقی فیلم در دنیای تو ساعت چند است؟ (صفی یزدانیان، ۱۳۹۳) و استقبال فراوان از این موسیقی، در زمره آهنگسازان نوآور و متفاوت سینمای ایران قرار گرفت.

موسیقی کریستف رضاعی تلفیق خوبی از موسیقی کلاسیک و مدرن است. او با رعایت مولفه های موسیقی کلاسیک، با ساخت تم های خوب و طراحی مناسب ارکستراسیون، همراهی خوبی بین موسیقی و تصویر ایجاد می کند. استفاده متفاوت و نوآورانه از سازهای ایرانی و شرقی نیز یکی از مشخصه های موسیقی این آهنگساز است. استفاده از سه تار و تبلا و تمبک در موسیقی چه خوبه برگشتی یکی از این نمونه هاست.

 

در موسیقی لامینور ، نزدیک شدن به موسیقی پاپ و استفاده از سازهای ایرانی مثل سنتور به چشم می خورد که برگفته از موضوع فیلم است. موسیقی قطعه باکلام این فیلم (رفیق من باش) نیز تلفیق بسیار خوبی از موسیقی کلاسیک و پاپ و حضور سازی مثل سنتور است.
تلفیق سنتور با گیتار و ویولنسل و هنگ درام و صدای کاوه آفاق منجر به خلق قطعه زیبایی شده که یکی از نکات ویژه این فیلم موسیقی محور است. ملودی کلام این قطعه نیز به شکل هوشمندانه ای تلفیقی از پاپ و راک است. کاوه آفاق خواننده مولفی است که از نام های سرشناس موسیقی راک ایرانی است. همکاری او و کریستف رضاعی در لامینور، منجر به تلفیق بسیار خوبی از موسیقی راک و کلاسیک و پاپ شده که چنین اتفاقی در فیلم های مهرجویی سابقه نداشته است.

داریوش مهرجویی در ششمین دهه فیلمسازی اش، حضور موسیقی در سینمای خود را به تکاملی فلسفی رسانده است. شوپنهاور در تعریف ارتباط موسیقی با دیگر هنرها می گوید تمام هنرها می روند تا روزی به موسیقی برسند. با توجه به خاستگاه فلسفی فیلم های مهرجویی، او خودآگاه یا ناخودآگاه، این مسیر را در فیلمسازی اش طی کرده است. حضور موسیقی در فیلم های او نموداری سینوسی کسینوسی دارد. از یک سو فیلمی مثل دایره مینا موسیقی ندارد و در درخت گلابی فقط صدای پیانو در ابندا و انتهای فیلم شنیده می شود و ازسویی دیگر سنتوری موسیقی محور است. از یک سو در هامون از تم های موسیقی باخ استفاده شده و در سارا قطعاتی از فیلیپ گلس شنیده می شود و از سوی دیگر قطعه ای با کلام با صدای علیرضا افتخاری حضور برجسته ای در لیلا دارد.

لامینور هم از منظر استفاده از موسیقی و قطعه ای باکلام در متن فیلم و هم از منظر نقش موسیقی در مفهوم داستان، نهایت حضور موسیقی در سینمای داریوش مهرجویی است. او در لامینور بیش از تمام آثارش نیز به ارتباط جوانان با موسیقی پرداخته که از این منظر لامینور حتی از سنتوری هم پیشی گرفته است.

فیلمسازی که همیشه با نگاهی فلسفی به تحلیلش اجتماعش پرداخته، در لامینور به شکلی هوشمندانه از موسیقی برای نقد و تحلیل جامعه اش بهره برده. او آگاهانه دریافته که موسیقی، مهم ترین درگاه ورود به دغدغه های بخش زیادی از جوانان جامعه ایران در دو دهه اخیر است. جامعه ای که مراسم تشییع پیکر یکی از خواننده های پاپ در آن (مرتضی پاشایی) اتفاقی کم نظیر از منظر حضور مردم را رقم می زند. جامعه ای که در اوج معضلات اقتصادی اش، کنسرت های خواننده های پاپش به اصطلاح سولد اوت می شود. جامعه ای که بر خلاف دهه های چهل تا هشتاد، مهم ترین و محبوب ترین ستاره هایش خواننده ها هستند تا جایی که بسیاری از ستاره های سینما و فوتبال را نیز ترغیب کرده تا وارد عرصه موسیقی بشوند.

