Ad


نقد سریال بازی مرکب: جذابیت برآمده از کمونیسم و نیهیلیسم

به قلم بابک صحرایی

تریبون هنر _ بابک صحرایی: سریال بازی مرکب تفکر کمونیستی کهنه ای را به شکلی مدرن و جذاب و هیجان انگیز بیان می کند. فقر، خشونت می آورد، خشونت، مرگ بیرحمانه را در پی دارد و عامل تمام این بدبختی ها، اسثمار مردم تهیدست توسط ثروتمندان بیرحم و بی بند و بار است. این حقیقتی که بخشی از زندگی بشر در تمام برهه های زمانی را تشکیل داده شعار اصلی کمونیسم بود و کمونیسم با دست گذاشتن روی این نقطه ضعف بشری، یکی از بزرگ ترین بلاها را بر سر توده مردم در برخی از جوامع آورد.

 

از سوی دیگر، بازی مرکب دارای اندیشه ای نیهیلیستی (پوچ گرایانه) و به خصوص کافکایی است. رد شدن بازیکنان و مامورها از دالان ها و راه پله هایی پر پیچ و خم یادآور داستان محاکمه فرانتس کافکا است که سردرگمی انسان در توطئه ای پیچیده و بی منطق را بازگو می کند. توطئه ای که برآمده از ذات زندگی و تقابل انسان با انسان است و پوچی و ناتوانی او در برابر زندگی و بیهودگی تلاش برای بقا را عیان می کند. بخشی از زیباترین تصاویر سریال از نظر مفهومی و بصری نیز مربوط به همین سکانس های رفت و آمد است.
بخشی از تفکرات ژان پل سارتر هم در سریال دیده می شود. سارتر می گوید عملکرد ما متکی به ماورا یا محرکه‌هایی نیست که به چشم نمی‌بینیم. به عبارتی سارتر در کل منکر وجود رابطه میان انسان و ماورا است. در سکانسی از سریال بعد از بازی طناب کشی، در دیالوگ میان دختر جوان با مردی که در حال دعا کردن است این تفکر سارتر عینا بیان می شود..

 

سریال بازی مرکب

 

پنج قسمت ابتدایی سریال بازی مرکب، اندیشه خود را به شکلی منطقی، هیجان انگیز و جذاب بیان می کند. داستان با نقاط عطف اثرگذاری روایت می شود و شخصیت پردازی های خوب، بازی های خوب و طراحی صحنه تحسین برانگیز همگی دست به دست هم می دهند و نفس تماشاگر را می برند. از قسمت ششم، نقاب از چهره سریال می افتد و شعارزدگی اش عیان می شود و در پایان با دیالوگی سطحی میان دو بازیگر اصلی، منطقی برای حجم عظیم خشونت جاری در داستان بیان می شود که خط بطلانی به کلیت سریال می کشد. شاید تنها جمله جالبش این باشد که گفته می شود: می دونی تنها شباهت آدم های خیلی فقیر و خیلی ثروتمند چیه؟ هر دو از زندگی لذت نمی برند.

 

رکودهای اقتصادی پی در پی در یک دهه اخیر و معضلات اقتصادی ایجاد شده در دو سال اخیر به خاطر شیوع کرونا باعث شده مردم تمام جهان بلای فقر و مشکل اقتصادی را به خوبی درک کنند. نکته ای که بازی مرکب در دو سه قسمت ابتدایی اش به خوبی از آن بهره می برد. ایده درخشان مرگبار شدن بازی های دوره کودکی و طراحی صحنه عالی و هوشمندانه اثر، جذابیت اثر را افزایش می دهد. تماشای خشونت برآمده از خوی حیوانی انسان هم همیشه برای مخاطب جذاب و اثرگذار است. بازی مرکب از تمام این عوامل استفاده می کند و مخاطبش را جذب می کند اما نمی تواند پایان قابل قبولی برای خود مهیا کند.

