وداع با «اوا ماری سنت» در ۱۰۲ سالگی
یادداشت بابک صحراییتریبون هنر _ بابک صحرایی: اوا ماری سنت، از آخرین بازماندگان نسل طلایی هالیوود، در ۱۰۲سالگی درگذشت. او ۳۰ ساله بود که نخستین فیلمش، «در بارانداز» ساخته الیا کازان را مقابل مارلون براندو بازی کرد و با همان فیلم اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن را گرفت.
پس از آن با کارگردانانی چون آلفرد هیچکاک و فرد زینهمان کار کرد و مقابل ستارگانی چون کری گرانت، مونتگمری کلیفت، پل نیومن، وارن بیتی، ریچارد برتون و گریگوری پک قرار گرفت.
اما با وجود چنین شروعی، حاضر نشد زندگیاش را وقف ستارهبودن کند؛ پیشنهادهای زیادی را رد کرد، مدتی بیش از سالی یک فیلم بازی نمیکرد و در انتخاب نقشهایش سختگیر بود.
در زندگی شخصی هم مسیری کمسابقه در هالیوود داشت؛ سال ۱۹۵۱ با جفری هیدن ازدواج کرد و این زندگی مشترک ۶۵ سال، تا مرگ هیدن در ۲۰۱۶، ادامه یافت.
دستکشی که براندو پس نداد
برای انتخاب بازیگر «در بارانداز»، الیا کازان از اوا ماری سنت خواست مقابل مارلون براندو تست بدهد. سنت باید نقش دختری کمتجربه را بازی میکرد که اجازه نمیدهد مرد جوان وارد خانه شود؛ بیخبر از اینکه کازان از براندو خواسته بود او را غافلگیر و معذب کند. سنت بعدها میگفت براندو همان روز او را از تعادل خارج کرد؛ حسی که در فیلم هم باقی ماند.
در تمرین یکی از صحنهها، دستکش سنت اتفاقی افتاد. براندو آن را برداشت، اما بهجای پسدادنش، دست خودش کرد و به بازی ادامه داد. سنت بعدها گفت: «هر بازیگر دیگری احتمالاً دستکش را به من پس میداد؛ اما مارلون آن را وارد بازی کرد.» کازان هم این بداهه را در فیلم حفظ کرد.
سنت تا پایان عمر، براندو را بهترین بازیگری میدانست که با او کار کرده بود.
وقتی برای همین فیلم اسکار گرفت، تقریباً نهماهه باردار بود و روی صحنه شوخی کرد شاید همانجا بچهاش به دنیا بیاید.
دو روز بعد، پسرش متولد شد.
همبازی شدن با مونتگمری کلیفت در فیلمی که تراژدی زندگیاش را رقم زد
سه سال پس از «در بارانداز»، اوا ماری سنت در «شهرستان رینتری» کنار مونتگمری کلیفت، الیزابت تیلور و لی ماروین قرار گرفت؛ پروژه عظیمی که قرار بود پاسخ مترو گلدوین مایر به «بر باد رفته» باشد.
کلیفت بهشدت خجالتی بود. سنت تعریف میکرد یکبار او را به ناهار دعوت کرد و تقریباً هیچ حرفی میانشان ردوبدل نشد؛ اما مقابل دوربین، ارتباطشان بهطرز عجیبی شکل میگرفت.
در میانه فیلمبرداری، کلیفت پس از ترک مهمانی خانه الیزابت تیلور تصادف کرد و بهشدت مجروح شد. تیلور با شنیدن خبر خود را به محل رساند و برای کمک به او داخل اتومبیل رفت. جراحات صورت کلیفت چنان شدید بود که چهره و مسیر زندگی و بازیگریاش برای همیشه تغییر کرد.
فیلمبرداری حدود دو ماه متوقف شد و کلیفت پس از بهبودی نسبی بازگشت؛ به همین دلیل تغییر چهره او را حتی در خود فیلم میتوان دید.
سنت سالها بعد میگفت انگار «شهرستان رینتری» طلسم شده بود؛ پروژهای پرهزینه و پردردسر که نتوانست انتظارات را برآورده کند:
«میتوانست فیلم بسیار بهتری باشد.»
هیچکاک، اوا ماری سنت دیگری ساخت
وقتی آلفرد هیچکاک اوا ماری سنت را برای «شمال از شمالغربی» انتخاب کرد، او بیشتر با نقش زنان ساده و واقعگرای درامهای جدی شناخته میشد. هیچکاک اما از او زنی شیک، مرموز و اغواگر ساخت؛ تصویری کاملاً متفاوت از بازیگر «در بارانداز».
سنت در ۳۵سالگی و کمی پس از تولد دومین فرزندش، برای نخستین بار چنین نقش اغواگری را تجربه میکرد. حتی پیش از گرفتن نقش، به پیشنهاد مادرش با لباس بژ و دستکش سفید به ملاقات هیچکاک رفت؛ چون شنیده بود او چنین ظاهری را میپسندد.
دستورهای هیچکاک ساده بود: «صدایت را پایین بیاور، کمتر از دستهایت استفاده کن و مستقیم در چشمهای کری گرانت نگاه کن.» سنت بعدها میگفت هیچکاک بخشی از وجودش را کشف کرد که خودش نمیشناخت: «جاسوس سکسی» درونش.
کری گرانت هم به بازیگری که به نقشهای جدی و پررنج عادت کرده بود گفت: «لازم نیست در هر فیلمی گریه کنی؛ گاهی هم خوش بگذران.»