لامینور فیلم کارگردانی است که از جوانی عاشق موسیقی بوده و این عشق را با دانش بسیطی در این حوزه همراه کرده است. کارگردانی که ادراک منحصر به فردی از موسیقی دارد. سنتور می نوازد. هرمز فرهت را از امریکا می آورد تا موسیقی فیلمش را بسازد. به ناصر چشم آذر در فیلمش نقش می دهد. از قطعات باخ در فیلمش استفاده می کند و به وقتش در می یابد موسیقی، در اوج معضلات اجتماعی و اقتصادی، پناهگاهی آرامش بخش برای جوانان جامعه اش است.

 

نویسنده: بابک صحرایی

منتشر شده در مجله فیلم امروز / خرداد ۱۴۰۱

 

در صفحه اینستاگرام تریبون هنر با ما همراه باشید

تاریخ انتشار :۱۳ خرداد ۱۴۰۱

برچسب‌ها:, , , , , , ,
مطالب مرتبط



شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام




یادداشت آرشیو

  • نقد فیلم علف زار: خوش ساخت و تحسین برانگیز / یادداشت بابک صحرایی

    تریبون هنر _ بابک صحرایی: علف زار به کارگردانی کاظم دانشی از معدود فیلم های خوبی است که در سال های اخیر ساخته شده. در دوران ضعف فیلمنامه و بی قصه بودن و باری به هر جهت بودن مضامین، فیلمنامه خوبی دارد که ضمن پرداختن شجاعانه به بخشی از معضلات […]

  • عنکبوت مقدس؛ ناگفته هایی از چگونگی تولید و حواشی

    تریبون هنر: عنکبوت مقدس به کارگردانی علی عباسی پس از نمایش در جشنواره کن، حواشی بسیاری را ایجاد کرده و عمده این حواشی به دلیل زاویه دید جاری در فیلم است. برداشت برآمده از فیلم این چنین است که قتل های زنجیره ای سعید حنایی مربوط به نگرش مذهبی جاری […]

  • لامینور؛ تکامل فلسفی موسیقی در سینمای داریوش مهرجویی
    لامینور؛ تکامل فلسفی موسیقی در سینمای داریوش مهرجویی
    یادداشت بابک صحرایی در مجله فیلم امروز

    تریبون هنر _ بابک صحرایی: شوپنهاور موسیقی را عالی ترین نوع هنری می داند که نیازی به حمایت اشکال دیگر هنری ندارد. او می گوید موسیقی را نمی توان به زبان یا قلم بازگفت. باید شنید و آزمود. پیش تر از شوپنهاور و شیفتگی اش به موسیقی، افلاطون اولین فیلسوفی […]

  • فیلم «تاپ گان: ماوریک» و زمینه سازی امریکا برای حمله هسته ای به ایران

    تریبون هنر: محمدعلی آهنگران درباره فیلم «تاپ گان؛ ماوریک» در استوری ایسناگرامش نوشت: «این فیلم خوش ساخت با بازی تام کروز ماجرای حمله موفقیت آمیز نیروی هوایی امریکا به تاسیسات هسته ای یک کشوری است. این تاسیسات در منطقه ای دقیقا شبیه منطقه فردو قرار دارد. به گمان من این […]

  • زهرا امیرابراهیمی در فرش قرمز کن

    تریبون هنر: رضا صائمی، نویسنده و منتقد، امروز بعد از حضور زهرا امیرابراهیمی در جشنواره کن نوشت: این حضور باشکوه جلوه می کند وقتی از گذر آن خاطرات و مخاطرات، اشک ها به لبخندها بدل می شود … جضورش بر فرش قرمز کن، بازگشت به عرش دوباره است … به […]

Ad
Ad
Ad
Ad
Ad
Ad
Ad