 

سریال بازی مرکب

از اوایل دهه چهل میلادی که بیان اندیشه های کمونیستی در فیلم های هالیوودی رواج پیدا کرد، خشونت برآمده از فقر از شاخص های اصلی فیلم هایی بوده که تفکراتی چپ گرایانه داشته اند. از خوشه های خشم و چه سرسبز بود دره من به کارگردانی جان فورد در اوایل دهه چهل میلادی تا اتوبوسی به نام هوس و در بارانداز به کارگردانی الیا کازان در دهه پنجاه، فیلم های متعددی از این دست را می شود مثال زد که به شکلی عیان به بیان خشونت فیزیکی و روانی می پردازند و همذات پنداری مخاطب را بر می انگیزند. حتی فیلم هایی که در ادامه در مذمت و بر علیه کمونیسم و حتی فاشیسم ساخته شدند نیز خشونت یکی از عوامل مهم جذابیت شان بوده است که می شود به دکتر ژیواگو ساخته دیوید لین و جولیا ساخته فرد زینه مان اشاره کرد. اتفاقی که در ادامه وارد فیلم هایی می شود که هیچ اندیشه خاصی را نیز با خود به همراه نداشته اند و فقط از عامل خشونت برای جذب مخاطب استفاده کرده اند که مخصوصا در دو دهه اخیر به اوج خود رسیده است.

 

 

بازی مرکب از سوی دیگر به خوبی به خوی حیوانی پنهان شده در انسان مدرن امروزی می پردازد. انسانی که در اوج تمدن و مدرنیته، برخی اوقات در دو حیطه تلاش برای بقا و لذت از زندگی، خوی حیوانی اش بر او مسلط می شود. بازی مرکب در پنج قسمت ابتدایی از این مضمون به خوبی بهره می برد و بیان و پردازش خوبی دارد اما در قسمت های پایانی این خصیصه را از دست می دهد. به خصوص با وارد شدن مهمان های ثروتمند، بی منطقی جاری در رفتاراین مهمان ها که هیچ معرفی خاصی هم از آن ها صورت نمی گیرد، باعث افت سریال می شود. هرچند که سریال همچنان از صحنه های نفسگیر و هیجان انگیز خوبی برخوردار است و سکانس ها بدون در نظر گرفتن منطق روایی و ربط به یکدیگر، سکانس های جذابی هستند.

 

سریال بازی مرکب

 

در این میان پلیسی که وارد قصه می شود نیز یکی از نقاط ضعف مهم فیلم است. پلیسی که تمام اتفاقات مربوط به او بر اساس عنصر شانس و تصادف رقم می خورد و سیستم و عوامل مخوف و هوشمند گردانندگان بازی، در نهایت حماقت با او برخورد می کنند. سکانس نهایی حضور پلیس نیز شبیه فیلم های هندی از کار درآمده است. رویارویی دو برادر که بی خبر از حضور یکدیگرند و سرنوشت تراژیکی که بدون هیچ منطقی رقم می خورد مشخصه بارز بسیاری از فیلم های هندی دهه های پنجاه و شصت میلادی بوده اند که عینا در بازی مرکب تکرار می شود.

 

بازی مرکب به کارگردانی هوانگ دونگ هیوک توسط نتفلیکس به انتشار رسیده. این سریال در مدت زمان کمی از انتشارش، رکوردهای بازدید را شکسته است. دونگ هیوک پیش از این سریال فیلم هایی به نام های پدر من، خاموش و ننه خانم را ساخته است. فیلم های این کارگردان عموما در کره جنوبی با استقبال خوبی رو به رو شده اند. در بازی مرکب ردی از فیلم های هانگر گیم و حتی برخی فیلم های دیوید فینچر مثل هفت یا فیلم های این چنینی دیده می شود، با این وجود جذابیت بصری فیلم، سرعت رخ دادن حوادث به شکلی اثرگذار و داستان جالب توجه اش باعث شده بازی مرکب تبدیل به سریالی شود که در عین مولفه های آشنایش، برای مخاطب عام تازگی داشته باشد.