«شمال از شمالغربی» نهفقط یکی از مهمترین فیلمهای کارنامه سنت، که تولد تصویری کاملاً تازه از او در سینما بود.
از پل نیومن تا وارن بیتی
پس از «شمال از شمالغربی»، اوا ماری سنت همچنان مقابل ستارگان بزرگ هالیوود قرار میگرفت.در «هجرت» ساخته اتو پرمینجر همبازی پل نیومن شد؛ پرمینجر هنگام فیلمبرداری یک صحنه عاشقانه ناگهان جلو آمد و گفت میخواهد به نیومن نشان دهد چگونه سنت را ببوسد و خودش او را بوسید! سنت و نیومن سالها با طعنه به این ماجرا میخندیدند: «اتو پرمینجر داشت به پل نیومن یاد میداد چطور ببوسد؟!»
دو سال بعد، سنت در «همه سقوط میکنند» ساخته جان فرانکنهایمر مقابل وارن بیتی قرار گرفت؛ فیلمی که از محبوبترین آثار خودش بود و آن را تقریباً یک فیلم هنری میدانست.
بیتیِ جوان مدام با سنت متأهل سربهسر میگذاشت و از او میپرسید: «واقعاً از ازدواجت خوشحالی؟» اما سنت وارد بازی او نشد.
اوا ماری سنت در کنار جنجالیترین زوج هالیوود
در ۱۹۶۴، تنها چند ماه پس از ازدواج جنجالی الیزابت تیلور و ریچارد برتون، اوا ماری سنت در «مرغ دریایی» ساخته وینسنت مینلی با آنها همبازی شد؛ سومین فیلم مشترک تیلور و برتون و نخستین فیلمشان پس از ازدواج. جالب اینکه در فیلم هم برتون مردی متأهل بود که عاشق شخصیت تیلور میشد و سنت نقش همسر او را داشت.
سنت با اشاره به یکی از کلیشههای قدیمی هالیوود از مینلی پرسید چرا برخلاف تصور رایج، اوا ماری سنتِ بلوند همسر نجیب و وفادار است و تیلورِ موتیره زن اغواگری که وارد زندگی یک مرد متأهل میشود؟ جواب مینلی عجیب بود: «بلوندها زندگی زناشویی را به هم نمیزنند؛ زنهای موتیره میزنند!» سنت میگفت حتی سالها بعد هم منطق این حرف را نفهمیده بود.
اما آنچه بیش از همه در ذهنش ماند، شهرت باورنکردنی تیلور و برتون بود؛ زوجی که تقریباً نمیتوانستند جایی بروند بدون آنکه جمعیت و عکاسان محاصرهشان کنند.
سنت که این زندگی را از نزدیک دیده بود، بعدها گفت خوشحال است خودش هرگز به آن درجه از شهرت نرسید.
اگر قرار بود کسی نجاتت دهد، گریگوری پک بود
اوا ماری سنت در «ماه کمینگر» مقابل گریگوری پک بازی کرد؛ در نقش زنی که پس از سالها زندگی اجباری در میان آپاچیها، همراه پسرش میکوشد زندگی تازهای آغاز کند. نقشی کمدیالوگ که بخش زیادی از ترس و آسیب شخصیت را با نگاه و چهره منتقل میکرد.
سنت از همکاری با پک خاطره بسیار خوبی داشت و سالها بعد درباره جذابیت و وقار او گفت: «اگر قرار بود کسی بیاید و نجاتت دهد، گریگوری پک همان مرد بود.»
دو سال بعد در «عشقورزی» مقابل جورج سیگال، سراغ زنی کاملاً متفاوت رفت؛ همسری گرفتار در ازدواجی فرسوده. ابتدا نقش را رد کرده بود چون نمیخواست باز هم «زن خانهدار حومه شهر» باشد، اما پس از صحبت با کارگردان نظرش عوض شد. بازی او چنان مورد توجه قرار گرفت که پالین کیل آن را از نقاط برجسته فیلم دانست.
در همین سالها تعداد فیلمهایش آرامآرام کمتر شد؛ نه به این دلیل که دیگر پیشنهاد نداشت، بلکه چون خودش داشت انتخاب میکرد سینما چه اندازه از زندگیاش را در اختیار بگیرد.
یکی از آخرین بازماندگان نسل طلایی هالیوود
اوا ماری سنت پس از کمکردن حضورش در سینما هرگز واقعاً بازیگری را کنار نگذاشت. پنج بار نامزد جایزه امی شد و برای «آدمهایی مثل ما» امی گرفت.
نسلها عوض شدند و او همچنان بازی کرد؛ از تام هنکس در «هیچ چیز مشترک» تا حضور در «بازگشت سوپرمن» در ۸۲سالگی و صداپیشگی در «افسانه کورا».
در سالهای پایانی معیار سادهای برای پذیرفتن نقش داشت:
«آیا دوست دارم نوههایم مرا در این فیلم ببینند؟»
او در ۳۰سالگی مقابل مارلون براندو وارد سینما شد و با همان فیلم اسکار گرفت. ۷۲ سال بعد، با مرگش در ۱۰۲سالگی، یکی از آخرین بازماندگان نسل طلایی هالیوود دهه ۵۰ از دنیا رفت؛ نسلی که چهرههای افسانهای تاریخ سینما، برای او همکارانش بودند.
نویسنده: بابک صحرایی
منبع: تریبون هنر
در صفحه اینستاگرام تریبون هنر با ما همراه باشید
تاریخ انتشار :۲۴ مهر ۱۴۰۵











