Ad

فیلم های جشنواره فجر از نگاه مسعود آب پرور

شعله ور: مشکل انتخاب قهرمان

فیلم بافت درستی دارد

تریبون هنر _ مسعود آب ور: درسته که طرح داستانی «شعله ور» به نظر کم مایه بنظر می رسه و برای یک فیلم سینمایی ناکافی، اما بافت نسبتا درستی داره: مردی که سودای پیشرفت و پرواز در سر داشته، حالا تنها تلاش می کند تا پس از چهار سال ترک مواد افیونی، خود و پسرش را که ادامه ی خود اوست نجات دهد… سه زن در زندگی او حضور دارند: مادر، همسر و زن جوانی که نه معشوقه ست نه شریک و نه همسر آینده. مرد امکان های ارتباطی موثر را با مادر و همسر از دست داده و با این زنِ تازه آشنا هم نمی تواند ارتباط درستی برقرار سازد و تنها کارکرد این زن جوان می تواند نجات آینده مرد (یعنی پسرش فرید) شود. او هواپیمای مدل می سازد و در اولین سفر با پسرش همراه می شود تا هواپیمایی را در بیرون شهر بپراند اما کمبودهای شخصیتی ش مانع از آن است. او نه تنها موفق به اینکار نمی شود بلکه در تصادفی بشدت به پسرش آسیب می زند.
با تندتر شدن شیب روایت شیب شناخت ضعف های او بیشتر هم نمایان میشود. وقتی شغلش را در زاهدان از دست می دهد ( که قرار بود گل پرورش دهد ) بی هدف به مسیرش ادامه میدهد و باز روانِ ناآرام و جستجوگرش او را بسوی امیال درونی می کشد… سر از دکه و کانکس هایی که روی هم چیده شده اند درمی آورد. پسرش که به ضرورت معنایی نمی تواند دور از او باشد، بمانند خودش خودسرانه و خیره سرانه به او می پیوندد. او که هواپیمای مدلش را هم با خود آورده از قضا قهرمان زندگیش را می یابد، قهرمانی که پدر نیست و بلکه رقیب اوست. همکلاس دوران مدرسه پدر که حالا غواص شهیری شده و برخلاف او که میل به غور در آسمانها دارد، رقیب در دل تاریک و سرد آبها میرود و غرق شدگان را نجات میدهد… تمایل فرزند به این قهرمان کافیست تا روح ویرانگر مرد بیدار شود، اول عامدانه هواپیمای مدل پسر را به کوه می کوبد و بعد هم شروع به تخریب چهره قهرمان می کند تا شاید بتواند درذهن و روح پسرش جایگاه او را بدست آورد… آنارشی و ویرانگری او تا حدّ مرگ و از دست رفتن پسرش که نه تنها خودِ اوست بلکه آینده او نیز محسوب میشود پیش میرود…
به قدر کافی این خط جذاب و دراماتیک به نظر میرسد اما برخی رویکردهای روایی میتوانست روایت را گرم و پر کشش سازد. شاید مشکل اصلی فیلم در انتخاب قهرمانش باشد که میل و رغبتی در ما برای دنبال کردن و نگران شدنش نداریم. مشکلی که در نمونه مشابه این اثر، پرویز مجید برزگر نداریم که دلایلش در این یادداشت دم جشنواره نمی گنجد…

 

مسعود آب پرور

منبع: تریبون هنر

تاریخ انتشار :۱۶ بهمن ۱۳۹۶

برچسب‌ها:, ,
مطالب مرتبط



شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام




یادداشت آرشیو

  • مهران احمدی

    تریبون هنر: بابک صحرایی در نقدی بر سریال «می خواهم زنده بمانم» که در شماره جدید مجله فیلم امروز منتشر شده، به بازی مهران احمدی در این سریال پرداخته است. بابک صحرایی درباره مهران احمدی نوشته: مهران احمدی برگ برنده دیگر این سریال است. بهمن دشتی یک شخصیت فرعی است […]

  • نقد سریال می خواهم زنده بمانم

    تریبون هنر _ بابک صحرایی: سریال «می خواهم زنده بمانم» (شهرام شاه حسینی) با استقبال خوبی مواجه شده. دارای مولفه های جذب مخاطب است. قصه ای پرکشش دارد با شخصیت هایی که همذات پنداری ایجاد می کنند و بازیگرهای توانایی که به خوبی از پس ایفای نقش ها برآمده اند. […]

  • امیر جدیدی
    به بهانه تولّدش
    امیر جدیدی؛ یک سر و گردن بالاتر
    یادداشت سید محمد کاظمی

    تریبون هنر: امیر جدیدی یکی از بی سر و صدا ترین سوپر استارهای سینمای ایران است. او تمام تمرکزش را روی مسیری گذاشته که مقصد آن برای خیلی ها آرزوست. فیلم به فیلم بهتر می شود و به قول معروف “گاف” هم نمی دهد! نیازی به تلاش برای اثبات این […]

  • تک خال در حفره

    تریبون هنر _ بابک صحرایی: تک خال در حفره به کارگردانی بیلی وایلدر فیلمی نوآر با بازی کرک داگلاس در نقش یک خبرنگار فرصت طلب است که طمعش او را در مسیر تلخ بی بازگشتی قرار می دهد. تک خال در حفره از یک منظر، فیلمی درباره فریب جامعه توسط […]

  • دکتر ژیواگو

    تریبون هنر: فیلم دکتر ژیواگو شکوه خیانت و اندوه است. خیانت مردم به همدیگر، حاکمیت به مردم و عاشق و معشوق به هم که همگی با شکوه درخشانی به نمایش درآمده اند. در حقیقت هم همین است. خیانت هم به اندازه عشق می تواند باشکوه باشد. منتها شکوه عشق منجر به […]

Ad
Ad
Ad
Ad
Ad