 

در کل بازی مرکب سریال مهمی است. مهم ترین دلیل اهمیتش، استقبال گسترده ای است که در اقصی نقاط جهان از آن صورت گرفته است. کره جنوبی که هر چند وقت یک بار با فیلمی تحسین شده نامش سر زبان ها می افتاد، این بار با یک مینی سریال توجهاتی جهانی را به خود جلب کرده است.

 

نویسنده: بابک صحرایی

منبع: تریبون هنر

 

در صفحه اینستاگرام تریبون هنر با ما همراه باشید

 

تاریخ انتشار :۱۵ مهر ۱۴۰۰

برچسب‌ها:,
مطالب مرتبط



شما هم یک دیدگاه ارسال کنید
 

نام




یادداشت آرشیو

  • انتقاد تند تتلو از هیچکس: جاوید فلان گفتن «هیچکس» بازگشت پیشرو و تهی به ایران را خراب کرد

    تریبون هنر: امیر تتلو، خواننده زندانی، در یادداشتی تازه که در کانال یوتیوبش منتشر شده، به‌شدت از سروش هیچکس انتقاد کرده است. این یادداشت در پی کنسرت اخیر رضا پیشرو در لندن و حضور سروش هیچکس و حسین تهی در کنار او منتشر شده است. تتلو در این نوشته، علاوه […]

  • وداع با «اوا ماری سنت» در 102 سالگی
    مروری بر کارنامه هنری و زندگی اش
    وداع با «اوا ماری سنت» در ۱۰۲ سالگی
    یادداشت بابک صحرایی

    تریبون هنر _ بابک صحرایی: اوا ماری سنت، از آخرین بازماندگان نسل طلایی هالیوود، در ۱۰۲سالگی درگذشت. او ۳۰ ساله بود که نخستین فیلمش، «در بارانداز» ساخته الیا کازان را مقابل مارلون براندو بازی کرد و با همان فیلم اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را گرفت. پس از آن […]

  • هنرمندانی که در دوران محمدرضا شاه زندانی شدند
    روایت یک فصل از تاریخ هنر ایران
    هنرمندانی که در دوران محمدرضا شاه زندانی شدند

    تریبون هنر: در دوران حکومت محمدرضا شاه پهلوی، بسیاری از چهره‌های برجسته شعر، ادبیات، موسیقی و هنر ایران به دلیل فعالیت‌های سیاسی، عقایدشان یا خلق آثار اجتماعی و انتقادی بازداشت و زندانی شدند؛ برخی ماه‌ها و سال‌ها در زندان ماندند و برخی حتی جان خود را از دست دادند. از احمد شاملو و مهدی اخوان ثالث تا داریوش اقبالی، شهیار قنبری، جنتی عطایی و اسفندیار منفردزاده تا نجف دریابندری و […]

  • روایت تازه مونا مهرجویی از قتل داریوش مهرجویی و محیده محمدی فر

    تریبون هنر: مونا مهرجویی، در سومین سالروز قتل داریوش مهرجویی، کارگردان برجسته سینمای ایران، و همسرش وحیده محمدی‌فر، یادداشتی تکان‌دهنده منتشر کرده است.   مونا که هنگام قتل پدر و مادرش در ۲۲ مهر ۱۴۰۲ حدود ۱۷ سال داشت، نخستین کسی بود که پس از بازگشت به خانه، با پیکر […]

  • شیدا یوسفی؛ از پشت دوربین تا بامداد خمار

    تریبون هنر: شیدا یوسفی این روزها با بازی در نقش «طاووس» در سریال «بامداد خمار» به کارگردانی نرگس آبیار، توجه بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کرده است. نقطه قوت بازی شیدا یوسفی در نقش طا‌وس، شخصیت‌پردازی از طریق جزئیات رفتاری است. او با تسلط بر بیان و لهجه، […]

Ad
Ad
Ad